🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
زمانی بود که داشتن یک گوشی بلکبری (BlackBerry) نشانهای از حرفهای بودن، اهمیت شغلی و دسترسی به فناوریهای پیشرفته محسوب میشد. مدیران شرکتها، کارآفرینان، سیاستمداران و افرادی که دائماً با ایمیل و پیامهای کاری سروکار داشتند، از مشتریان اصلی این برند کانادایی بودند.
گوشیهای بلکبری با صفحهکلید فیزیکی کوچک، امکان ارسال و دریافت سریع ایمیل و قابلیتهای امنیتی شناخته میشدند. برای بسیاری از کاربران، تایپ کردن با دکمههای واقعی بسیار راحتتر از کار با صفحهنمایش لمسی بود.
اما امروز کمتر کسی برای خرید یک گوشی هوشمند جدید به سراغ بلکبری میرود. آیفون، سامسونگ و سایر تولیدکنندگان، بازار گوشیهای هوشمند را در اختیار گرفتهاند و گوشیهای کلاسیک بلکبری بیشتر به خاطرات دوران گذشته تعلق دارند.
چگونه برندی که زمانی یکی از قدرتمندترین نامهای بازار موبایل بود، چنین بخش بزرگی از جایگاه خود را از دست داد؟ چرا صفحهکلید فیزیکی که زمانی مزیت اصلی بلکبری محسوب میشد، بعدها به محدودیتی برای رقابت آن تبدیل شد؟ و چگونه شرکتی که در فناوری ارتباطات همراه پیشگام بود، نتوانست با تحول گوشیهای هوشمند هماهنگ شود؟
داستان بلکبری، نمونهای آموزنده از رشد و افول یک برند فناوری است؛ داستانی که نشان میدهد حتی محصولی بسیار موفق نیز ممکن است با تغییر نیاز مشتریان و قواعد بازار، جذابیت گذشته خود را از دست بدهد.
بلکبری چگونه شکل گرفت؟
ریشههای بلکبری به سال ۱۹۸۴ بازمیگردد؛ زمانی که دو کارآفرین به نامهای مایک لازاریدیس (Mike Lazaridis) و داگ فرگین (Douglas Fregin) شرکت کانادایی Research In Motion را تأسیس کردند.
این شرکت در ابتدا تولیدکننده گوشیهای هوشمند به شکل امروزی نبود. فعالیت آن بیشتر بر فناوریهای ارتباطی بیسیم و انتقال اطلاعات متمرکز بود.
در آن دوران، ارتباطات بیسیم هنوز با محدودیتهای زیادی روبهرو بود. انتقال اطلاعات از طریق شبکههای همراه، نسبت به امروز دشوارتر بود و بسیاری از کسبوکارها به دنبال راههایی برای دسترسی سریعتر به دادهها بودند.
Research In Motion بهتدریج در این حوزه تجربه کسب کرد و فناوریهایی برای انتقال اطلاعات از طریق شبکههای بیسیم توسعه داد.
این تخصص بعدها به یکی از پایههای اصلی محصولات بلکبری تبدیل شد.
نکته مهم این است که بلکبری از ابتدا با هدف ساخت گوشیهایی مشابه محصولات امروزی اپل و سامسونگ شکل نگرفته بود. نقطه شروع آن، حل مسئله ارتباطات و انتقال اطلاعات بود؛ مسئلهای که بهویژه برای شرکتها و مدیران اهمیت داشت.
در واقع، این شرکت پیش از آنکه به یک برند مشهور گوشی تبدیل شود، در زمینه فناوری ارتباطات تخصص پیدا کرده بود.
نخستین بلکبری؛ دستگاهی برای ارتباط سریعتر
در سال ۱۹۹۹، Research In Motion دستگاه BlackBerry 850 را معرفی کرد؛ محصولی که امکان دریافت ایمیل از طریق شبکه بیسیم را فراهم میکرد.
این دستگاه از نظر ظاهر و امکانات با گوشیهای هوشمند امروزی تفاوت زیادی داشت. نمایشگر آن کوچک بود و صفحهکلید فیزیکی بخش مهمی از طراحی را تشکیل میداد.
