🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
امروزه نام فیلیپس با محصولاتی مانند تجهیزات پزشکی، فناوریهای سلامت و لوازم مراقبت شخصی شناخته میشود؛ اما این شرکت کار خود را با تولید لامپ آغاز کرد. چگونه کسبوکاری که در ابتدا محصولی نسبتاً ساده میساخت، توانست در طول بیش از یک قرن فعالیت، بارها مسیر خود را تغییر دهد؟
داستان فیلیپس، داستان شرکتی است که برای ادامه فعالیت، بارها میان تخصصهای قدیمی و فرصتهای تازه انتخاب کرد. این برند در دورههایی به توسعه محصولات الکترونیکی مصرفی پرداخت، در حوزه روشنایی گسترش یافت و بعدها بخش مهمی از تمرکز خود را به فناوری سلامت و تجهیزات پزشکی اختصاص داد.
مسیر فیلیپس نشان میدهد که ماندگاری یک برند همیشه به معنای تولید همان محصولات اولیه نیست. گاهی برای حفظ آینده کسبوکار، لازم است شرکت تشخیص دهد کدام توانمندیها باید حفظ شوند و کدام فعالیتها دیگر با شرایط بازار تناسب ندارند.
فیلیپس چگونه متولد شد؟
داستان فیلیپس در سال ۱۸۹۱ در شهر آیندهوون هلند آغاز شد. جرارد فیلیپس، با همراهی خانوادهاش، شرکتی را برای تولید لامپهای رشتهای و محصولات مرتبط با روشنایی راهاندازی کرد.
در آن دوره، برقرسانی و استفاده از روشنایی الکتریکی در حال گسترش بود. این فناوری فرصتهای تازهای ایجاد میکرد، اما تولید محصولات قابلاعتماد و توسعه بازار برای آنها به دانش فنی، سرمایهگذاری و توان تولید نیاز داشت.
فیلیپس فعالیت خود را در همین حوزه آغاز کرد و بهتدریج ظرفیت تولید و دامنه فعالیتش را گسترش داد. برادر جرارد، آنتون فیلیپس، نیز در توسعه تجاری شرکت نقش مهمی ایفا کرد.
یکی از نکات مهم این مرحله آن است که فیلیپس در بازاری فعالیت میکرد که هنوز ظرفیت رشد زیادی داشت. شرکت توانست از گسترش فناوری روشنایی بهره ببرد، اما برای تبدیل شدن به یک برند بزرگ، به توسعه مستمر توان تولید و شناخت بازار نیز نیاز داشت.
چگونه یک تولیدکننده لامپ به شرکتی بینالمللی تبدیل شد؟
توسعه فیلیپس تنها به افزایش تولید لامپ محدود نماند. شرکت بهتدریج دامنه فعالیتهای خود را گسترش داد و در حوزههای مختلف فناوری و الکترونیک حضور پیدا کرد.
این گسترش در طول دههها و با سرمایهگذاری در پژوهش، توسعه محصول و بازارهای جدید اتفاق افتاد. فیلیپس بهتدریج از یک تولیدکننده متمرکز بر روشنایی به شرکتی با فعالیتهای متنوعتر تبدیل شد.
البته تنوع محصولات بهخودیخود تضمینکننده موفقیت نیست. هر حوزه تازه به دانش تخصصی، مدیریت، شبکه توزیع و شناخت مشتریان خاص خود نیاز دارد. شرکت باید بتواند میان فرصتهای جدید و تواناییهای واقعی خود ارتباط برقرار کند.
فیلیپس در طول تاریخ خود بارها چنین انتخابهایی انجام داد؛ بعضی فعالیتها گسترش یافتند و برخی دیگر در دورههای بعدی تغییر کردند یا از ساختار شرکت جدا شدند.
این روند یکی از درسهای مهم داستان فیلیپس است: رشد پایدار همیشه به معنای بزرگتر کردن فهرست محصولات نیست؛ گاهی به معنای انتخاب دقیقتر حوزههایی است که شرکت میتواند در آنها ارزش بیشتری ایجاد کند.
نقش پژوهش و توسعه در مسیر فیلیپس
یکی از ویژگیهای مهم تاریخ فیلیپس، توجه به پژوهش و توسعه فناوری بوده است. شرکت در طول زمان روی محصولات و فناوریهای متنوعی کار کرده و برای توسعه دانش فنی خود سرمایهگذاری کرده است.
