🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
بیشتر تبلیغات گردشگری تلاش میکنند یک مقصد را بینقص نشان دهند: مناظر زیبا، جاذبههای دیدنی، هتلهای جذاب و مردمی مهماننواز. اما سازمان گردشگری اسلو، پایتخت نروژ، در کمپین تبلیغاتی سال ۲۰۲۴ خود رویکردی متفاوت را انتخاب کرد.
این کمپین با عنوان «Is it even a city?» یا «اصلاً این یک شهر است؟» منتشر شد و بهجای تعریف و تمجیدهای معمول، با لحنی خودمانی و تا حدی طعنهآمیز، ویژگیهای اسلو را به نمایش گذاشت.
ایده تبلیغاتی چه بود؟
در ویدیوی تبلیغاتی، مردی محلی به نام هالفدان درباره زندگی در اسلو صحبت میکند. او بهجای آنکه مانند یک راهنمای گردشگری از شهرش تعریف کند، با لحنی تقریباً بیتفاوت درباره ویژگیهای آن حرف میزند.
او به نکاتی اشاره میکند که شاید در تبلیغات سنتی چندان چشمگیر به نظر نرسند؛ برای مثال، دسترسی آسان به طبیعت و این واقعیت که شهر آنقدر شلوغ نیست که برای هر تجربهای مجبور باشید ساعتها در صف بمانید.
همین لحن غیرمنتظره، تفاوت اصلی کمپین را ایجاد میکند. مخاطب با تبلیغی روبهرو میشود که انگار قصد ندارد به هر قیمتی او را متقاعد کند به اسلو سفر کند.
چرا این روش توجه مخاطبان را جلب کرد؟
۱. تبلیغ، شبیه تبلیغ نبود
لحن آرام و خودمانی شخصیت اصلی، در تضاد با هیجان اغراقآمیز تبلیغات گردشگری قرار داشت. همین تفاوت باعث میشد مخاطب کنجکاو شود و به حرفهای او گوش دهد.
۲. ویژگیهای ساده به مزیت تبدیل شدند
خلوتتر بودن شهر یا نزدیک بودن طبیعت، ممکن است در نگاه اول ویژگیهایی عادی باشند. کمپین نشان داد که همین ویژگیها برای گردشگری که از ازدحام مقاصد مشهور خسته شده، میتوانند جذاب باشند.
۳. مخاطب فرصت کشف پیدا کرد
تبلیغ بهجای فهرست کردن دهها جاذبه، اجازه میداد بیننده خودش از خلال روایت، دلیل سفر به شهر را پیدا کند. این شیوه مشارکت ذهنی مخاطب را افزایش میدهد.
راز مهم کمپین: تبدیل یک نقطهضعف ظاهری به مزیت
بسیاری از شهرها برای جذب گردشگر با یکدیگر رقابت میکنند و سعی دارند ثابت کنند از همه مشهورتر، شلوغتر یا پرجاذبهتر هستند. اما اسلو بهجای ورود به این رقابت، بر تجربه متفاوتی تأکید کرد.
پیام ضمنی این بود که لازم نیست مقصد شما پر از صفهای طولانی و جاذبههای فوقشلوغ باشد تا ارزش سفر کردن داشته باشد.
این رویکرد نمونهای از بازاریابی معکوس یا ضدتبلیغ است؛ یعنی برند از لحن و ساختاری استفاده میکند که برخلاف انتظارات رایج از تبلیغات به نظر میرسد، اما در نهایت به معرفی مزیتهایش کمک میکند.
البته هر برند نمیتواند صرفاً با منفی صحبت کردن درباره محصولش موفق شود. این روش زمانی جواب میدهد که تضاد میان ظاهر پیام و ارزش واقعی محصول، حسابشده و باورپذیر باشد.
چگونه این ایده را برای کسبوکارهای ایرانی اجرا کنیم؟
برای استفاده از این روش، لازم نیست درباره محصولتان ادعای عجیب مطرح کنید. کافی است ویژگیای را که معمولاً کمتر به آن توجه میشود، از زاویهای تازه نشان دهید.
چند نمونه:
- فروشگاه محلی: بهجای اینکه ادعا کند بزرگترین فروشگاه شهر است، بگوید «اینجا قرار نیست برای پیدا کردن یک محصول، کل روزتان را صرف کنید.» البته فقط اگر واقعاً انتخاب و خرید در آن آسان باشد.
- اقامتگاه کوچک: بهجای رقابت با هتلهای لوکس، بر آرامش، خلوتی و تجربهای سادهتر تمرکز کند.
- سایت آموزشی: بهجای وعده تبدیل شدن به متخصص در چند روز، تأکید کند که آموزشها برای شروع از صفر طراحی شدهاند.
- فروشگاه اینترنتی تازهتأسیس: بهجای ادعای معروف بودن، بر پاسخگویی مستقیم، توضیحات شفاف محصول و تجربه خرید ساده تمرکز کند.
در همه این مثالها، اصل مهم این است که پیام تبلیغاتی از یک ویژگی واقعی کسبوکار سرچشمه بگیرد.
چه زمانی نباید از ضدتبلیغ استفاده کرد؟
این روش برای هر موقعیتی مناسب نیست. اگر مشتری درباره امنیت، کیفیت یا سلامت محصول نگرانی جدی دارد، شوخی با همان نگرانی ممکن است اعتماد او را کاهش دهد.
همچنین اگر لحن طعنهآمیز بیش از حد پیچیده باشد، ممکن است مخاطب متوجه نشود که برند واقعاً چه چیزی ارائه میکند. تبلیغ خلاقانه باید در عین متفاوت بودن، پیام اصلی را نیز منتقل کند.
جمعبندی: برای متفاوت بودن، همیشه لازم نیست بیشتر تعریف کنید
کمپین گردشگری اسلو نشان داد که گاهی معرفی یک مقصد از مسیر متفاوتی مؤثرتر میشود: بهجای آنکه همه ویژگیها را با آبوتاب بیان کنید، یک مزیت واقعی را با لحنی غیرمنتظره نشان دهید.
برای کسبوکارهای کوچک با بودجه محدود، این درس اهمیت ویژهای دارد. لازم نیست همیشه با برندهای بزرگ بر سر هزینه تبلیغات رقابت کنید. گاهی یک ایده هوشمندانه، یک روایت صادقانه و یک زاویه دید تازه میتواند توجهی ایجاد کند که تبلیغات پرهزینه بهراحتی به دست نمیآورند.
مطالب بیشتر از این دسته
- تبلیغ خلاقانه Always؛ چگونه عبارت «مثل یک دختر» به نمادی از اعتمادبهنفس تبدیل شد؟
- تبلیغ خلاقانه ایرانسل؛ وقتی یک تماس تلفنی به تجربهای احساسی تبدیل شد
- تبلیغ عجیب پاتاگونیا؛ چرا یک برند در روز حراج نوشت «این ژاکت را نخرید»؟
- گوریل طبلزن کدبری؛ تبلیغی که پیش از نمایش محصول، میلیونها نفر را سرگرم کرد
- تبلیغ خلاقانه نایک؛ وقتی یک شعار ساده به نماد انگیزه تبدیل شد
- تبلیغات خلاقانه نوین زعفران؛ چگونه یک محصول سنتی را به محتوایی جذاب برای شبکههای اجتماعی تبدیل کنیم؟