🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
امروزه بسیاری از ایرانیها برای خرید خودرو، پیدا کردن خانه، فروش وسایل دستدوم، استخدام نیرو یا ارائه خدمات به دیوار سر میزنند. این پلتفرم به بخشی از رفتار روزمره مردم تبدیل شده است؛ اما در آغاز، ایده آن بسیار سادهتر بود: فراهم کردن فضایی آنلاین که افراد بتوانند بدون واسطه، آگهیهای خود را منتشر کنند و با یکدیگر ارتباط بگیرند.
داستان برند دیوار، داستان تبدیل یک نیاز ساده به یک کسبوکار اینترنتی بزرگ است. این شرکت از یک اپلیکیشن کوچک شروع کرد، با استقبال تدریجی کاربران رشد یافت و بهمرور حوزههای مختلفی از خریدوفروش کالا تا خدمات و املاک را پوشش داد.
آنچه داستان دیوار را برای کارآفرینان جذاب میکند، تنها رشد یک اپلیکیشن نیست؛ بلکه شیوه شناسایی یک نیاز واقعی، ساده نگه داشتن تجربه کاربر و ایجاد بازاری است که ارزش آن با حضور تعداد بیشتری از کاربران افزایش پیدا میکند.
ایده اولیه دیوار از کجا آمد؟
داستان دیوار به تجربههای حسام آرمندهی، از بنیانگذاران این پلتفرم، بازمیگردد. او پیش از شکلگیری دیوار در فضای فناوری و کسبوکارهای اینترنتی فعالیت داشت و در تجربه زندگی در سوئد با شیوههایی از خریدوفروش محلی و آگهیهای آنلاین آشنا شده بود.
در بسیاری از محیطهای دانشگاهی و محلی، مردم برای فروش وسایل، پیدا کردن همخانه، ارائه خدمات یا اطلاعرسانی از کاغذهایی استفاده میکردند که روی تابلوها نصب میشدند. هرکس چیزی برای فروش داشت یا به دنبال خدمتی میگشت، میتوانست اطلاعیهای منتشر کند و منتظر بماند تا فرد مناسبی آن را ببیند.
این روش ساده بود، اما محدودیتهایی داشت. آگهیها فقط در یک محدوده فیزیکی دیده میشدند، پیدا کردن آگهی مناسب زمان میبرد و امکان جستوجوی سریع در میان تعداد زیادی آگهی وجود نداشت.
ایده دیوار بر تبدیل همین رفتار آشنا به تجربهای دیجیتال استوار شد. اگر مردم بتوانند آگهیهای خود را با تلفن همراه منتشر کنند و دیگران نیز بهراحتی آنها را ببینند، فرایند خریدوفروش سادهتر میشود.
نکته مهم این بود که برای شروع، نیازی به اختراع یک فناوری پیچیده وجود نداشت. مسئله اصلی، طراحی راهکاری کاربردی برای نیازی بود که مردم از قبل با آن آشنا بودند.
دیوار در چه سالی تأسیس شد؟
دیوار در ۲۱ تیر ۱۳۹۱ فعالیت خود را با هدف فراهم کردن بستری برای خریدوفروش آنلاین و بدون واسطه آغاز کرد.
در آن زمان، بازار آگهیهای اینترنتی در ایران وجود داشت، اما تجربه کاربران هنوز میتوانست سادهتر و در دسترستر شود. بسیاری از فرایندهای خریدوفروش از طریق ارتباطات شخصی، آگهیهای کاغذی یا وبسایتهای مختلف انجام میشدند.
تیم سازنده دیوار تلاش کرد فرایند ثبت و مشاهده آگهی را به تجربهای قابلفهم تبدیل کند. کاربران میتوانستند آگهی خود را منتشر کنند، تصاویر کالا را قرار دهند و با افراد علاقهمند ارتباط بگیرند.
یکی از تصمیمهای مهم در مسیر شکلگیری دیوار، توجه به تلفن همراه بود. درحالیکه بسیاری از سرویسهای آگهی بر وبسایت تمرکز داشتند، دیوار در آغاز به شکل اپلیکیشن اندرویدی عرضه شد.
این انتخاب با ویژگی اصلی محصول هماهنگ بود: کاربر باید بتواند در همان مکانی که کالا را میبیند، از آن عکس بگیرد و آگهی را منتشر کند.
برای فروشندهای که میخواست وسیلهای را بفروشد، همین سادگی میتوانست تفاوت بزرگی ایجاد کند.
