🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
در دهه ۱۳۸۰، وقتی کاربران ایرانی میخواستند یک حساب ایمیل بسازند، اخبار جهان را دنبال کنند یا به جستوجوی مطالب اینترنتی بپردازند، نام یاهو (Yahoo!) برای بسیاری از آنها آشنا بود. ایمیل یاهو، پیامرسان یاهو مسنجر و صفحه اصلی این سایت، بخشی از تجربه اینترنت برای میلیونها نفر بودند.
در آن دوران، یاهو فقط یک وبسایت نبود؛ بلکه برای بسیاری از کاربران، نقطه شروع ورود به اینترنت محسوب میشد. افراد از طریق صفحه اصلی آن به اخبار، ایمیل، اطلاعات مالی، سرگرمی و خدمات مختلف دسترسی پیدا میکردند.
اما امروز وقتی صحبت از جستوجوی اینترنتی میشود، بیشتر مردم ابتدا به گوگل فکر میکنند. بسیاری از کاربران جوان نیز شاید هرگز از یاهو مسنجر استفاده نکرده باشند یا ندانند زمانی این برند یکی از مهمترین بازیگران اینترنت جهان بود.
چگونه شرکتی که در سالهای نخست اینترنت رشد چشمگیری داشت، بخش بزرگی از جایگاه خود را از دست داد؟ چرا گوگل توانست در جستوجوی اینترنتی از یاهو پیشی بگیرد؟ آیا یاهو فرصت خرید گوگل را از دست داد؟ و چرا یک برند مشهور نتوانست به همان اندازه گذشته با تغییرات بازار هماهنگ شود؟
داستان یاهو، نمونهای آموزنده از رشد و افول یک برند فناوری است؛ داستان شرکتی که در شکلگیری اینترنت مدرن نقش داشت، اما در تصمیمگیریهای راهبردی با چالشهایی روبهرو شد که مسیر آینده آن را تغییر دادند.
یاهو چگونه تأسیس شد؟ دو دانشجو و فهرستی از وبسایتها
داستان یاهو در سال ۱۹۹۴ در دانشگاه استنفورد آمریکا آغاز شد.
جری یانگ (Jerry Yang) و دیوید فیلو (David Filo)، دو دانشجوی تحصیلات تکمیلی رشته مهندسی برق، به اینترنت علاقه داشتند. در آن زمان، تعداد وبسایتها رو به افزایش بود و پیدا کردن صفحات موردنیاز، همیشه آسان نبود.
امروزه کاربران برای پیدا کردن اطلاعات کافی است چند کلمه را در موتور جستوجو وارد کنند؛ اما در سالهای آغازین اینترنت، ابزارهای جستوجو هنوز به شکل امروزی توسعه نیافته بودند.
یانگ و فیلو برای حل این مشکل، فهرستی از وبسایتهای موردعلاقه خود ایجاد کردند و آنها را در دستههای مختلف قرار دادند. این فهرست ابتدا با نام «راهنمای اینترنتی جری و دیوید» شناخته میشد.
ایده آنها ساده بود: بهجای آنکه کاربران مجبور باشند نشانی هر وبسایت را از قبل بدانند، میتوانستند به یک فهرست دستهبندیشده مراجعه کنند و سایتهای مرتبط با موضوع موردنظرشان را پیدا کنند.
با افزایش تعداد پیوندها و دستهبندیها، این پروژه دانشجویی بهتدریج شکل یک خدمت اینترنتی جدیتر را به خود گرفت.
در آوریل ۱۹۹۴، نام این مجموعه به Yahoo! تغییر کرد. در سال ۱۹۹۵ نیز شرکت بهصورت رسمی سازماندهی شد و فعالیت تجاری خود را گسترش داد.
نکته مهم این است که یاهو از یک نیاز ساده کاربران آغاز شد: پیدا کردن مسیر در اینترنتی که بهسرعت در حال بزرگ شدن بود.
چرا نام یاهو به یک برند جهانی تبدیل شد؟
انتخاب نام مناسب میتواند به یک کسبوکار کمک کند تا راحتتر در ذهن مخاطبان باقی بماند.