اما ارزش اصلی آن در امکانی بود که در آن زمان برای بسیاری از کاربران تجاری اهمیت زیادی داشت: دریافت و ارسال پیامهای الکترونیکی در حال حرکت.
پیش از فراگیر شدن تلفنهای هوشمند، مدیران و کارکنانی که به ایمیل وابستگی زیادی داشتند، معمولاً برای بررسی پیامها به رایانه نیاز داشتند. این کار در زمان سفر یا خارج از دفتر میتوانست دشوار باشد.
بلکبری تلاش کرد این محدودیت را کاهش دهد و دسترسی به ایمیل را به دستگاهی قابلحمل منتقل کند.
این محصول بهتدریج زمینه توسعه دستگاههای پیشرفتهتر را فراهم کرد؛ دستگاههایی که امکان ارتباطات کاری را در هر زمان و مکان آسانتر میکردند.
از نظر تجاری، بلکبری بهجای رقابت بر سر تعداد امکانات سرگرمی، روی یک نیاز مشخص تمرکز کرده بود: ارتباط سریع و قابلاعتماد برای افرادی که کارشان به پیامها و اطلاعات وابسته بود.
این تمرکز، یکی از دلایل مهم موفقیت اولیه آن محسوب میشود.
چرا مدیران و صاحبان کسبوکار عاشق بلکبری شدند؟
یکی از ویژگیهای مهم بلکبری این بود که بهخوبی با سبک کار مدیران و کارکنان سازمانی هماهنگ شده بود.
برای این گروه از مشتریان، دریافت سریع ایمیل، پاسخ دادن به پیامها و دسترسی به اطلاعات کاری اهمیت زیادی داشت.
بلکبری تجربهای ارائه میکرد که برای این نیازها طراحی شده بود.
صفحهکلید فیزیکی تایپ کردن را برای بسیاری از کاربران آسان میکرد. خدمات ایمیل دستگاه نیز بهگونهای طراحی شده بود که پیامها را با سرعت مناسبی به کاربران میرساند.
امنیت اطلاعات نیز یکی از مزیتهای مهم محصولات بلکبری بود. شرکتها و سازمانها معمولاً نسبت به محرمانگی ارتباطات کاری حساساند و بلکبری توانسته بود در این زمینه اعتماد مشتریان تجاری را جلب کند.
این ویژگیها باعث شدند دستگاههای بلکبری در میان مدیران شرکتها، سازمانهای دولتی و کاربران حرفهای محبوب شوند.
در برخی محیطهای کاری، استفاده از بلکبری به بخشی از فرهنگ سازمانی تبدیل شده بود. مدیران حتی خارج از ساعات اداری نیز پیامهای کاری خود را از طریق این دستگاه دریافت میکردند.
محبوبیت این برند به اندازهای افزایش یافت که در رسانههای انگلیسیزبان، اصطلاح غیررسمی «CrackBerry» برای اشاره به وابستگی بعضی کاربران به بررسی مداوم پیامها و ایمیلهای این دستگاه رواج پیدا کرد.
این شهرت نشان میداد که بلکبری توانسته بود فقط یک دستگاه الکترونیکی نفروشد، بلکه به ابزاری تبدیل شود که بخشی از عادتهای کاری کاربران را شکل میداد.
صفحهکلید فیزیکی؛ مزیتی که بعدها به چالش تبدیل شد
یکی از شناختهشدهترین ویژگیهای گوشیهای بلکبری، صفحهکلید فیزیکی آنها بود.
در زمانی که بسیاری از تلفنهای همراه برای شمارهگیری و ارسال پیامک طراحی میشدند، بلکبری با تمرکز بر تایپ متنی، تجربه متفاوتی ارائه میکرد.
دکمههای کوچک زیر انگشتان قرار میگرفتند و کاربر میتوانست بدون نگاه کردن مداوم به صفحه، پیامهای کوتاه یا ایمیلهای کاری خود را تایپ کند.
این طراحی برای افرادی که روزانه پیامهای زیادی مینوشتند، جذاب بود.
اما بازار تلفن همراه در حال تغییر بود. با گسترش صفحهنمایشهای لمسی، کاربران به دستگاههایی علاقهمند شدند که بتوانند علاوه بر ارتباطات، برای مرور وب، تماشای ویدئو، بازی و اجرای برنامههای مختلف نیز استفاده شوند.
