🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
آیا یک تبلیغ شکلات میتواند بدون نمایش شکلات، بدون گفتوگو و حتی بدون توضیح درباره طعم محصول، به یکی از تبلیغات ماندگار تاریخ تبدیل شود؟ شرکت شکلاتسازی کدبری (Cadbury) در سال ۲۰۰۷ با تبلیغ معروف «Gorilla» نشان داد که گاهی سرگرم کردن مخاطب میتواند از معرفی مستقیم محصول مؤثرتر باشد.
این تبلیغ بهجای آنکه درباره کیفیت شکلات حرف بزند، صحنهای غیرمنتظره خلق کرد: یک گوریل که پشت درامز نشسته و با آهنگ مشهور «In the Air Tonight» از فیل کالینز، طبل میزند.
در تبلیغ گوریل چه اتفاقی میافتاد؟
ویدئو با نمای نزدیک از چهره یک گوریل آغاز میشد. موسیقی بهآرامی پیش میرفت و دوربین کمکم فضای اطراف او را نشان میداد. در نهایت مشخص میشد که گوریل پشت یک مجموعه درامز نشسته است.
با رسیدن موسیقی به بخش هیجانانگیز خود، گوریل شروع به نواختن طبل میکرد و با انرژی و اشتیاق به اجرای خود ادامه میداد. در پایان، شکلات شیری کدبری نمایش داده میشد.
این آگهی ۹۰ ثانیهای را آژانس تبلیغاتی Fallon London با کارگردانی خوان کابِرال ساخت. تبلیغ در ۳۱ اوت ۲۰۰۷ از تلویزیون بریتانیا پخش شد و بهسرعت توجه زیادی به دست آورد.
طبق گزارش شرکت مادر کدبری، فروش شکلات Dairy Milk پس از این کمپین نسبت به دوره مشابه سال قبل ۹ درصد افزایش یافت. این نتیجه نشان میدهد که تبلیغ سرگرمکننده، در این مورد، فقط به محبوبیت فرهنگی محدود نماند و با عملکرد تجاری نیز همراه شد.
چرا این تبلیغ تا این اندازه متفاوت بود؟
۱. به مخاطب فرصت کشف میداد
در بسیاری از تبلیغات، از همان ثانیههای اول نام محصول، مزایا و پیام فروش دیده میشود. اما در تبلیغ گوریل، مخاطب ابتدا با یک صحنه عجیب روبهرو میشد و برای فهمیدن ادامه ماجرا به تماشای آن ادامه میداد.
این تعلیق باعث میشد بیننده بهجای دریافت منفعلانه پیام تبلیغاتی، خودش بخواهد پایان داستان را ببیند.
۲. تبلیغ را به یک محتوای سرگرمکننده تبدیل کرد
مخاطب برای دیدن این تبلیغ لزوماً به دنبال خرید شکلات نبود. خودِ صحنه گوریل طبلزن میتوانست دلیل کافی برای تماشا و به اشتراک گذاشتن ویدئو باشد.
این تفاوت مهم است: تبلیغی که ارزش سرگرمی مستقل دارد، شانس بیشتری پیدا میکند که خارج از فضای رسانهای خریداریشده نیز دیده شود.
۳. ارتباط محصول با احساس را جایگزین توضیح مستقیم کرد
کدبری در این تبلیغ فهرستی از ویژگیهای شکلات ارائه نکرد. بهجای آن، تجربهای از انتظار، هیجان و لذت ساخت.
این رویکرد با ایده کلی کمپین «A Glass and a Half Full of Joy» هماهنگ بود؛ یعنی پیوند دادن برند با احساس شادی.
۴. پایان تبلیغ، برند را به داستان وصل کرد
اگر شکلات در پایان نمایش داده نمیشد، ممکن بود مخاطب فقط گوریل طبلزن را به خاطر بسپارد و نام تبلیغکننده را فراموش کند.
نمایش محصول در پایان کمک کرد تجربه سرگرمکننده به برند کدبری مرتبط شود. این نکته در تبلیغات خلاقانه بسیار مهم است: داستان باید جذاب باشد، اما مخاطب باید بتواند آن را به نام کسبوکار نیز پیوند دهد.