نام Yahoo! کوتاه، متمایز و قابلتشخیص بود. بنیانگذاران برای آن معنایی طنزآمیز نیز در نظر گرفته بودند و عبارت انگلیسی «Yet Another Hierarchically Organized Oracle» از توضیحهای شناختهشده مرتبط با نام آن است.
اما نام جذاب تنها بخشی از موفقیت یاهو بود. آنچه اهمیت بیشتری داشت، خدمتی بود که این برند ارائه میکرد.
در آن دوره، اینترنت برای کاربران تازهوارد پیچیده بود. آنها باید با نشانیهای مختلف، وبسایتهای پراکنده و شیوههای متفاوت دسترسی به اطلاعات آشنا میشدند.
یاهو تلاش کرد این تجربه را سادهتر کند. کاربران میتوانستند از یک صفحه به اخبار، ایمیل، اطلاعات مالی، سرگرمی و سایر خدمات دسترسی پیدا کنند.
بهتدریج، یاهو از یک فهرست وبسایتها فراتر رفت و به یک پورتال اینترنتی تبدیل شد؛ یعنی درگاهی که خدمات متنوعی را در یک محیط جمع میکرد.
این تغییر، به گسترش استفاده از برند کمک کرد. کاربران دیگر فقط هنگام جستوجوی یک وبسایت به یاهو مراجعه نمیکردند، بلکه ممکن بود هر روز برای بررسی ایمیل یا خواندن اخبار نیز از آن استفاده کنند.
یکی از رازهای موفقیت اولیه یاهو، تبدیل شدن به نقطه شروع سادهای برای ورود به اینترنت بود.
یاهو مسنجر؛ سرویس محبوبی که خاطرات یک نسل را ساخت
برای بسیاری از کاربران ایرانی، داستان یاهو بدون نام یاهو مسنجر کامل نمیشود.
یاهو مسنجر یکی از سرویسهای پیامرسان اینترنتی محبوب در دهههای ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰ بود. کاربران از طریق آن میتوانستند با دوستانشان گفتوگو کنند، پیام بفرستند، وضعیت حضور خود را نشان دهند و در دورههای مختلف از امکانات ارتباطی دیگری نیز استفاده کنند.
در زمانی که شبکههای اجتماعی امروزی هنوز فراگیر نشده بودند، پیامرسانها نقش مهمی در ارتباطات آنلاین داشتند.
ساخت یک حساب کاربری، افزودن دوستان به فهرست مخاطبان و گفتوگو در محیط آنلاین برای بسیاری از افراد تجربهای تازه بود. برخی کاربران نیز ساعتها درباره وضعیت آنلاین بودن، پیامهای شخصی و امکانات این نرمافزار صحبت میکردند.
یاهو مسنجر به توسعه رابطه میان یاهو و کاربران کمک کرد؛ زیرا استفاده از آن در طول زمان تکرار میشد و به بخشی از عادتهای اینترنتی افراد تبدیل شده بود.
اما محبوبیت یک سرویس ارتباطی به معنای ماندگاری همیشگی آن نیست.
با گسترش شبکههای اجتماعی، تلفنهای هوشمند و پیامرسانهای جدید، رفتار کاربران تغییر کرد. مردم بهتدریج به سمت ابزارهایی رفتند که امکان ارتباط از طریق موبایل، گروههای گفتوگو، ارسال تصاویر و استفاده آسانتر در دستگاههای مختلف را فراهم میکردند.
یاهو مسنجر نتوانست جایگاه خود را در این تحول حفظ کند و سرانجام در سال ۲۰۱۸ تعطیل شد.
این اتفاق یکی از نمونههای روشن تغییر سریع سلیقه و رفتار کاربران در صنعت فناوری است.
دوران طلایی یاهو؛ وقتی یک سایت به دروازه ورود به اینترنت تبدیل شد
در اواخر دهه ۱۹۹۰، یاهو به یکی از مهمترین نامهای اینترنت تبدیل شده بود.
این شرکت خدمات خود را بهتدریج گسترش داد و امکانات متعددی را در اختیار کاربران قرار داد. ایمیل، اخبار، اطلاعات مالی، فهرست وبسایتها و خدمات سرگرمی در یک مجموعه گرد آمده بودند.
در آن دوران، کاربران برای دسترسی به بخشهای مختلف اینترنت باید به سایتها و خدمات متعدد مراجعه میکردند. یاهو تلاش میکرد این نیازها را در یک محیط جمع کند.