این رویکرد بهویژه در صنایع فناوری اهمیت دارد؛ زیرا محصولات موفق امروز ممکن است در آینده با روشهای تازهای جایگزین شوند.
برای نمونه، فناوری روشنایی در طول زمان تغییرات گستردهای را تجربه کرده است. لامپهای رشتهای جایگاه تاریخی مهمی داشتند، اما فناوریهای کممصرفتر بهتدریج سهم بیشتری از بازار را به دست آوردند. شرکتهایی که در این صنعت فعالیت میکنند، باید بتوانند با این تغییرات سازگار شوند.
پژوهش و توسعه به شرکتها کمک میکند تغییرات فنی را بهتر بشناسند، محصولات جدید طراحی کنند و در صورت امکان، فرصتهای تازه بازار را زودتر شناسایی کنند.
بااینحال، سرمایهگذاری پژوهشی بهتنهایی کافی نیست. فناوری زمانی ارزش تجاری پیدا میکند که به محصول یا خدمتی تبدیل شود که مشتری به آن نیاز دارد و شرکت بتواند آن را بهشکلی اقتصادی عرضه کند.
فیلیپس چگونه وارد بازار الکترونیک مصرفی شد؟
در قرن بیستم، فیلیپس فعالیت خود را در حوزههای مختلف الکترونیک گسترش داد. محصولات این شرکت در دورههایی شامل رادیو، تلویزیون، تجهیزات صوتی و تصویری و دیگر وسایل الکترونیکی مصرفی بودند.
ورود به این بازارها به فیلیپس اجازه داد از توانمندیهای فنی خود در زمینههای تازه استفاده کند. شرکت دیگر تنها به روشنایی وابسته نبود و میتوانست در چندین بخش از بازار محصولات الکترونیکی حضور داشته باشد.
این تنوع در برخی دورهها فرصت رشد ایجاد کرد، اما همزمان پیچیدگی مدیریت شرکت را نیز افزایش داد.
بازار الکترونیک مصرفی بهشدت تحت تأثیر نوآوری، رقابت قیمتی و تغییر سلیقه مشتریان قرار دارد. شرکتها باید بهطور مداوم محصولات خود را بهبود دهند و در برابر رقیبانی قرار میگیرند که ممکن است با فناوری یا ساختار هزینه متفاوت وارد بازار شوند.
برای یک شرکت بزرگ، حفظ همه فعالیتها در چنین شرایطی میتواند دشوار شود. هر بخش به سرمایهگذاری، بازاریابی و مدیریت تخصصی نیاز دارد و عملکرد ضعیف یک حوزه ممکن است منابع لازم برای توسعه حوزههای دیگر را محدود کند.
فیلیپس در سالهای بعد با همین پرسش روبهرو شد: آیا باید همچنان در طیف وسیعی از محصولات مصرفی فعالیت کند یا تمرکز خود را به حوزههایی محدود سازد که فرصت تمایز بیشتری دارند؟
چرا فیلیپس از بعضی کسبوکارهای قدیمی خود فاصله گرفت؟
در دورههای مختلف، فیلیپس ساختار فعالیتهای خود را تغییر داد و برخی از کسبوکارهای قدیمی را واگذار کرد یا به شرکتهای جداگانه تبدیل ساخت.
یکی از نمونههای مهم، تغییر ساختار فعالیتهای روشنایی بود. این شرکت بخش روشنایی خود را از ساختار اصلی جدا کرد و کسبوکار مستقل Signify در سال ۲۰۱۸ با تمرکز بر روشنایی فعالیت خود را ادامه داد. این جدایی نشان داد که یک حوزه قدیمی و مهم میتواند حتی پس از سالها ارتباط با نام فیلیپس، مسیر تجاری مستقلی پیدا کند.
در بخش لوازم الکترونیکی مصرفی نیز برخی فعالیتها در طول زمان واگذار شدند یا شکل همکاری و مالکیت آنها تغییر کرد.
این تصمیمها را نباید صرفاً بهعنوان کنار گذاشتن فعالیتهای ناموفق تفسیر کرد. در بعضی موارد، جداسازی یک کسبوکار میتواند به آن اجازه دهد با ساختار مدیریتی و راهبردی مناسبتری فعالیت کند؛ در موارد دیگر، شرکت مادر میتواند منابع خود را روی حوزههای منتخب متمرکز سازد.
نکته اصلی این است که سابقه طولانی یک فعالیت، بهتنهایی دلیل کافی برای ادامه سرمایهگذاری در آن نیست.
