🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
گاهی برای انتقال یک پیام جدی، لازم نیست از تصاویر ترسناک، هشدارهای تکراری یا لحن دستوری استفاده کنیم. گاهی یک آهنگ جذاب و چند شخصیت کارتونی بامزه میتوانند توجهی را جلب کنند که صدها پیام هشداردهنده از جلب آن ناتواناند. کمپین «Dumb Ways to Die» یا «راههای احمقانه برای مردن» نمونهای مشهور از همین رویکرد است؛ تبلیغی که برای افزایش ایمنی در شبکه ریلی ملبورن استرالیا ساخته شد، اما خیلی فراتر از مخاطبان محلی رفت.
ایده کمپین چه بود؟
در سال ۲۰۱۲، شرکت مترو ملبورن برای تشویق مردم به رعایت نکات ایمنی در اطراف قطارها و خطوط ریلی، کمپینی متفاوت را با همکاری آژانس تبلیغاتی McCann Melbourne راهاندازی کرد.
مسئله اصلی این بود که هشدارهای معمول درباره خطرات راهآهن ممکن بود برای بسیاری از افراد تکراری و کمجاذبه به نظر برسند. بنابراین، تیم تبلیغاتی تصمیم گرفت بهجای شروع با یک پیام رسمی درباره خطر، مخاطب را با چیزی کاملاً غیرمنتظره روبهرو کند: آهنگی شاد درباره رفتارهای عجیب و خطرناک.
ویدئوی کمپین مجموعهای از شخصیتهای کارتونی رنگارنگ را نشان میداد که به شیوههایی مضحک و گاه عجیب جان خود را از دست میدهند. در ابتدا، موقعیتها بیشتر جنبه طنز داشتند؛ اما در ادامه، رفتارهای خطرناک مرتبط با قطار و خطوط ریلی نیز وارد داستان میشدند.
در پایان، پیام اصلی روشن بود: بسیاری از حوادث مرگبار قابل پیشگیریاند و بیاحتیاطی در اطراف قطارها میتواند عواقب جبرانناپذیری داشته باشد.
چرا استفاده از طنز نتیجهبخش بود؟
موضوع مرگ و حوادث ریلی ذاتاً جدی است. بااینحال، جدیت بیش از حد در تبلیغات همیشه به معنای تأثیرگذاری بیشتر نیست. مخاطبان ممکن است پیامهای هشداردهنده را نادیده بگیرند، بهخصوص اگر بارها با پیامهایی مشابه روبهرو شده باشند.
این کمپین با استفاده از طنز، مسیر متفاوتی را انتخاب کرد. شخصیتهای کارتونی و اتفاقات غیرمنتظره، ابتدا حس کنجکاوی ایجاد میکردند و مخاطب را به تماشای ویدئو ترغیب میکردند. سپس پیام ایمنی در همان محتوایی قرار میگرفت که مخاطب با علاقه دنبال میکرد.
نکته مهم این بود که طنز، پیام اصلی را حذف نکرده بود؛ بلکه به ابزاری برای رساندن آن تبدیل شده بود. اگر تبلیغ صرفاً مجموعهای از صحنههای خندهدار بود و ارتباطی با ایمنی قطار نداشت، ممکن بود سرگرمکننده باشد اما هدف اصلی کمپین را محقق نکند.
آهنگی که از تبلیغ فراتر رفت
یکی از عوامل مهم موفقیت کمپین، آهنگ اختصاصی آن بود. ملودی ساده و بهیادماندنی، همراه با تکرار عبارت «Dumb Ways to Die»، باعث میشد مخاطب پس از تماشای ویدئو نیز آن را به خاطر بسپارد.
آهنگ بهتنهایی قابلیت انتشار و بازنشر داشت. افراد میتوانستند آن را برای دوستانشان بفرستند، دربارهاش صحبت کنند یا نسخههای مختلفی از محتوای مرتبط با آن بسازند.