این مدل چند مزیت داشت.
نخست اینکه کاربران مدت بیشتری در محیط یاهو میماندند. دوم اینکه شرکت میتوانست از طریق تبلیغات، درآمد کسب کند. سوم اینکه ارائه خدمات مختلف، فرصتهای بیشتری برای جذب کاربران جدید ایجاد میکرد.
هرچه افراد بیشتری از سایت استفاده میکردند، ارزش تبلیغاتی آن نیز میتوانست افزایش یابد.
این منطق در بسیاری از کسبوکارهای اینترنتی دیده میشود: جذب مخاطب بیشتر میتواند درآمد تبلیغاتی را افزایش دهد و درآمد بیشتر نیز امکان توسعه خدمات را فراهم کند.
اما این مدل یک شرط مهم دارد؛ شرکت باید بتواند مخاطبان خود را بهدرستی مدیریت کند و در عین حال، کیفیت خدمات اصلی را حفظ کند.
یاهو در دورهای توانست چنین جایگاهی به دست آورد، اما با ورود رقبای جدید، مزیتهای گذشته آن بهتدریج زیر سؤال رفتند.
گوگل چگونه توانست از یاهو پیشی بگیرد؟
یکی از مهمترین نقاط عطف داستان یاهو، ظهور گوگل بود.
گوگل در سال ۱۹۹۸ تأسیس شد و رویکرد متفاوتی به جستوجوی اینترنتی ارائه کرد. در حالی که یاهو در ابتدا بر دستهبندی وبسایتها و سپس ارائه مجموعهای از خدمات تمرکز داشت، گوگل تلاش کرد پاسخهای مرتبطتری به پرسشهای کاربران ارائه دهد.
در اینترنتی که بهسرعت در حال رشد بود، پیدا کردن اطلاعات دقیق و مرتبط به یکی از نیازهای اساسی کاربران تبدیل شده بود.
روشهای رتبهبندی صفحات در گوگل به این شرکت کمک کرد نتایج جستوجو را با کیفیت رقابتی ارائه کند. رابط کاربری ساده نیز باعث میشد کاربران بدون مواجهه با بخشهای متعدد، مستقیماً جستوجوی خود را انجام دهند.
این تفاوت در ظاهر کوچک بود، اما به تفاوتی مهم در تجربه کاربری تبدیل شد.
صفحه اصلی گوگل عمدتاً بر کادر جستوجو تمرکز داشت، در حالی که صفحه یاهو شامل بخشهای مختلف، اخبار و پیوندهای متعدد بود.
هر دو رویکرد میتوانستند برای گروهی از کاربران جذاب باشند، اما رفتار کاربران اینترنت در حال تغییر بود. بسیاری از آنها بهجای گشتوگذار در یک پورتال، پاسخ سریع به یک سؤال مشخص را ترجیح میدادند.
در ادامه، گوگل توانست در جستوجوی اینترنتی جایگاه بسیار قدرتمندی به دست آورد.
البته افول نسبی یاهو تنها به ظهور گوگل مربوط نبود؛ تصمیمهای تجاری، رقابت تبلیغاتی و تغییرات سازمانی نیز در این مسیر نقش داشتند.
آیا یاهو میتوانست گوگل را بخرد؟
یکی از روایتهای مشهور تاریخ فناوری این است که یاهو فرصت خرید گوگل را از دست داد.
یاهو در آغاز فعالیت گوگل با این شرکت ارتباط تجاری داشت و در سال ۲۰۰۰، از فناوری جستوجوی گوگل برای ارائه نتایج به کاربران خود استفاده کرد.
اما گوگل بهتدریج رشد کرد و به رقیبی مهم تبدیل شد.
گاهی در روایتهای عمومی گفته میشود که یاهو میتوانست با خرید زودهنگام گوگل، آینده متفاوتی برای خود رقم بزند. بااینحال، این ماجرا را باید با دقت بررسی کرد؛ زیرا داستان تصمیمهای احتمالی، پیشنهادها و مذاکرات میان دو شرکت در روایتهای مختلف تفاوتهایی دارد.