چرا نام «دیوار» برای این برند انتخاب شد؟
نام دیوار ارتباط مستقیمی با ایده اولیه آن دارد. مردم سالها روی دیوارها و تابلوهای عمومی، آگهیهای فروش، اطلاعیهها و درخواستهای خود را نصب میکردند.
این نام برای مخاطب ایرانی آشنا بود و بهسرعت مفهوم کلی خدمت را منتقل میکرد. دیوار قرار بود نسخهای دیجیتال از محلی باشد که مردم در آن آگهی میگذارند و آگهیهای دیگران را مشاهده میکنند.
نامگذاری مناسب در کسبوکار اهمیت زیادی دارد. نام یک برند قرار نیست تمام ویژگیهای محصول را توضیح دهد، اما بهتر است تا حد امکان بهخاطر سپردنی باشد و بتوان آن را بهآسانی به خاطر آورد.
انتخاب نام دیوار نمونهای از استفاده از یک مفهوم آشنا برای معرفی یک خدمت جدید بود. مردم برای درک این نام به توضیح پیچیدهای نیاز نداشتند.
البته نام خوب بهتنهایی نمیتواند یک کسبوکار را موفق کند. نام زمانی به دارایی ارزشمند برند تبدیل میشود که مشتریان بارها از محصول استفاده کنند و تجربه قابلقبولی داشته باشند.
شروع با امکانات ساده؛ چرا تیم دیوار سراغ یک اپلیکیشن رفت؟
در مراحل اولیه شکلگیری دیوار، هدف اصلی ایجاد یک ابزار ساده برای انتشار آگهی بود. تیم سازنده بهتدریج متوجه شد که اپلیکیشن موبایل میتواند استفاده از این خدمت را آسانتر کند.
فرض کنید فردی میخواهد دوچرخه، مبل یا تلفن همراه قدیمی خود را بفروشد. او بهجای مراجعه به یک محل فیزیکی یا طی کردن مراحل پیچیده، میتواند از وسیله عکس بگیرد، توضیحات آن را وارد کند و آگهی را منتشر کند.
در سوی دیگر، خریدار نیز میتواند آگهیها را جستوجو کند، تصاویر را ببیند و گزینههای مختلف را با یکدیگر مقایسه کند.
ارزش اصلی محصول در همین کوتاه شدن مسیر بود.
بسیاری از کسبوکارهای موفق اینترنتی با حذف مراحل غیرضروری از یک فرایند قدیمی آغاز شدهاند. آنها لزوماً فعالیتی کاملاً تازه اختراع نکردهاند، بلکه انجام یک کار آشنا را سریعتر، سادهتر یا در دسترستر کردهاند.
دیوار نیز تلاش کرد فاصله میان فردی که چیزی برای فروش داشت و فردی که به آن نیاز داشت، کاهش دهد.
چگونه دیوار کاربران اولیه خود را جذب کرد؟
در آغاز فعالیت هر پلتفرم خریدوفروش، یک چالش اساسی وجود دارد: تا زمانی که آگهی کافی منتشر نشده باشد، خریداران انگیزه کمتری برای مراجعه دارند؛ از طرف دیگر، فروشندگان نیز وقتی احتمال دیده شدن آگهیشان پایین باشد، تمایل کمتری به استفاده از پلتفرم خواهند داشت.
این مشکل بهویژه در کسبوکارهایی که میان دو گروه از کاربران ارتباط برقرار میکنند، اهمیت زیادی دارد.
دیوار برای رشد باید هم به تعداد آگهیها توجه میکرد و هم به تعداد کسانی که برای جستوجو و خرید به آن مراجعه میکردند.
در مراحل اولیه، سادگی انتشار آگهی و امکان استفاده از اپلیکیشن به گسترش تدریجی پلتفرم کمک کرد. هرچه آگهیهای بیشتری منتشر میشدند، احتمال پیدا کردن کالای موردنظر افزایش پیدا میکرد. با افزایش خریداران نیز انتشار آگهی برای فروشندگان جذابتر میشد.
این فرایند میتواند چرخهای تقویتکننده ایجاد کند:
- آگهیهای بیشتر، انتخابهای متنوعتری برای خریداران فراهم میکنند.
- خریداران بیشتر، شانس دیده شدن آگهیها را افزایش میدهند.
- افزایش احتمال معامله، فروشندگان بیشتری را به پلتفرم جذب میکند.
- فروشندگان بیشتر، مجموعه آگهیها را غنیتر میکنند.