در این شرایط، صفحهکلید فیزیکی بخشی از فضای جلوی دستگاه را اشغال میکرد و اندازه نمایشگر را محدود میساخت.
شرکتهایی مانند اپل و تولیدکنندگان گوشیهای اندرویدی، طراحیهایی ارائه کردند که بخش بیشتری از سطح جلویی دستگاه به نمایشگر اختصاص داشت.
به این ترتیب، ویژگیای که زمانی مزیت رقابتی بلکبری بود، در برخی کاربردها به محدودیت تبدیل شد.
البته مشکل صرفاً وجود صفحهکلید نبود. برخی مشتریان همچنان به این طراحی علاقه داشتند. چالش اصلی این بود که بلکبری باید میتوانست نیاز گروه بزرگتری از کاربران را نیز برآورده کند؛ کاربرانی که میخواستند تلفن همراهشان بیشتر شبیه یک رایانه کوچک باشد.
ورود آیفون؛ آغاز تحول بزرگ بازار موبایل
در ژانویه ۲۰۰۷، اپل نخستین آیفون را معرفی کرد. این محصول با صفحهنمایش چندلمسی و طراحی متفاوت، تصور بسیاری از مردم درباره تلفن همراه را تغییر داد.
آیفون تنها وسیلهای برای تماس و پیامک نبود. کاربر میتوانست از طریق آن در اینترنت جستوجو کند، تصاویر را مشاهده کند و از امکانات نرمافزاری متنوع بهره ببرد.
این تحول پیام مهمی برای صنعت موبایل داشت: گوشی هوشمند قرار بود به بستری برای انجام کارهای مختلف تبدیل شود.
بلکبری در آن زمان همچنان یکی از نامهای مهم بازار بود و کاربران حرفهای زیادی داشت؛ اما ارزش پیشنهادی اصلی آن بر ارتباطات کاری و ایمیل متمرکز بود.
با رشد گوشیهای لمسی، معیارهای خرید تغییر کردند. مشتریان به نمایشگر بزرگتر، تجربه مرور اینترنت بهتر و دسترسی به برنامههای متنوعتر علاقهمند شدند.
اپل با آیفون و سپس تولیدکنندگان گوشیهای اندرویدی، این نیازها را به بخشی از بازار انبوه تبدیل کردند.
در نتیجه، بلکبری دیگر فقط با شرکتهایی رقابت نمیکرد که تلفنهای همراه مشابه آن میساختند. اکنون با پلتفرمهایی مواجه بود که میخواستند مرکز اصلی ارتباطات، سرگرمی و فعالیتهای روزمره کاربران باشند.
این تغییر، یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ بلکبری بود.
چرا بلکبری نتوانست با اپل و اندروید رقابت کند؟
افول بلکبری نتیجه یک اشتباه واحد نبود. چند عامل در کنار یکدیگر باعث شدند مزیتهای قدیمی شرکت بهتدریج کافی نباشند.
۱. دیر پذیرفتن تغییر رفتار مصرفکنندگان
در دورهای، بلکبری بهدرستی روی کاربران حرفهای و نیاز آنها به ایمیل تمرکز کرده بود. اما با گسترش گوشیهای لمسی، بازار بهسمت استفاده عمومیتر از تلفن هوشمند حرکت کرد.
کاربران دیگر فقط به دریافت ایمیل اهمیت نمیدادند. آنها میخواستند عکس بگیرند، برنامه نصب کنند، بازی کنند و در اینترنت بهراحتی بگردند.
بلکبری در تطبیق سریع با این تغییرات با دشواری مواجه شد.
۲. ضعف اکوسیستم برنامهها
یکی از عوامل مهم موفقیت گوشیهای هوشمند، دسترسی به مجموعه بزرگی از برنامههاست.
کاربران انتظار دارند برنامههای ارتباطی، شبکههای اجتماعی، ابزارهای کاری و بازیهای موردنیازشان بهراحتی در دسترس باشند.
با گسترش اندروید و iOS، توسعهدهندگان انگیزه بیشتری پیدا کردند تا برنامههای خود را برای این پلتفرمها منتشر کنند.