آنچه روشن است، این است که یاهو و گوگل در مقاطع مختلف روابط تجاری داشتند، اما در ادامه مسیر مستقلی را دنبال کردند و گوگل توانست جایگاه قدرتمندی در جستوجو و تبلیغات آنلاین ایجاد کند.
درس این داستان لزوماً این نیست که هر شرکت باید تمام رقبای تازهوارد را بخرد. چنین تصمیمی به قیمت، شرایط بازار، ظرفیت مالی و شناخت شرکت از آینده فناوری وابسته است.
نکته مهمتر آن است که مدیران باید رقبای نوظهور را جدی بگیرند و تغییرات بازار را صرفاً به دلیل کوچک بودن رقیب در زمان حاضر نادیده نگیرند.
پیشنهاد خرید مایکروسافت؛ فرصتی که به معامله تبدیل نشد
در سال ۲۰۰۸، مایکروسافت پیشنهاد خرید یاهو را با ارزشی حدود ۴۴٫۶ میلیارد دلار مطرح کرد.
این پیشنهاد در آن زمان توجه زیادی جلب کرد، زیرا یاهو یکی از نامهای بزرگ اینترنت بود، اما با رقابت فزاینده در بازار جستوجو و تبلیغات آنلاین روبهرو شده بود.
مدیریت یاهو در نهایت پیشنهاد مایکروسافت را نپذیرفت. مذاکرات و اختلافنظر درباره ارزش شرکت و شرایط معامله ادامه یافت، اما خرید انجام نشد.
از نگاه مدیران یاهو، ارزش شرکت میتوانست بیشتر از مبلغ پیشنهادی باشد. بااینحال، سالهای بعد نشان دادند که حفظ استقلال بهتنهایی برای بازگشت به جایگاه قبلی کافی نبود.
البته نمیتوان با قطعیت گفت که پذیرش پیشنهاد مایکروسافت حتماً نتیجه بهتری ایجاد میکرد. ادغام دو شرکت با چالشهای مدیریتی، فنی و فرهنگی همراه میشد و موفقیت آن تضمینشده نبود.
بااینحال، این رویداد یکی از تصمیمهای مهم تاریخ یاهو باقی ماند.
این ماجرا یک درس مدیریتی دارد: تصمیمهای بزرگ را باید بر اساس ارزش واقعی کسبوکار، توان ادامه رقابت و سناریوهای آینده ارزیابی کرد، نه صرفاً بر اساس امید به بازگشت دوران اوج.
چرا یاهو نتوانست از فرصت شبکههای اجتماعی بهاندازه کافی استفاده کند؟
در اوایل دهه ۲۰۰۰ و پس از آن، شبکههای اجتماعی بهتدریج شیوه تعامل مردم با اینترنت را تغییر دادند.
کاربران دیگر تنها به جستوجوی اطلاعات یا خواندن اخبار علاقه نداشتند. آنها میخواستند محتوا منتشر کنند، ارتباطات خود را گسترش دهند و تجربههایشان را با دیگران به اشتراک بگذارند.
فیسبوک و سایر شبکههای اجتماعی توانستند این نیازها را به شکل گستردهای پاسخ دهند.
یاهو در طول فعالیت خود خدمات متعدد و خریدهای مهمی را دنبال کرد، اما نتوانست در تمام حوزههای جدید جایگاه پیشرو پیدا کند. برخی فرصتهای مهم نیز به شرکتهای دیگر رسیدند.
برای مثال، گوگل در سال ۲۰۰۶ یوتیوب را خریداری کرد و این پلتفرم بعدها به یکی از بازیگران اصلی ویدئوی آنلاین تبدیل شد. یاهو نیز در دورههایی به دنبال توسعه خدمات اجتماعی و محتوایی بود، اما نتوانست نتیجهای همسطح موفقیت برخی رقبای خود ایجاد کند.
در چنین بازاری، صرف داشتن میلیونها کاربر کافی نیست. شرکت باید بتواند نیازهای در حال تغییر مخاطبان را بشناسد و محصولاتی ارائه کند که در زندگی روزمره آنها نقش داشته باشند.
یاهو خدمات متعددی داشت، اما تنوع خدمات همیشه به معنای داشتن مزیت رقابتی پایدار نیست.