اگر بازار تغییر کرده باشد یا شرکت مزیت رقابتی روشنی نداشته باشد، ادامه فعالیت صرفاً به دلیل خاطرات گذشته ممکن است فرصتهای آینده را محدود کند.
چگونه فیلیپس تمرکز خود را به فناوری سلامت نزدیک کرد؟
یکی از مهمترین تغییرات راهبردی فیلیپس در دهههای اخیر، تمرکز بیشتر بر فناوری سلامت و تجهیزات پزشکی بوده است.
این حوزه با برخی توانمندیهای فنی شرکت، از جمله مهندسی الکترونیک، پردازش اطلاعات، طراحی تجهیزات پیچیده و توسعه سامانههای تخصصی، ارتباط دارد.
فیلیپس در زمینههایی مانند تصویربرداری پزشکی، پایش بیماران، تجهیزات مرتبط با مراقبتهای درمانی و راهکارهای فناوری سلامت فعالیت کرده است.
در این بازار، مشتری فقط به ظاهر یا قیمت محصول توجه نمیکند. دقت، قابلیت اطمینان، ایمنی، پشتیبانی فنی و سازگاری تجهیزات با فرایندهای درمانی اهمیت بسیار زیادی دارند.
همچنین، محصولات پزشکی معمولاً به ارزیابیهای تخصصی، الزامات قانونی و فرایندهای پیچیده خرید و نگهداری نیاز دارند. ورود موفق به این بازار مستلزم شناخت عمیق نیازهای بیمارستانها، متخصصان و نظامهای درمانی است.
تمرکز بر فناوری سلامت به فیلیپس امکان داد جایگاه خود را در بازاری تخصصیتر تعریف کند؛ بازاری که در آن دانش فنی و قابلیت ارائه راهکارهای پیچیده میتواند اهمیت زیادی داشته باشد.
بااینحال، تغییر تمرکز راهبردی نیز بدون ریسک نیست. بازار تجهیزات پزشکی رقابتی است و شرکتها باید کیفیت، هزینه، نوآوری و الزامات قانونی را همزمان مدیریت کنند.
آیا تغییر مسیر فیلیپس به معنای کنار گذاشتن کامل گذشته است؟
خیر. یکی از نکات جالب داستان فیلیپس این است که شرکت در طول زمان، بسیاری از توانمندیهای خود را در حوزههای تازه به کار گرفته است.
دانش مهندسی، تجربه طراحی محصولات پیچیده، توان توسعه فناوری و شناخت نیازهای بازار میتوانند در صنایع مختلف کاربرد داشته باشند.
البته انتقال توانمندیها به بازار جدید همیشه آسان نیست. فناوری یک صنعت ممکن است با صنعت دیگر تفاوتهای اساسی داشته باشد و شرکت به نیروهای متخصص، فرایندهای تازه و شناخت مشتریان جدید نیاز پیدا کند.
اما اگر میان تواناییهای موجود و نیازهای بازار هدف ارتباطی واقعی وجود داشته باشد، شرکت میتواند بخشی از سرمایه دانشی گذشته را در مسیر جدید استفاده کند.
برای نمونه، یک تولیدکننده تجهیزات صنعتی ممکن است از تجربه خود در کنترل کیفیت و مهندسی برای ورود به یک بازار تخصصیتر بهره ببرد. یک شرکت نرمافزاری نیز ممکن است دانش خود درباره پردازش داده را در صنعتی دیگر به کار گیرد، البته به شرط آنکه الزامات و نیازهای آن صنعت را بهدرستی بشناسد.
درس فیلیپس این نیست که هر شرکتی باید از بازار اصلی خود خارج شود؛ بلکه باید توانمندیهای خود را بشناسد و بررسی کند در کدام بازارها بیشترین ارزش را ایجاد میکنند.
چالشهایی که فیلیپس با آنها روبهرو شد
مسیر یک شرکت باسابقه فقط از موفقیت تشکیل نمیشود. فیلیپس نیز در دورههای مختلف با چالشهایی در زمینه رقابت، کیفیت، نوآوری و مدیریت کسبوکارهای پیچیده روبهرو بوده است.
۱. رقابت شدید در بازار محصولات مصرفی
در بازار تلویزیون، تجهیزات صوتی و محصولات الکترونیکی، شرکتها با رقیبانی روبهرو هستند که میتوانند محصولات مشابه را با هزینهها و ساختارهای متفاوت تولید کنند.