در مقابل، بلکبری در جذب و حفظ توسعهدهندگان به اندازه رقبای اصلی خود موفق نبود. این مسئله باعث شد کاربران در برخی موارد با کمبود برنامههای موردنیاز مواجه شوند.
۳. تمرکز بیش از حد بر مزیتهای گذشته
بلکبری در ارتباطات کاری، ایمیل و صفحهکلید فیزیکی تواناییهای مهمی داشت. اما بازار در حال حرکت بهسوی تجربهای گستردهتر بود.
شرکت باید میتوانست نقاط قوت گذشته را حفظ کند و همزمان ویژگیهای تازهای را توسعه دهد.
در برخی شرایط، موفقیت قبلی ممکن است باعث شود مدیران ارزش روشهای قدیمی را بیش از اندازه ارزیابی کنند و تغییرات بازار را دیرتر بپذیرند.
۴. مشکلات در انتقال به سیستمعامل جدید
بلکبری در نهایت سیستمعامل BlackBerry 10 را برای محصولات جدید خود توسعه داد. گوشیهایی مانند Z10 و Q10 در سال ۲۰۱۳ عرضه شدند.
این محصولات تلاش میکردند تجربهای مدرنتر ارائه دهند، اما در زمانی وارد بازار شدند که اندروید و iOS جایگاه قدرتمندی پیدا کرده بودند.
ایجاد یک سیستمعامل تازه تنها به طراحی رابط کاربری وابسته نیست. پشتیبانی توسعهدهندگان، برنامههای کاربردی، خدمات آنلاین و اعتماد کاربران نیز اهمیت زیادی دارند.
بلکبری نتوانست در مدت محدود موجود، اکوسیستمی بهاندازه کافی قدرتمند ایجاد کند تا بتواند مسیر بازار را به نفع خود تغییر دهد.
اوج و سقوط؛ چگونه سهم بازار بلکبری بهسرعت کاهش یافت؟
در اواخر دهه ۲۰۰۰ و اوایل دهه ۲۰۱۰، بلکبری یکی از بازیگران مهم بازار گوشیهای هوشمند بود. دستگاههای آن در میان مشتریان تجاری محبوبیت زیادی داشتند و خدمات امنیتی و ارتباطی شرکت مزیتهای مهمی محسوب میشدند.
اما با رشد آیفون و گوشیهای اندرویدی، بازار بهسرعت تغییر کرد.
در سال ۲۰۱۰، بلکبری در بازار گوشیهای هوشمند آمریکا جایگاه بسیار قدرتمندی داشت. بااینحال، طی چند سال بعد، سهم آن کاهش یافت و بخش بزرگی از کاربران به پلتفرمهای دیگر مهاجرت کردند.
در چنین بازاری، کاهش تعداد کاربران فقط به معنای فروش کمتر دستگاهها نیست. توسعهدهندگان ممکن است پلتفرم را کماهمیتتر بدانند، برنامههای جدید کمتری برای آن بسازند و در نتیجه جذابیت دستگاه برای کاربران باز هم کاهش پیدا کند.
این چرخه میتواند افت بازار را تشدید کند.
بلکبری با چنین مشکلی روبهرو شد. کاهش جذابیت برای کاربران و توسعهدهندگان، رقابت را سختتر کرد و بازگشت به جایگاه قبلی را دشوارتر ساخت.
در نهایت، شرکت نتوانست کسبوکار گوشیهای هوشمند خود را به موقعیتی همسطح گذشته بازگرداند.
چرا بلکبری بهجای ادامه تولید گوشی، مسیر دیگری را انتخاب کرد؟
در سال ۲۰۱۶، مدیریت شرکت اعلام کرد که تمرکز اصلی آن به سمت نرمافزار و خدمات امنیتی تغییر میکند و تولید مستقیم گوشی دیگر محور اصلی فعالیت نخواهد بود.
این تصمیم از نظر تجاری اهمیت زیادی داشت. شرکت به این نتیجه رسیده بود که ادامه رقابت مستقیم با تولیدکنندگان بزرگ گوشی هوشمند، برای مدل کسبوکار آن دشوار شده است.