خریدهای بزرگ؛ چرا گسترش شرکت همیشه به موفقیت منجر نمیشود؟
یاهو در سالهای فعالیت خود شرکتها و خدمات متعددی را خریداری کرد. هدف از این خریدها، گسترش تواناییها، جذب مخاطبان تازه و تقویت جایگاه شرکت در بازار اینترنت بود.
اما خرید یک شرکت به معنای موفقیت خودکار آن نیست.
پس از خرید، شرکت باید بتواند فناوری، تیمها، محصولات و روشهای کاری کسبوکار جدید را با ساختار خود هماهنگ کند. اگر این فرایند بهدرستی انجام نشود، بخشی از ارزش مورد انتظار ممکن است از بین برود.
از سوی دیگر، خریدهای بزرگ ممکن است هزینه زیادی داشته باشند. اگر شرکت نتواند از دارایی خریداریشده درآمد یا مزیت رقابتی مناسبی ایجاد کند، سرمایهگذاری انجامشده بازده مورد انتظار را نخواهد داشت.
یاهو در دورههای مختلف، خریدها و تغییرات مدیریتی متعددی را تجربه کرد. برخی خدمات توسعه یافتند و برخی دیگر نتوانستند به جایگاه مورد انتظار برسند.
این تجربه نشان میدهد که رشد از طریق خرید شرکتهای دیگر، تنها زمانی منطقی است که با راهبرد روشن و برنامه یکپارچهسازی همراه باشد.
فروش کسبوکار اصلی یاهو؛ پایان یک دوران در سال ۲۰۱۷
با کاهش جایگاه یاهو در برخی بخشهای بازار اینترنت، شرکت در نهایت تصمیم گرفت بخش عمده کسبوکار اینترنتی خود را واگذار کند.
در سال ۲۰۱۶، توافق فروش داراییهای اصلی اینترنتی یاهو به شرکت ورایزن اعلام شد و این معامله در سال ۲۰۱۷ نهایی شد.
ورایزن این داراییها را در کنار کسبوکار AOL در ساختاری تازه ادغام کرد که ابتدا با نام Oath شناخته شد و بعدها به Verizon Media تغییر نام داد.
این اتفاق به معنای حذف کامل نام یاهو نبود؛ بلکه بخش مهمی از فعالیتهای عملیاتی آن وارد ساختار شرکتی دیگری شد.
یاهو همچنان بهعنوان نامی تجاری در ایمیل، اخبار و خدمات دیگر مورد استفاده قرار گرفت، اما دیگر همان شرکت مستقل و یکپارچهای نبود که در دوران اوج خود میشناختیم.
این تحول نمونهای از تغییری بود که در تاریخ بسیاری از برندهای فناوری رخ داده است: شرکتی که زمانی بازار را هدایت میکرد، با دگرگونی شرایط مجبور میشود ساختار مالکیت یا دامنه فعالیت خود را تغییر دهد.
آیا یاهو کاملاً از بین رفت؟
خیر. سرنوشت یاهو به معنای پایان کامل آن نبود.
در سال ۲۰۲۱، شرکت سرمایهگذاری آپولو (Apollo Global Management) خرید یاهو را از ورایزن تکمیل کرد. پس از این معامله، یاهو بهعنوان شرکتی مستقلتر در ساختار مالکیت جدید فعالیت خود را ادامه داد و ورایزن نیز بخشی از سهام آن را حفظ کرد.
یاهو میل، اخبار، خدمات مالی و ورزشی همچنان برای گروههایی از کاربران اهمیت دارند. بنابراین، این برند کاملاً ناپدید نشده است؛ بلکه جایگاه و مدل کسبوکار آن نسبت به دوران طلایی اینترنت تغییر کردهاند.
در سالهای اخیر نیز یاهو تلاش کرده است از ظرفیت خدمات موجود و فناوریهای جدید برای بهبود محصولات خود استفاده کند. هدف این است که دوباره تعامل کاربران را افزایش دهد و در بازار رقابتی امروز نقش مؤثرتری ایفا کند.
البته بازگشت به جایگاه پیشین تضمینشده نیست. بازار اینترنت امروز با دوران دهه ۱۹۹۰ تفاوت زیادی دارد و رقبای قدرتمندی در جستوجو، رسانه، ارتباطات و هوش مصنوعی حضور دارند.