چگونه میتوان از این ایده برای تبلیغات کسبوکارهای کوچک استفاده کرد؟
برای ساخت تبلیغی شبیه این کمپین، به گوریل، موسیقی مشهور یا بودجه چندمیلیونپوندی نیاز ندارید. چیزی که میتوانید از آن الگوبرداری کنید، ساختن یک موقعیت غیرمنتظره و سرگرمکننده است که در پایان به محصول یا خدمت شما ارتباط پیدا میکند.
برای فروشگاه پوشاک: ویدئویی بسازید که در آن یک شخصیت برای انتخاب لباس مناسب موقعیتهای مختلف دچار سردرگمی میشود؛ در پایان، یک انتخاب ساده و درست مشکل را حل میکند.
برای آموزشگاه: بهجای معرفی مستقیم دوره، صحنهای طنزآمیز از اشتباه رایج زبانآموزان نمایش دهید و در پایان راه درست را نشان دهید.
برای فروشگاه لوازم خانگی: از موقعیتی روزمره و غیرمنتظره استفاده کنید که اهمیت یک وسیله ساده را نشان میدهد، بدون آنکه ویدئو از ابتدا به شکل یک معرفی محصول به نظر برسد.
برای سایت آموزشی: یک ویدئوی کوتاه بسازید که با یک سؤال عجیب یا موقعیت غیرمعمول آغاز میشود و در پایان، مخاطب را به مقاله یا آموزش مرتبط هدایت میکند.
الگوی ساخت یک تبلیغ سرگرمکننده
برای طراحی چنین تبلیغی میتوانید این چهار مرحله را دنبال کنید:
مرحله اول: یک موقعیت غیرمنتظره انتخاب کنید. چیزی پیدا کنید که در نگاه اول با محصول شما ارتباط آشکاری نداشته باشد، اما بتوان آن را به شکل خلاقانه به برند پیوند داد.
مرحله دوم: کنجکاوی ایجاد کنید. همهچیز را در ابتدای ویدئو توضیح ندهید. اجازه دهید مخاطب بخواهد بداند در ادامه چه اتفاقی میافتد.
مرحله سوم: نقطه اوج بسازید. تبلیغ باید به لحظهای برسد که انتظار مخاطب را برآورده کند یا او را غافلگیر سازد.
مرحله چهارم: ارتباط با برند را روشن کنید. در پایان، نام، محصول یا پیام اصلی را به شکلی طبیعی نشان دهید تا سرگرمی ایجادشده به شناخت برند کمک کند.
یک هشدار مهم
هر ویدئوی عجیب یا خندهدار لزوماً تبلیغ موفقی نیست. اگر مردم فقط صحنه بامزه را به خاطر بسپارند و نتوانند نام برند را به یاد بیاورند، ممکن است بخش مهمی از هزینه تبلیغات هدر برود.
بنابراین، در کنار میزان بازدید و اشتراکگذاری، باید شاخصهایی مانند یادآوری نام برند، مراجعه به سایت و فروش را نیز بررسی کنید.
جمعبندی
تبلیغ گوریل طبلزن کدبری نمونهای از قدرت ایدهای است که برخلاف انتظار عمل میکند. این کمپین بهجای آنکه ابتدا درباره شکلات صحبت کند، یک تجربه سرگرمکننده ساخت و سپس محصول را به آن پیوند داد.
درس اصلی برای کسبوکارها این است که گاهی بهتر است پیش از تلاش برای متقاعد کردن مشتری، دلیلی برای توجه کردن او فراهم کنید. اگر مخاطب از دیدن تبلیغ شما لذت ببرد و در عین حال نام برند را به خاطر بسپارد، تبلیغ میتواند فراتر از یک پیام فروش ساده عمل کند.
مطالب بیشتر از این دسته
- تبلیغی که ایستگاه اتوبوس را به پناهگاهی امن تبدیل کرد؛ ایدهای خلاقانه برای جلب اعتماد مخاطب
- تبلیغ خلاقانه مکدونالدز؛ چگونه از نور خورشید برای تبلیغ قهوه استفاده شد؟
- تبلیغات خلاقانه چگونه میتوانند یک محصول معمولی را به موضوع گفتوگوی مردم تبدیل کنند؟
- تبلیغ خلاقانه فولکسواگن؛ پلههایی که به پیانو تبدیل شدند
- کمپین تبلیغاتی هاینکن؛ وقتی گفتوگو با افراد مخالف به یک تجربه تبلیغاتی تبدیل شد
- تبلیغ دکمه قرمز TNT؛ وقتی یک میدان آرام به صحنهای پرهیجان تبدیل شد