این یکی از مهمترین ویژگیهای مدل کسبوکار دیوار است: ارزش پلتفرم تا حد زیادی به فعالیت کاربران آن وابسته است.
دیوار چگونه از یک بازار کوچک به پلتفرمی گسترده تبدیل شد؟
در ابتدای فعالیت، خریدوفروش وسایل و کالاهای مختلف بخش مهمی از کارکرد دیوار را تشکیل میداد. اما نیاز کاربران به خریدوفروش به کالاهای دستدوم محدود نبود.
افراد به دنبال خانه برای اجاره یا خرید بودند، میخواستند خودرو معامله کنند، خدمات ارائه دهند یا فرصتهای شغلی پیدا کنند. کسبوکارها نیز به فضایی برای معرفی محصولات و خدمات خود نیاز داشتند.
دیوار بهتدریج دستهبندیهای بیشتری را به پلتفرم خود اضافه کرد. به این ترتیب، کاربران میتوانستند برای نیازهای متفاوت خود به یک محل مراجعه کنند.
گسترش دستهبندیها فرصت بزرگی ایجاد میکرد؛ زیرا مخاطبانی که برای یک هدف خاص وارد پلتفرم میشدند، ممکن بود در زمانهای دیگر نیز از آن استفاده کنند.
برای مثال، فردی که ابتدا برای خرید یک وسیله خانگی به دیوار مراجعه میکند، ممکن است چند ماه بعد برای جستوجوی خانه یا فروش خودرو از همان سرویس استفاده کند.
بااینحال، افزودن هر دسته جدید بهخودیخود موفقیتآمیز نیست. پلتفرم باید بتواند کیفیت جستوجو، ارتباط میان کاربران و مدیریت آگهیها را همزمان حفظ کند.
گسترش موفق زمانی رخ میدهد که کسبوکار بتواند بدون از دست دادن سادگی اولیه، نیازهای بیشتری را پاسخ دهد.
نقش اعتماد در موفقیت دیوار
در خریدوفروش آنلاین، کاربران معمولاً با یک نگرانی مهم روبهرو هستند: آیا طرف مقابل قابلاعتماد است؟
خریدار ممکن است نگران واقعی نبودن آگهی، کیفیت کالا یا بدقولی فروشنده باشد. فروشنده نیز ممکن است با درخواستهای غیرجدی، پیامهای نامرتبط یا رفتارهای نامناسب مواجه شود.
این مشکلات در پلتفرمهایی که افراد ناشناس را به یکدیگر متصل میکنند، اهمیت ویژهای دارند.
دیوار با بزرگ شدن، ناچار بود به موضوعهایی مانند مدیریت آگهیها، مقابله با محتوای نامناسب، گزارش تخلف و ارائه راهنمایی برای معاملات امن توجه کند.
اعتماد در چنین کسبوکاری فقط به تبلیغات یا شهرت برند مربوط نیست؛ بلکه به تجربهای وابسته است که کاربران در استفاده روزمره از آن به دست میآورند.
اگر فردی بتواند بارها آگهی موردنظر خود را پیدا کند و تجربه قابلقبولی داشته باشد، احتمال دارد دوباره به پلتفرم مراجعه کند. اما تجربههای منفی تکرارشونده میتوانند استفاده از آن را کاهش دهند.
این موضوع برای هر کسبوکار اینترنتی مهم است. هرچه ارتباط میان فروشنده و مشتری پیچیدهتر باشد، طراحی سازوکارهای اعتماد و کاهش ریسک معامله اهمیت بیشتری پیدا میکند.
البته هیچ پلتفرمی نمیتواند تمام خطرهای معامله میان افراد را بهطور کامل حذف کند. به همین دلیل، اطلاعرسانی روشن درباره محدودیتها و توصیههای ایمنی نیز بخشی از تجربه مسئولانه کاربر محسوب میشود.
مدل درآمدی دیوار چگونه شکل گرفت؟
یکی از پرسشهای مهم درباره دیوار این است که پلتفرمی با امکان ثبت بسیاری از آگهیها چگونه میتواند درآمد کسب کند.
منطق چنین کسبوکاری با فروشگاه اینترنتی متفاوت است. یک فروشگاه معمولاً محصول را میخرد یا تهیه میکند و سپس آن را به مشتری میفروشد. اما دیوار عمدتاً بستری برای ارتباط میان آگهیدهندگان و مخاطبان آگهیها فراهم میکند.