داستان یاهو یادآوری میکند که افول یک برند لزوماً به معنای ناپدید شدن شرکت نیست. برخی شرکتها پس از از دست دادن بازار اصلی خود، تلاش میکنند با ساختاری متفاوت به فعالیت ادامه دهند.
پنج درس مهم کسبوکار از داستان یاهو
۱. موفقیت اولیه نباید باعث توقف نوآوری شود
یاهو در دورهای یکی از مهمترین درگاههای اینترنت بود. اما با تغییر رفتار کاربران و ظهور فناوریهای جدید، مزیتهای گذشته بهتدریج کافی نبودند.
شرکتها باید حتی در دوران موفقیت، به تغییرات آینده توجه کنند.
۲. گستردگی خدمات همیشه به معنای مزیت رقابتی نیست
یاهو خدمات متعددی در اختیار کاربران قرار میداد، اما در برخی بازارهای تازه نتوانست جایگاه پیشرو خود را حفظ کند.
داشتن امکانات زیاد زمانی ارزشمند است که مشتری بتواند برای آنها دلیل روشنی داشته باشد و از تجربهای منسجم بهره ببرد.
۳. رقیبان کوچک را جدی بگیرید
شرکتهای بزرگ ممکن است به دلیل سهم بازار و منابع مالی خود، بازیگران تازهوارد را دستکم بگیرند.
اما فناوریهای جدید میتوانند به شرکتهای کوچک اجازه دهند تجربهای بهتر یا روشی اقتصادیتر ارائه کنند.
۴. خرید شرکتهای دیگر جایگزین راهبرد روشن نمیشود
خریدهای بزرگ ممکن است سرعت رشد را افزایش دهند، اما بدون برنامه مشخص برای توسعه محصول و یکپارچهسازی، به موفقیت پایدار منجر نمیشوند.
۵. تمرکز بر نیاز اصلی مشتری اهمیت دارد
یاهو زمانی موفق شد که پیدا کردن وبسایتها و دسترسی به خدمات اینترنتی را سادهتر کرد. در ادامه، بازار به سمت جستوجوی دقیقتر، تجربه کاربری متفاوت و شبکههای اجتماعی حرکت کرد.
شرکتهایی که با این تغییرات هماهنگ نشوند، ممکن است حتی با وجود کاربران فراوان، بخشی از جایگاه خود را از دست بدهند.
آیا کسبوکارهای ایرانی هم ممکن است با سرنوشت یاهو مواجه شوند؟
بله، هر کسبوکاری که در یک بازار در حال تغییر فعالیت میکند، ممکن است با چنین خطری روبهرو شود.
برای مثال، یک فروشگاه اینترنتی ممکن است امروز به دلیل تبلیغات گسترده و تنوع محصول مشتریان زیادی جذب کند؛ اما اگر نتواند تجربه خرید خود را بهبود دهد، ممکن است با ورود رقبای جدید بخشی از بازار را از دست بدهد.
یک رسانه نیز ممکن است سالها به جذب مخاطب از یک کانال مشخص وابسته باشد، اما با تغییر الگوریتمهای جستوجو یا رفتار کاربران، بازدید آن کاهش پیدا کند.
درس یاهو این نیست که هر کسبوکار بزرگی محکوم به افول است؛ بلکه این است که هیچ مدل کسبوکاری نباید برای همیشه ثابت فرض شود.
کارآفرینان باید تغییرات رفتار مشتریان را بررسی کنند، فناوریهای جدید را در مقیاس مناسب آزمایش کنند و مطمئن شوند که ارزش پیشنهادی آنها همچنان با نیازهای بازار هماهنگ است.
جمعبندی؛ داستان یاهو چه چیزی درباره رشد و افول برندها به ما میآموزد؟
یاهو در سال ۱۹۹۴ بهعنوان فهرستی از وبسایتهای اینترنتی آغاز شد و بهسرعت به یکی از مهمترین درگاههای اینترنت تبدیل شد. این شرکت با گسترش خدماتی مانند ایمیل، اخبار، جستوجو و پیامرسانی، توانست میلیونها کاربر را جذب کند.