در چنین شرایطی، شهرت قدیمی همیشه برای حفظ سهم بازار کافی نیست. شرکت باید مشخص کند چرا مشتری محصول آن را انتخاب کند و چه مزیتی در مقایسه با گزینههای دیگر دریافت میکند.
۲. پیچیدگی مدیریت فعالیتهای متنوع
هرچه یک شرکت در حوزههای بیشتری فعالیت کند، مدیریت منابع، بودجه، نیروی انسانی و راهبردهای مختلف دشوارتر میشود.
تنوع میتواند ریسک وابستگی به یک بازار را کاهش دهد، اما اگر حوزههای مختلف ارتباط راهبردی مناسبی با یکدیگر نداشته باشند، ممکن است هزینه هماهنگی افزایش یابد.
۳. دشواری تغییر تمرکز سازمانی
تغییر مسیر یک شرکت بزرگ تنها به تصمیم مدیران محدود نمیشود. ساختار سازمانی، مهارت کارکنان، تجهیزات، قراردادها و فرهنگ کاری نیز باید با راهبرد جدید هماهنگ شوند.
این فرایند زمانبر است و ممکن است با مقاومت یا هزینههای انتقال همراه باشد.
۴. حساسیت بالای بازار سلامت
فعالیت در حوزه تجهیزات پزشکی مسئولیت سنگینی به همراه دارد. مشکلات کیفیت یا عملکرد میتوانند پیامدهایی جدی داشته باشند و اعتماد مشتریان حرفهای را تحت تأثیر قرار دهند.
بنابراین، موفقیت در این حوزه به کنترل کیفیت، مدیریت ریسک، پشتیبانی تخصصی و رعایت الزامات قانونی نیاز دارد.
۵. حفظ اعتماد در کنار تغییرات راهبردی
وقتی یک برند از محصولات آشنای خود فاصله میگیرد، ممکن است برخی مشتریان قدیمی همچنان آن را با گذشتهاش بشناسند.
شرکت باید بتواند هویت جدید خود را روشن کند و در عین حال، اعتماد ایجادشده در طول سالها را حفظ کند.
هفت درس مدیریتی از داستان فیلیپس
درس اول: با یک نیاز واقعی شروع کنید
فیلیپس فعالیت خود را با تولید لامپ آغاز کرد؛ محصولی که با گسترش روشنایی الکتریکی ارتباط مستقیم داشت.
برای کسبوکارهای تازه نیز بهتر است ابتدا نیاز مشخصی از مشتریان را شناسایی کنند. سپس محصول یا خدمتی بسازند که بتواند آن نیاز را بهصورت قابلاعتماد برطرف کند.
درس دوم: توانمندیهای خود را بشناسید
شرکتها باید بدانند چه چیزی را بهتر از دیگران انجام میدهند. این توانمندی ممکن است مهندسی، تولید، طراحی، خدمات، تحلیل داده یا شناخت یک گروه خاص از مشتریان باشد.
شناخت این قابلیتها کمک میکند فرصتهای رشد واقعبینانهتر انتخاب شوند.
درس سوم: تنوع را با هدف انجام دهید
افزودن محصولات جدید ممکن است فروش را افزایش دهد، اما هر محصول تازه به منابع نیاز دارد.
پیش از ورود به یک بازار، بررسی کنید آیا مشتری کافی وجود دارد، آیا شرکت دانش لازم را در اختیار دارد و آیا محصول جدید میتواند مزیت رقابتی قابلدفاعی ایجاد کند.
درس چهارم: از فعالیتهای قدیمی بیش از اندازه دفاع نکنید
گاهی مدیران به دلیل سابقه طولانی یک محصول یا وابستگی عاطفی به آن، ادامه فعالیت را ضروری میدانند.
اما تصمیم اقتصادی باید بر اساس شرایط واقعی بازار گرفته شود. اگر فعالیتی دیگر با توانمندیها و فرصتهای شرکت تناسب ندارد، بازنگری در آن میتواند ضروری باشد.
درس پنجم: تغییر مسیر را بر پایه توانمندیهای واقعی انجام دهید
ورود به یک بازار تازه نباید فقط به دلیل رشد ظاهری آن انجام شود. شرکت باید بررسی کند چه قابلیتهایی برای موفقیت در آن بازار دارد و چه دانش یا سرمایهگذاری تازهای لازم است.
بهترین فرصتها گاهی در نقطه تلاقی تواناییهای فعلی و نیازهای جدید بازار قرار دارند.