در این مدل، افزایش تعداد کاربران و آگهیها میتواند ارزش تجاری پلتفرم را بالا ببرد. وقتی گروه بزرگی از مردم برای خریدوفروش به یک سرویس مراجعه میکنند، کسبوکارها نیز انگیزه بیشتری برای استفاده از قابلیتهای تجاری آن خواهند داشت.
دیوار در طول زمان، در کنار امکان انتشار بسیاری از آگهیها، قابلیتها و گزینههای پولی را نیز توسعه داد. این قابلیتها میتوانند برای برخی کاربران، مانند آگهیدهندگان حرفهای یا افرادی که به دیدهشدن بیشتر آگهی نیاز دارند، ارزش ایجاد کنند.
نکته مهم آن است که مدل درآمدی باید تا حد امکان با ارزش پیشنهادی محصول هماهنگ باشد. اگر پلتفرم پیش از ایجاد مخاطب کافی، محدودیتهای مالی گستردهای اعمال کند، ممکن است مانع رشد خود شود. در مقابل، رایگان ماندن همه امکانات نیز لزوماً هزینههای توسعه و نگهداری را تأمین نمیکند.
دیوار باید میان آسان بودن ورود کاربران و ایجاد درآمد پایدار تعادل برقرار میکرد؛ مسئلهای که بسیاری از کسبوکارهای اینترنتی با آن مواجهاند.
چرا سادگی تجربه کاربری در دیوار اهمیت دارد؟
یکی از ویژگیهای مهم یک پلتفرم آگهی، آسان بودن فرایند جستوجو و انتشار آگهی است.
اگر ثبت آگهی به اطلاعات پیچیده، مراحل طولانی یا مهارت فنی زیادی نیاز داشته باشد، برخی فروشندگان از ادامه کار منصرف میشوند. اگر جستوجو نیز دشوار باشد، خریداران برای پیدا کردن گزینه مناسب با مشکل روبهرو خواهند شد.
دیوار بر عملی نسبتاً ساده تمرکز کرد: یک آگهی منتشر کن، آگهیهای دیگران را ببین و برای معامله با آنها ارتباط بگیر.
این سادگی ظاهری به معنای ساده بودن تمام مسائل فنی پشت محصول نیست. با افزایش تعداد کاربران، مدیریت حجم زیاد آگهیها، بهبود جستوجو، کنترل کیفیت محتوا و حفظ عملکرد سرویس به کار پیچیدهتری تبدیل میشود.
یک محصول دیجیتال موفق باید بتواند در پشت صحنه پیچیدهتر شود، بدون آنکه تجربه کاربر بیجهت دشوار شود.
این درس برای طراحان سایت و صاحبان کسبوکارهای آنلاین بسیار مهم است. کاربر معمولاً علاقهای ندارد بداند یک سرویس چگونه ساخته شده است؛ او میخواهد کارش را با کمترین سردرگمی انجام دهد.
مهمترین چالشهای دیوار در مسیر رشد
رشد یک پلتفرم به معنای پایان مشکلات نیست. در بسیاری از موارد، هرچه تعداد کاربران بیشتر میشود، مسائل تازهای نیز به وجود میآیند.
افزایش آگهیهای نامناسب
در یک سامانه بزرگ، کنترل کیفیت تمام محتواها دشوارتر میشود. آگهیهای تکراری، اطلاعات نادرست یا محتوای خلاف مقررات میتوانند تجربه کاربران را کاهش دهند.
حفظ اعتماد کاربران
موفقیت یک معامله به رفتار هر دو طرف نیز وابسته است. پلتفرم باید میان آسان بودن ارتباط کاربران و ایجاد تدابیر لازم برای کاهش سوءاستفاده تعادل برقرار کند.
رقابت در دستهبندیهای تخصصی
وقتی یک پلتفرم عمومی وارد بازارهایی مانند خودرو و املاک میشود، با سرویسهایی روبهرو خواهد شد که ممکن است ابزارهای تخصصیتری برای همان حوزه ارائه دهند.
مدیریت تجربه کاربری در مقیاس بزرگ
روشهایی که در مراحل اولیه برای تعداد محدودی از آگهیها کافیاند، ممکن است برای یک پلتفرم بزرگ کارایی لازم را نداشته باشند. ابزارهای جستوجو، دستهبندی، فیلترها و مدیریت محتوا باید متناسب با حجم استفاده توسعه پیدا کنند.
این چالشها نشان میدهند که موفقیت در یک مرحله، تضمینکننده موفقیت در مرحله بعدی نیست. هر مرحله از رشد به تواناییهای مدیریتی و فنی تازهای نیاز دارد.
