🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
تصور کنید برای رسیدن به مترو دو راه دارید: یک پلهبرقی معمولی یا پلکانی که با هر قدم روی آن، صدای یک نت موسیقی شنیده میشود. کدام را انتخاب میکنید؟
در سال ۲۰۰۹، برند خودروسازی فولکسواگن (Volkswagen) با اجرای یک آزمایش تبلیغاتی واقعی در استکهلم سوئد، همین سؤال را به شکلی خلاقانه مطرح کرد. این کمپین نشان داد که چگونه میتوان یک فعالیت روزمره را به تجربهای سرگرمکننده تبدیل کرد و از این طریق، رفتار مردم را تغییر داد.
ایده تبلیغاتی فولکسواگن چه بود؟
فولکسواگن میخواست توجه مردم را به این ایده جلب کند که انتخابهای بهتر میتوانند لذتبخش هم باشند. به همین دلیل، بهجای ساخت یک تبلیغ معمولی درباره خودروهای کممصرف، تصمیم گرفت این مفهوم را در زندگی واقعی به نمایش بگذارد.
تیم تبلیغاتی در یکی از ایستگاههای متروی استکهلم، پلکانی را در کنار پلهبرقی به یک پیانوی بزرگ تبدیل کرد. هر پله مانند یک کلید پیانو عمل میکرد و با قدم گذاشتن روی آن، صدای یک نت موسیقی پخش میشد.
مسافران با دیدن این پلکان غیرمعمول، بهجای استفاده همیشگی از پلهبرقی، به امتحان کردن پلههای موسیقایی علاقهمند شدند. برخی حتی سعی کردند با قدمهای خود آهنگ بسازند.
نتیجه این تبلیغ خلاقانه چه بود؟
بر اساس نتایج منتشرشده از این آزمایش، استفاده از پلهها در مقایسه با شرایط معمول، حدود ۶۶ درصد افزایش پیدا کرد.
ویدئوی این تجربه نیز در اینترنت بهسرعت مورد توجه قرار گرفت و به یکی از نمونههای شناختهشده بازاریابی تجربی تبدیل شد.
این کمپین بخشی از پروژه تبلیغاتی «نظریه سرگرمی» (The Fun Theory) بود؛ رویکردی که بر این ایده تکیه داشت: اگر انجام یک کار را سرگرمکننده کنیم، احتمال دارد افراد بیشتری به انجام آن تمایل پیدا کنند.
چرا این تبلیغ تا این اندازه هوشمندانه بود؟
۱. تبدیل یک کار عادی به تجربهای متفاوت
بالا و پایین رفتن از پلهها فعالیتی روزمره است؛ اما اضافه کردن موسیقی، آن را به تجربهای تازه تبدیل کرد.
۲. مشارکت دادن مخاطب
مردم فقط تماشاگر تبلیغ نبودند. هر قدم آنها بخشی از تجربه را شکل میداد و همین تعامل، تبلیغ را جذابتر میکرد.
۳. انتقال پیام بدون فروش مستقیم
در این کمپین، تمرکز اصلی بر نمایش یک ایده بود، نه معرفی مشخصات خودرو. فولکسواگن از طریق تجربهای سرگرمکننده، خود را به خلاقیت و نوآوری پیوند داد.
۴. ساخت محتوایی که مردم دوست داشتند به اشتراک بگذارند
تبدیل پلههای مترو به پیانو، اتفاقی غیرمنتظره و دیدنی بود. همین ویژگی باعث شد فیلم تبلیغاتی ظرفیت زیادی برای انتشار در شبکههای اجتماعی داشته باشد.
چگونه از این ایده در کسبوکار خود استفاده کنیم؟
برای الهام گرفتن از این کمپین، لازم نیست پلههای موسیقایی بسازید. اصل مهم آن، افزودن یک تجربه جذاب به فعالیتی معمولی است.
برای مثال، یک کتابفروشی میتواند مسابقهای کوتاه برای انتخاب کتاب برگزار کند. یک فروشگاه اسباببازی میتواند بخشی برای امتحان کردن محصولات داشته باشد. یک فروشگاه اینترنتی نیز میتواند با یک آزمون تعاملی، محصولات مناسب هر مشتری را پیشنهاد دهد.
در همه این نمونهها، هدف این است که مشتری بهجای مواجهه با یک پیام تبلیغاتی ساده، در تجربهای مشارکت کند که برایش جالب یا مفید باشد.
جمعبندی
کمپین پلههای پیانویی فولکسواگن نمونهای واقعی از تبلیغات خلاقانه است که نشان میدهد برای جلب توجه مخاطب، همیشه به پیامهای پیچیده یا تبلیغات پرهزینه نیاز نیست.
گاهی کافی است یک فعالیت عادی را به تجربهای لذتبخش تبدیل کنید. وقتی مخاطب خودش بخشی از تبلیغ میشود، احتمال بیشتری وجود دارد که آن را به خاطر بسپارد و دربارهاش با دیگران صحبت کند.
مطالب بیشتر از این دسته
- تبلیغ خلاقانه سونی براویا؛ وقتی هزاران توپ رنگی به خیابانهای سانفرانسیسکو ریختند
- تبلیغ خلاقانه مترو ملبورن؛ چگونه آهنگی طنزآمیز به یکی از موفقترین کمپینهای ایمنی تبدیل شد؟
- گوریل طبلزن کدبری؛ تبلیغی که پیش از نمایش محصول، میلیونها نفر را سرگرم کرد
- تبلیغات تعاملی هوندا؛ فیلمی که با فشردن یک کلید، دو داستان متفاوت را روایت میکرد
- وقتی گردشگران خودشان تبلیغ یک شهر شدند؛ کمپین متفاوت «آیا اسلو اصلاً یک شهر است؟»
- چالش سطل آب یخ؛ چگونه یک سطل آب توانست به تبلیغی جهانی تبدیل شود؟