اما با ظهور گوگل، رشد شبکههای اجتماعی و تغییر رفتار کاربران، قواعد رقابت در اینترنت تغییر کرد. یاهو نتوانست در همه بازارهای جدید مزیت رقابتی قدرتمندی ایجاد کند و در سال ۲۰۱۷ بخش عمده کسبوکار اصلی اینترنتی خود را به ورایزن واگذار کرد.
با وجود این، نام یاهو باقی ماند و پس از خرید توسط آپولو در سال ۲۰۲۱، این شرکت فعالیت خود را در قالب ساختاری جدید ادامه داد.
مهمترین درس داستان یاهو این است که شرکتی که زمانی راه ورود مردم به یک فناوری را ساده کرده، ممکن است در صورت ناتوانی در سازگاری با نسل بعدی همان فناوری، جایگاه خود را از دست بدهد.
برای صاحبان کسبوکار، این داستان اهمیت تمرکز، نوآوری و تصمیمگیری بهموقع را یادآوری میکند. موفقیت دیروز میتواند سرمایه ارزشمندی برای فردا باشد، اما تنها در صورتی که شرکت همچنان برای مشتریان ارزش تازهای ایجاد کند.
سوالات متداول درباره داستان برند یاهو
یاهو در چه سالی تأسیس شد؟
پروژه یاهو در سال ۱۹۹۴ توسط جری یانگ و دیوید فیلو در دانشگاه استنفورد شکل گرفت و شرکت در سال ۱۹۹۵ بهصورت رسمی سازماندهی شد.
یاهو در ابتدا چه خدماتی ارائه میکرد؟
یاهو در ابتدا فهرستی دستهبندیشده از وبسایتهای اینترنتی بود. بعدها خدماتی مانند ایمیل، اخبار، اطلاعات مالی، جستوجو و پیامرسانی را به مجموعه خود اضافه کرد.
چرا یاهو جایگاه خود را به گوگل واگذار کرد؟
تغییر رفتار کاربران، پیشرفت فناوری جستوجو، رقابت در تبلیغات آنلاین، تصمیمهای راهبردی و مشکلات مدیریتی از عوامل مهمی بودند که در کاهش جایگاه یاهو نقش داشتند. نمیتوان این تحول را تنها به یک علت نسبت داد.
یاهو مسنجر چه زمانی تعطیل شد؟
سرویس یاهو مسنجر در سال ۲۰۱۸ تعطیل شد. این اتفاق بخشی از تغییرات بازار پیامرسانها و جابهجایی کاربران به سرویسهای جدیدتر بود.
آیا یاهو هنوز وجود دارد؟
بله. یاهو پس از واگذاری بخش عمده کسبوکار اینترنتی خود به ورایزن و سپس خریداریشدن توسط آپولو در سال ۲۰۲۱، به فعالیت خود ادامه داده است. خدماتی مانند ایمیل، اخبار و اطلاعات مالی از جمله بخشهای شناختهشده آن هستند.
مهمترین درس داستان یاهو برای کارآفرینان چیست؟
مهمترین درس این است که شرکتها باید تغییر رفتار مشتریان و فناوری را بهموقع جدی بگیرند. داشتن کاربران زیاد و برند شناختهشده، بدون نوآوری و مدل کسبوکار مناسب، برای حفظ جایگاه در بلندمدت کافی نیست.
مطالب بیشتر از این دسته
- داستان برند فورد؛ چگونه تولید انبوه، خودروسازی را برای همیشه تغییر داد؟
- داستان برند آدیداس؛ چگونه اختلاف دو برادر، دو غول ورزشی جهان را به وجود آورد؟
- داستان برند دیجیکالا؛ چگونه یک تجربه خرید ناموفق، به تولد یکی از بزرگترین کسبوکارهای اینترنتی ایران منجر شد؟
- داستان برند داروگر؛ چگونه نخستین نسل تولیدکنندگان صنعتی صابون در ایران به یکی از خاطرهانگیزترین نامهای صنعت شوینده تبدیل شد؟
- داستان برند ارج؛ چگونه یکی از بزرگترین تولیدکنندگان لوازم خانگی ایران از اوج به حاشیه رسید؟
- داستان برند ایرانسل؛ چگونه اپراتور دوم تلفن همراه ایران به رقیبی جدی در بازار ارتباطات تبدیل شد؟