درس ششم: اعتماد در بازارهای تخصصی اهمیت ویژهای دارد
در محصولاتی که عملکرد آنها بر سلامت، ایمنی یا فعالیتهای حیاتی مشتری اثر میگذارد، کیفیت و پشتیبانی اهمیت زیادی دارند.
حتی کسبوکارهای کوچک نیز میتوانند با شفافیت، رعایت استانداردهای مرتبط و پاسخگویی مناسب، اعتماد مشتریان خود را تقویت کنند.
درس هفتم: برند را با فعالیتهای فعلی هماهنگ نگه دارید
اگر یک شرکت تغییر راهبرد میدهد، باید تصویر عمومی خود را نیز متناسب با آن روشن کند. مشتریان باید بدانند شرکت اکنون در چه حوزهای فعالیت میکند و چه ارزشی ارائه میدهد.
نام مشهور بهتنهایی کافی نیست؛ برند باید با عملکرد واقعی و جایگاه امروزی شرکت هماهنگ باشد.
پرسشهای متداول درباره برند فیلیپس
فیلیپس در چه سالی تأسیس شد؟
شرکت فیلیپس در سال ۱۸۹۱ در شهر آیندهوون هلند تأسیس شد و فعالیت خود را با تولید لامپ آغاز کرد.
فیلیپس ابتدا چه محصولی تولید میکرد؟
محصول اولیه و اصلی فیلیپس لامپهای رشتهای و محصولات مرتبط با روشنایی بود.
چرا فیلیپس از برخی محصولات الکترونیکی مصرفی فاصله گرفت؟
تغییر شرایط رقابتی، تصمیمهای راهبردی و تمایل به تمرکز بر حوزههای منتخب از عوامل مؤثر در تغییر ساختار فعالیتهای این شرکت بودند.
فیلیپس امروز بیشتر در چه حوزههایی فعالیت میکند؟
تمرکز اصلی فیلیپس در سالهای اخیر بر فناوری سلامت، تجهیزات پزشکی و راهکارهای مرتبط با مراقبتهای درمانی بوده است.
آیا تغییر مسیر برای هر کسبوکاری ضروری است؟
خیر. تغییر مسیر زمانی منطقی است که شرایط بازار، توانمندیهای شرکت یا فرصتهای رشد آن را توجیه کنند. برخی کسبوکارها میتوانند با بهبود محصول اصلی خود موفق بمانند و نیازی به ورود به صنایع جدید ندارند.
جمعبندی؛ ماندگاری یعنی توانایی انتخاب دوباره
داستان فیلیپس نشان میدهد که یک شرکت میتواند از تولید محصولی ساده مانند لامپ آغاز کند و در طول زمان، با توسعه فناوری و تغییر راهبرد، به حوزههای تخصصی دیگری وارد شود.
این مسیر بدون چالش نبوده است. رقابت، پیچیدگی سازمانی و تغییر نیازهای بازار، فیلیپس را وادار کردهاند بارها درباره آینده فعالیتهای خود تصمیمگیری کند.
مهمترین درس این داستان برای صاحبان کسبوکار آن است که وفاداری به گذشته نباید مانع دیدن فرصتهای آینده شود.
برندهای ماندگار لزوماً همان محصول اولیه را برای همیشه تولید نمیکنند. آنها تلاش میکنند توانمندیهای ارزشمند خود را حفظ کنند، فعالیتهای کمتناسب را بازنگری کنند و در پاسخ به نیازهای تازه بازار، مسیر مناسبی برای ادامه رشد پیدا کنند.
مطالب بیشتر از این دسته
- داستان برند کانن؛ چگونه یک تولیدکننده کوچک دوربین به یکی از نامهای ماندگار صنعت تصویربرداری تبدیل شد؟
- داستان برند نایکی؛ چگونه یک شرکت کوچک کفش ورزشی به نماد جهانی ورزش و موفقیت تبدیل شد؟
- داستان برند ایرانسل؛ چگونه اپراتور دوم تلفن همراه ایران به رقیبی جدی در بازار ارتباطات تبدیل شد؟
- داستان برند آدیداس؛ چگونه اختلاف دو برادر، دو غول ورزشی جهان را به وجود آورد؟
- داستان برند نوکیا؛ چگونه پادشاه موبایلهای جهان از اوج شهرت به حاشیه بازار گوشیهای هوشمند رسید؟
- داستان برند پپسی؛ چگونه یک نوشیدنی ساده به رقیب سرسخت کوکاکولا تبدیل شد؟