چه درسهایی از داستان برند دیوار میتوان گرفت؟
داستان دیوار برای کسانی که قصد راهاندازی یک کسبوکار اینترنتی دارند، درسهای عملی متعددی دارد.
۱. یک نیاز واقعی را پیدا کنید
ایدههای مناسب کسبوکار لزوماً عجیب یا پیچیده نیستند. بسیاری از فرصتها از مشکلات روزمره شکل میگیرند؛ مانند دشواری پیدا کردن خریدار برای یک وسیله یا زمانبر بودن جستوجوی یک خدمت.
به جای شروع با این سؤال که «چه اپلیکیشنی بسازم؟»، بپرسید «کدام مشکل هنوز بهخوبی حل نشده است؟»
۲. با نسخهای ساده شروع کنید
لازم نیست محصول اولیه تمام امکاناتی را داشته باشد که در آینده به آنها نیاز پیدا خواهید کرد. اگر بتوانید نیاز اصلی مشتری را با نسخهای ساده پاسخ دهید، امکان آزمایش ایده و دریافت بازخورد فراهم میشود.
توسعه امکانات بهتر است بر اساس نیاز واقعی کاربران انجام شود، نه صرفاً تصور تیم سازنده درباره چیزهایی که شاید روزی مفید باشند.
۳. فرایند استفاده را تا حد امکان کوتاه کنید
هر مرحله اضافه در مسیر ثبتنام، خرید یا استفاده از محصول میتواند بخشی از کاربران را منصرف کند.
فرایندهای مهم کسبوکارتان را بررسی کنید و ببینید کدام مراحل ضروری نیستند یا میتوانند سادهتر شوند.
۴. در پلتفرمها به هر دو سوی بازار توجه کنید
اگر مدل کسبوکار شما به ارتباط دو گروه وابسته است، نمیتوانید تنها یکی از آنها را در نظر بگیرید. در دیوار، آگهیدهنده و فردی که آگهی را مشاهده میکند، هر دو برای ارزش پلتفرم اهمیت دارند.
همین اصل در پلتفرمهای کاریابی، بازارهای خدماتی و سامانههای ارتباط میان تولیدکنندگان و خریداران نیز کاربرد دارد.
۵. پیش از درآمدزایی، ارزش ایجاد کنید
مشتری زمانی برای یک خدمت پول پرداخت میکند که دلیلی برای ارزشمند دانستن آن داشته باشد. در بسیاری از کسبوکارهای اینترنتی، جذب کاربران و ایجاد تجربه مناسب میتواند زمینه توسعه مدل درآمدی را فراهم کند.
البته این موضوع به معنای بیتوجهی به هزینهها نیست؛ بهتر است از ابتدا بدانید چه چیزی میتواند در آینده درآمد ایجاد کند و چه هزینههایی برای توسعه محصول خواهید داشت.
۶. اعتماد را بخشی از محصول بدانید
اگر کسبوکار شما میان افراد ارتباط برقرار میکند، اعتماد باید در طراحی و فرایندهای آن لحاظ شود. شفافیت در قوانین، پاسخگویی مناسب، رسیدگی به گزارشها و راهنمایی کاربران میتواند به کاهش سردرگمی کمک کند.
۷. رشد را با حفظ کیفیت همراه کنید
افزایش مشتریان زمانی ارزشمند است که کیفیت تجربه آنها بهشدت افت نکند. برای رشد پایدار باید زیرساخت، پشتیبانی و فرایندهای مدیریت را نیز توسعه دهید.
آیا میتوان موفقیت دیوار را در یک کسبوکار کوچک تکرار کرد؟
کسبوکارهای کوچک نمیتوانند بهراحتی تمام شرایط دیوار را تکرار کنند. رشد یک پلتفرم بزرگ به زمان، تیم، زیرساخت فنی، شناخت بازار و توانایی جذب کاربران نیاز دارد.
بااینحال، اصولی که در شکلگیری چنین کسبوکاری نقش داشتهاند، در مقیاس کوچک نیز قابل استفادهاند.
برای مثال، تصور کنید فردی میخواهد یک وبسایت تخصصی برای خریدوفروش تجهیزات عکاسی دستدوم ایجاد کند. بهجای رقابت مستقیم با یک پلتفرم عمومی در تمام دستهبندیها، میتواند روی گروهی خاص از کاربران تمرکز کند و امکانات مناسب همان بازار را فراهم آورد.