بلکبری بهجای تلاش برای رقابت نامحدود در بازار سختافزار، روی زمینههایی تمرکز کرد که در آنها تجربه و تخصص بیشتری داشت؛ از جمله امنیت سایبری، نرمافزارهای سازمانی و ارتباطات ایمن.
بخشهایی از تولید گوشیهای دارای نام بلکبری نیز در دورههایی به شرکتهای دیگر واگذار شد. بااینحال، تلاشهای بعدی برای ادامه این خط تولید در نهایت نتوانستند جایگاه گذشته را بازسازی کنند.
این تغییر مسیر نشان میدهد که گاهی ادامه فعالیت موفق یک شرکت نیازمند کنار گذاشتن بخشی از کسبوکار قدیمی است.
البته خروج از یک بازار به معنای تضمین موفقیت در بازار جدید نیست. شرکت باید بتواند تخصص خود را به محصولی تبدیل کند که مشتریان حاضر باشند برای آن هزینه کنند.
بلکبری تلاش کرد همین کار را با تمرکز بر نرمافزارهای امنیتی و خدمات سازمانی انجام دهد.
پایان یک دوران؛ چرا گوشیهای قدیمی بلکبری دیگر مانند گذشته کار نمیکنند؟
یکی از نقاط نمادین پایان دوران گوشیهای کلاسیک بلکبری، تاریخ ۴ ژانویه ۲۰۲۲ بود.
در این تاریخ، خدمات قدیمی مرتبط با بسیاری از دستگاههای مبتنی بر سیستمعامل BlackBerry OS و BlackBerry 10 پایان یافتند. شرکت از قبل اعلام کرده بود که این خدمات پس از تاریخ یادشده دیگر به شکل قابلاعتماد در دسترس نخواهند بود.
این تصمیم به این معنا نبود که تمام گوشیهای بلکبری از نظر فیزیکی از کار افتادند، اما بسیاری از قابلیتهای وابسته به زیرساختهای قدیمی شرکت تحت تأثیر قرار گرفتند.
برای کاربرانی که سالها از این گوشیها استفاده کرده بودند، پایان خدمات نشانهای روشن از تغییر صنعت موبایل بود.
دستگاهی که زمانی ابزار پیشرفته مدیران و متخصصان محسوب میشد، اکنون با محدودیتهایی مواجه شده بود که استفاده روزمره از آن را دشوار میکرد.
این ماجرا نشان میدهد که در محصولات فناوری، طول عمر سختافزار همیشه با طول عمر خدمات نرمافزاری یکسان نیست. حتی اگر یک دستگاه از نظر فیزیکی سالم باشد، پایان پشتیبانی شبکه یا نرمافزار میتواند کارایی آن را کاهش دهد.
آیا برند بلکبری کاملاً از بین رفت؟
خیر. باید میان گوشیهای بلکبری و شرکت بلکبری تفاوت قائل شد.
برند گوشیهای کلاسیک آن عملاً جایگاه سابق خود را در بازار از دست داده است، اما شرکت BlackBerry Limited به فعالیت خود ادامه میدهد.
تمرکز امروزی این شرکت بیشتر بر نرمافزارهای امنیتی، امنیت سایبری و راهکارهای ارتباطی برای سازمانها و دولتهاست.
بنابراین، داستان بلکبری را نباید صرفاً روایت ناپدید شدن یک شرکت دانست. این شرکت از بازار مصرفی گوشیهای هوشمند فاصله گرفت و تلاش کرد در حوزههایی که با تخصص اصلی آن ارتباط داشتند، به فعالیت ادامه دهد.
بااینحال، این تغییر به معنای بازگشت به قدرت سابق در صنعت موبایل نیست. بلکبری امروز بیشتر با فناوریهای امنیتی و نرمافزارهای سازمانی شناخته میشود تا گوشیهایی که زمانی در دست مدیران و کاربران حرفهای دیده میشدند.
این تمایز برای تحلیل برندهای افولکرده اهمیت دارد. گاهی یک نام تجاری از بازار اصلی خود خارج میشود، اما شرکت صاحب آن در حوزهای دیگر به فعالیت ادامه میدهد.
پنج درس مهم کارآفرینی از داستان بلکبری
درس اول: نیاز مشتری ثابت نمیماند
بلکبری زمانی توانسته بود نیاز مهمی را بهخوبی حل کند: دسترسی سریع به ایمیل و پیامهای کاری.