این ویژگی تفاوت بزرگی میان یک تبلیغ معمولی و محتوایی ایجاد میکند که مردم داوطلبانه درباره آن صحبت میکنند. در حالت معمول، شرکت برای نمایش پیام خود به خرید فضای تبلیغاتی وابسته است؛ اما وقتی محتوا سرگرمکننده و قابل اشتراکگذاری باشد، مخاطبان نیز در انتشار آن نقش پیدا میکنند.
البته وایرالشدن بهتنهایی تضمینکننده تغییر رفتار نیست. ارزش واقعی این کمپین در پیوند دادن محتوای سرگرمکننده با یک هدف عمومی مشخص بود.
چرا شخصیتهای کارتونی انتخاب هوشمندانهای بودند؟
استفاده از شخصیتهای ساده و رنگارنگ چند مزیت داشت. نخست اینکه پیام تبلیغاتی را از فضای خشک و رسمی تبلیغات ایمنی دور میکرد. دوم اینکه شخصیتها بهراحتی در ذهن مخاطب باقی میماندند و قابلیت استفاده در قالبهای مختلف را داشتند.
همچنین، شکل کارتونی شخصیتها اجازه میداد موضوعی تلخ با زبانی غیرمستقیم مطرح شود. مخاطب بدون مواجهه با تصاویر واقعی و آزاردهنده حوادث، میتوانست درباره رفتارهای پرخطر فکر کند.
این انتخاب به کمپین کمک کرد تا برای مخاطبان متنوعی قابلدسترسی باشد؛ از افرادی که ویدئو را برای سرگرمی میدیدند تا کسانی که پیام ایمنی آن را جدیتر دنبال میکردند.
تبدیل یک ویدئو به مجموعهای از محصولات رسانهای
موفقیت ایده به انتشار ویدئوی اصلی محدود نماند. کمپین در قالبهای دیگری نیز گسترش پیدا کرد؛ از جمله یک بازی موبایلی که همان شخصیتها و فضای طنزآمیز را به تجربهای تعاملی تبدیل میکرد.
این گسترش نشان داد که یک ایده تبلیغاتی مناسب میتواند فراتر از قالب اولیه خود عمل کند. شخصیتها، آهنگ و مفهوم اصلی کمپین، ظرفیت حضور در رسانهها و قالبهای گوناگون را داشتند.
در چنین شرایطی، تبلیغ فقط یک پیام کوتاه نیست؛ به دنیایی از عناصر قابلشناسایی تبدیل میشود که مخاطب میتواند در موقعیتهای مختلف با آن روبهرو شود.
آیا این کمپین فقط به دلیل خلاقیت موفق شد؟
خلاقیت بخش مهمی از موفقیت «Dumb Ways to Die» بود، اما چند عامل دیگر نیز اهمیت داشتند:
۱. هدف مشخص: کمپین برای حل مسئلهای واقعی طراحی شده بود؛ کاهش رفتارهای پرخطر در اطراف شبکه ریلی.
۲. تناسب ایده با رسانه: آهنگ و انیمیشن برای انتشار آنلاین و اشتراکگذاری در شبکههای اجتماعی مناسب بودند.
۳. سادگی پیام: مخاطب برای درک مفهوم اصلی به توضیح طولانی نیاز نداشت.
۴. قابلیت بهیادماندن: ملودی، شخصیتها و عبارت تکرارشونده، هویت مشخصی برای کمپین ایجاد کردند.
۵. پیوند سرگرمی با هدف: طنز صرفاً وسیلهای برای جلب توجه نبود؛ بلکه به انتقال پیام ایمنی کمک میکرد.
این ترکیب باعث شد کمپین از قالب یک اطلاعیه عمومی فاصله بگیرد و به محتوایی تبدیل شود که افراد خودشان تمایل داشتند آن را تماشا و به اشتراک بگذارند.