یا یک کسبوکار اینترنتی میتواند به جای ارائه دهها خدمت پراکنده، یک مشکل مشخص را برای گروهی از مشتریان بهتر از رقبا حل کند.
مزیت رقابتی همیشه به معنای بزرگتر بودن نیست. گاهی شناخت عمیق یک بازار کوچک و ارائه خدمات متناسب با نیازهای آن، نقطه شروع مناسبتری برای رشد است.
جمعبندی؛ راز موفقیت برند دیوار چه بود؟
داستان دیوار از یک ایده نسبتاً ساده آغاز شد: فراهم کردن بستری برای انتشار و مشاهده آگهیها، بدون اینکه خریدار و فروشنده برای پیدا کردن یکدیگر به روشهای سنتی وابسته باشند.
این ایده با تمرکز بر تلفن همراه، سادگی استفاده و گسترش تدریجی دستهبندیها به یک پلتفرم گسترده تبدیل شد. افزایش تعداد کاربران و آگهیها نیز به ایجاد چرخهای کمک کرد که در آن حضور هر گروه میتوانست برای گروه دیگر ارزش بیشتری ایجاد کند.
در طول این مسیر، موضوعهایی مانند مدل درآمدی، اعتماد کاربران، کنترل کیفیت آگهیها و مدیریت رشد به بخشهای مهم کسبوکار تبدیل شدند.
مهمترین درس داستان برند دیوار این است که برای ساختن یک کسبوکار موفق اینترنتی، همیشه لازم نیست ایدهای کاملاً بیسابقه داشته باشید. گاهی کافی است نیازی آشنا را شناسایی کنید، راهحل سادهتری ارائه دهید و با توجه به بازخورد کاربران، محصول خود را بهتدریج بهبود دهید.
پرسشهای متداول درباره داستان برند دیوار
دیوار در چه سالی شروع به کار کرد؟
دیوار در تیرماه ۱۳۹۱ فعالیت خود را آغاز کرد و هدف اولیه آن فراهم کردن بستری برای خریدوفروش آنلاین و بدون واسطه بود.
بنیانگذار دیوار چه کسی است؟
حسام آرمندهی از بنیانگذاران اصلی دیوار است. این پلتفرم با مشارکت اعضای تیم اولیه و با بهرهگیری از تجربه آنها در فضای کسبوکارهای اینترنتی توسعه یافت.
چرا دیوار توانست کاربران زیادی جذب کند؟
سادگی ثبت و جستوجوی آگهی، پوشش نیازهای متنوع و افزایش تدریجی تعداد خریداران و فروشندگان به رشد دیوار کمک کرد. در چنین پلتفرمی، بیشتر شدن کاربران میتواند ارزش استفاده برای دیگران را نیز افزایش دهد.
دیوار چگونه درآمد کسب میکند؟
دیوار در کنار امکان انتشار بسیاری از آگهیها، گزینهها و قابلیتهای پولی نیز ارائه میدهد. این مدل به پلتفرم اجازه میدهد در کنار فراهم کردن دسترسی برای کاربران عادی، از بخشی از خدمات تجاری خود درآمد کسب کند.
مهمترین درس کارآفرینی از داستان دیوار چیست؟
یکی از مهمترین درسها، حل یک مشکل واقعی با راهکاری ساده و قابلاستفاده است. شناخت نیاز مشتری، کاهش مراحل غیرضروری، جذب کاربران و حفظ اعتماد آنها میتواند زمینه رشد یک کسبوکار اینترنتی را فراهم کند.
مطالب بیشتر از این دسته
- داستان برند سونی؛ چگونه یک کارگاه کوچک در ژاپن به یکی از تأثیرگذارترین نامهای دنیای فناوری و سرگرمی تبدیل شد؟
- داستان برند زر ماکارون؛ چگونه یک تولیدکننده آرد وارد بازار رقابتی ماکارونی شد؟
- داستان برند اسنپ؛ چگونه یک اپلیکیشن ساده تاکسی اینترنتی، شیوه رفتوآمد میلیونها ایرانی را تغییر داد؟
- داستان برند زارا؛ چگونه سرعت تصمیمگیری به یک مزیت رقابتی در صنعت مد تبدیل شد؟
- داستان برند لگو؛ چگونه یک کارگاه کوچک نجاری به یکی از مشهورترین برندهای اسباببازی جهان تبدیل شد؟
- داستان برند فورد؛ چگونه تولید انبوه، خودروسازی را برای همیشه تغییر داد؟