اما مشتریان بهتدریج خواهان تجربه گستردهتری از تلفن همراه شدند. شرکتی که فقط به نیاز قبلی توجه کند، ممکن است تغییرات مهم بازار را از دست بدهد.
درس دوم: مزیت رقابتی ممکن است به محدودیت تبدیل شود
صفحهکلید فیزیکی در یک دوره مزیت مهم بلکبری بود، اما با افزایش اهمیت نمایشگرهای بزرگ و برنامههای لمسی، این ویژگی برای برخی کاربران محدودیت ایجاد کرد.
شرکتها باید مرتب بررسی کنند که آیا مزیتهای فعلیشان همچنان با نیاز بازار هماهنگ هستند یا خیر.
درس سوم: محصول بدون اکوسیستم بهسختی رشد میکند
گوشی هوشمند فقط سختافزار نیست. برنامهها، خدمات و حمایت توسعهدهندگان نیز نقش مهمی دارند.
این اصل در بسیاری از کسبوکارهای پلتفرمی صدق میکند. اگر کاربران نتوانند خدمات موردنیاز خود را پیدا کنند، حتی یک محصول باکیفیت نیز ممکن است جذابیت کمتری داشته باشد.
درس چهارم: ورود دیرهنگام به بازار جدید هزینهبر است
وقتی رقبا اکوسیستم قدرتمندی ساختهاند، ورود به بازار دشوارتر میشود. شرکت تازهوارد باید علاوه بر محصول، شبکهای از کاربران، توسعهدهندگان و شرکای تجاری نیز ایجاد کند.
درس پنجم: گاهی باید مدل کسبوکار را تغییر داد
بلکبری در نهایت از تولید مستقیم گوشی فاصله گرفت و بر نرمافزار و امنیت تمرکز کرد.
این تصمیم یادآوری میکند که حفظ یک کسبوکار همیشه به معنای حفظ تمام محصولات قدیمی نیست. گاهی تغییر مسیر، امکان ادامه فعالیت را فراهم میکند.
آیا کسبوکارهای ایرانی هم ممکن است با سرنوشت بلکبری مواجه شوند؟
بله. داستان بلکبری برای هر کسبوکاری که به یک مزیت رقابتی خاص وابسته است، اهمیت دارد.
برای مثال، یک فروشگاه اینترنتی ممکن است به تخفیفهای بزرگ وابسته شود. یک رسانه ممکن است بخش زیادی از بازدید خود را از یک موتور جستوجو دریافت کند. یک شرکت تولیدی نیز ممکن است سالها از محصولی درآمد داشته باشد که بازار آن در حال کوچک شدن است.
در همه این شرایط، خطر اصلی زمانی ایجاد میشود که کسبوکار تغییرات بازار را ببیند، اما برای سازگار شدن با آنها اقدام کافی انجام ندهد.
برای جلوگیری از چنین مشکلی، مدیران باید مرتب بررسی کنند که مشتریان چه انتظارات جدیدی دارند، رقبا چه قابلیتهایی ایجاد کردهاند و فناوری چگونه ممکن است شیوه ارائه محصول را تغییر دهد.
البته پاسخ همیشه کنار گذاشتن روش قدیمی نیست. گاهی بهبود تدریجی محصول کافی است؛ گاهی نیز مدل کسبوکار باید به شکل اساسی تغییر کند.
مهم این است که تصمیم بر اساس شواهد بازار گرفته شود، نه صرفاً بر اساس عادت یا اعتماد بیش از حد به موفقیت گذشته.
جمعبندی؛ داستان بلکبری چه چیزی درباره رشد و افول برندها به ما میآموزد؟
بلکبری با توسعه فناوری ارتباطات بیسیم و تمرکز بر ایمیل، به یکی از مهمترین برندهای تلفن همراه برای کاربران حرفهای تبدیل شد.
صفحهکلید فیزیکی، خدمات ارتباطی و امنیت اطلاعات، مزیتهای اصلی این برند بودند و به آن کمک کردند در بازار جهانی جایگاهی قدرتمند پیدا کند.