چه درسهایی برای کسبوکارهای ایرانی دارد؟
کسبوکارها میتوانند از این کمپین چند درس عملی بگیرند، حتی اگر بودجه ساخت انیمیشن یا تولید موسیقی اختصاصی را نداشته باشند.
بهجای تکرار مزایا، یک تجربه بسازید
اگر فروشندهای مرتب اعلام کند که محصولش باکیفیت، ارزان یا کاربردی است، ممکن است پیامش در میان تبلیغات مشابه گم شود. اما اگر همان مزیت را در قالب یک داستان کوتاه، موقعیت طنزآمیز یا تجربه غیرمنتظره نشان دهد، احتمال جلب توجه بیشتر میشود.
ابتدا توجه مخاطب را به دست آورید
مردم معمولاً برای دیدن تبلیغ وارد شبکههای اجتماعی نمیشوند. آنها به دنبال سرگرمی، یادگیری یا محتوای جالب هستند. تبلیغی که یکی از این نیازها را برآورده کند، شانس بیشتری برای دیدهشدن دارد.
پیام را قربانی سرگرمی نکنید
یک ویدئوی خندهدار ممکن است بازدید زیادی بگیرد، اما اگر مخاطب پس از تماشای آن نداند چه محصولی معرفی شده یا چه پیامی قرار بوده منتقل شود، تبلیغ از نظر تجاری یا ارتباطی ناقص است.
از ایدههایی استفاده کنید که قابلیت ادامهدادن دارند
پیش از اجرای کمپین، بررسی کنید که آیا ایده شما ظرفیت تبدیلشدن به چند ویدئو، یک مجموعه پست، بازی، مسابقه یا تجربه تعاملی را دارد یا خیر. چنین قابلیتی میتواند عمر تبلیغ را افزایش دهد.
هدف را با نتیجه واقعی بسنجید
تعداد بازدید و اشتراکگذاری مهم است، اما همیشه کافی نیست. برای یک کمپین فروش، باید تغییر در فروش یا تعداد مشتریان نیز بررسی شود. برای کمپین ایمنی، شاخصهای مرتبط با آگاهی، نگرش و رفتار اهمیت بیشتری دارند. صرف محبوبیت یک تبلیغ ثابت نمیکند که همه اهداف آن محقق شدهاند.
جمعبندی
کمپین «Dumb Ways to Die» مترو ملبورن نشان داد که حتی یک پیام جدی درباره مرگ و ایمنی را میتوان با رویکردی سرگرمکننده و متفاوت منتقل کرد. آهنگ جذاب، شخصیتهای کارتونی، روایت غیرمنتظره و قابلیت انتشار آنلاین، این کمپین را از یک هشدار معمولی فراتر برد.
مهمترین درس آن برای تبلیغات این است که برای جلب توجه مردم، همیشه لازم نیست بلندتر حرف بزنید؛ گاهی باید پیام خود را به شکلی بیان کنید که مردم خودشان بخواهند آن را بشنوند و به دیگران منتقل کنند.
مطالب بیشتر از این دسته
- تبلیغ خلاقانه لگو؛ چگونه یک اسباببازی به ابزاری برای تقویت تخیل تبدیل شد؟
- تبلیغات خلاقانه ایکیا؛ چگونه یک کاتالوگ کاغذی به محصولی انقلابی تبدیل شد؟
- گوریل طبلزن کدبری؛ تبلیغی که پیش از نمایش محصول، میلیونها نفر را سرگرم کرد
- تبلیغ خلاقانه سینره؛ وقتی چتر به نماد محافظت از پوست تبدیل شد
- تبلیغ دکمه قرمز TNT؛ وقتی یک میدان آرام به صحنهای پرهیجان تبدیل شد
- کمپین تبلیغاتی هاینکن؛ وقتی گفتوگو با افراد مخالف به یک تجربه تبلیغاتی تبدیل شد