اما با ظهور آیفون و رشد اندروید، انتظارات کاربران تغییر کرد. تلفن همراه به بستری برای اجرای برنامهها، سرگرمی، مرور اینترنت و انجام کارهای روزمره تبدیل شد. بلکبری نتوانست در این تحول بهاندازه کافی سریع و موفق عمل کند و جایگاه سابق خود را از دست داد.
در ادامه، شرکت تمرکز خود را از تولید مستقیم گوشی به نرمافزار و امنیت تغییر داد و فعالیت خود را در حوزههای دیگر دنبال کرد.
مهمترین پیام داستان بلکبری این است که موفقیت گذشته، تضمینی برای آینده نیست و حتی مزیتهای قدرتمند نیز ممکن است با تغییر بازار ارزش خود را از دست بدهند.
برای کارآفرینان، این داستان یادآوری میکند که باید علاوه بر شناخت نقاط قوت امروز، به نیازهای فردا نیز توجه کرد. شرکتی که بتواند بهموقع یاد بگیرد، مسیر خود را اصلاح کند و ارزش تازهای برای مشتری بسازد، شانس بیشتری برای ماندگاری خواهد داشت.
سوالات متداول درباره داستان برند بلکبری
بلکبری در چه سالی تأسیس شد؟
شرکت Research In Motion که بعدها با نام BlackBerry Limited شناخته شد، در سال ۱۹۸۴ توسط مایک لازاریدیس و داگ فرگین در کانادا تأسیس شد. نخستین دستگاه بلکبری با قابلیت دریافت ایمیل بیسیم در سال ۱۹۹۹ معرفی شد.
چرا گوشیهای بلکبری محبوب شدند؟
صفحهکلید فیزیکی، دسترسی سریع به ایمیل، قابلیتهای ارتباطی و تمرکز بر امنیت اطلاعات، از عوامل اصلی محبوبیت این گوشیها در میان مدیران و کاربران حرفهای بودند.
چرا بلکبری از بازار گوشیهای هوشمند عقب افتاد؟
تغییر انتظارات مشتریان، ظهور آیفون و گوشیهای اندرویدی، ضعف نسبی اکوسیستم برنامهها و دشواری انتقال به پلتفرم جدید، از عوامل مهم کاهش جایگاه این برند بودند.
آیا بلکبری هنوز گوشی تولید میکند؟
بلکبری دیگر مانند گذشته تولیدکننده اصلی گوشیهای هوشمند نیست. تولید گوشیهای دارای این نام در دورههایی به شرکتهای دیگر واگذار شد، اما این محصولات نتوانستند جایگاه پیشین برند را احیا کنند.
آیا شرکت بلکبری هنوز فعال است؟
بله. BlackBerry Limited به فعالیت خود ادامه میدهد و تمرکز اصلی آن بر نرمافزارهای امنیتی، امنیت سایبری و راهکارهای ارتباطی سازمانی است.
مهمترین درس داستان بلکبری برای کارآفرینان چیست؟
مهمترین درس این است که شرکتها باید پیش از آنکه مزیت رقابتی قدیمیشان از بین برود، تغییرات نیاز مشتریان و فناوری را جدی بگیرند. حفظ موفقیت در بلندمدت به نوآوری، انعطافپذیری و آمادگی برای تغییر مدل کسبوکار نیاز دارد.
مطالب بیشتر از این دسته
- داستان برند پیکان؛ خودرویی که به نماد زندگی چند نسل از ایرانیان تبدیل شد
- داستان برند هوندا؛ چگونه یک مکانیک ژاپنی از قطعهسازی به یکی از بزرگترین خودروسازان جهان رسید؟
- داستان برند دیوار؛ چگونه یک ایده ساده به یکی از بزرگترین بازارهای آنلاین ایران تبدیل شد؟
- داستان برند یاهو؛ چگونه یکی از محبوبترین دروازههای اینترنت، جایگاه خود را به گوگل و شبکههای اجتماعی واگذار کرد؟
- داستان برند نوکیا؛ چگونه پادشاه موبایلهای جهان از اوج شهرت به حاشیه بازار گوشیهای هوشمند رسید؟
- داستان برند هاکوپیان؛ چگونه یک برند ایرانی پوشاک مردانه به نماد کیفیت و خوشپوشی تبدیل شد؟