🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
بسیاری از کسبوکارها برای تأمین کالا، مواد اولیه، تجهیزات یا خدمات موردنیاز خود، با یک تأمینکننده همکاری میکنند. این همکاری میتواند مزایای زیادی داشته باشد؛ از جمله خرید آسانتر، شناخت متقابل، شرایط پرداخت مناسب و صرفهجویی در زمان.
اما زمانی که تمام فعالیت یک کسبوکار به یک تأمینکننده وابسته باشد، یک مشکل کوچک در طرف مقابل میتواند به بحرانی جدی تبدیل شود.
تصور کنید صاحب یک فروشگاه اینترنتی هستید و تمام محصولات خود را از یک عمدهفروش تهیه میکنید. اگر آن عمدهفروش ناگهان قیمتها را افزایش دهد، سفارشها را دیر تحویل دهد یا فعالیت خود را متوقف کند، ممکن است نتوانید سفارش مشتریان خود را بهموقع تأمین کنید.
یکی از اشتباهات رایج کسبوکارها این است که برای تأمین نیازهای حیاتی خود، هیچ گزینه جایگزینی در نظر نمیگیرند.
چرا وابستگی به یک تأمینکننده خطرناک است؟
هر کسبوکاری برای ادامه فعالیت به منابعی نیاز دارد که ممکن است بخشی از آنها را از بیرون تهیه کند.
این منابع میتوانند شامل کالا، مواد اولیه، بستهبندی، قطعات، خدمات فنی، نرمافزار یا حتی خدمات حملونقل باشند.
اگر تمام این نیازها از یک منبع تأمین شوند، کسبوکار در برابر تغییرات و مشکلات آن منبع آسیبپذیر خواهد بود.
برای مثال، ممکن است تأمینکننده به دلایل زیر نتواند به همکاری خود ادامه دهد:
- کمبود مواد اولیه
- مشکلات مالی
- خرابی تجهیزات تولید
- اختلال در حملونقل
- تغییر سیاستهای فروش
- افزایش ناگهانی قیمتها
- توقف فعالیت یا ورشکستگی
- تأخیر در واردات یا دریافت کالا
بعضی از این اتفاقات قابل پیشبینی نیستند، اما میتوان برای کاهش اثرات آنها برنامهریزی کرد.
اشتباه اول: تصور اینکه همکاری طولانیمدت همیشه تضمینکننده تأمین است
اگر چند سال با یک تأمینکننده همکاری کرده باشید و همیشه سفارشهای خود را بهموقع دریافت کرده باشید، طبیعی است که به او اعتماد کنید.
اما سابقه خوب به این معنی نیست که مشکلات آینده هرگز اتفاق نخواهند افتاد.
ممکن است شرایط بازار تغییر کند، تأمینکننده با کمبود نقدینگی مواجه شود یا ظرفیت تولید او برای پاسخگویی به سفارشهای شما کافی نباشد.
بنابراین بهتر است اعتماد به تأمینکننده با برنامهریزی برای شرایط احتمالی همراه باشد.
لازم نیست به دلیل هر احتمال کوچکی همکاری خود را تغییر دهید؛ کافی است بدانید اگر تأمینکننده فعلی نتواند نیاز شما را برآورده کند، چه گزینههایی در دسترس دارید.
اشتباه دوم: انتخاب تأمینکننده فقط بر اساس قیمت
یکی از دلایل وابستگی بیش از حد به یک تأمینکننده این است که قیمت خرید او از رقبا کمتر است.
فرض کنید یک تولیدکننده قطعات موردنیاز خود را از شرکتی تهیه میکند که قیمت بسیار مناسبی ارائه میدهد. در مقابل، تأمینکنندگان دیگر کمی گرانتر هستند.
تولیدکننده ممکن است برای کاهش هزینهها، تمام سفارشهای خود را به همان شرکت اختصاص دهد.
اما اگر این تأمینکننده در تحویل سفارش تأخیر داشته باشد، ممکن است خط تولید متوقف شود و هزینهای بسیار بیشتر از صرفهجویی اولیه ایجاد شود.
بنابراین هنگام انتخاب تأمینکننده، فقط قیمت را بررسی نکنید. عواملی مانند کیفیت، زمان تحویل، ثبات عرضه، پاسخگویی و توانایی تأمین سفارشهای فوری نیز اهمیت دارند.
ارزانترین تأمینکننده همیشه کمهزینهترین انتخاب نیست.
وابستگی به یک تأمینکننده چگونه به مشتریان آسیب میزند؟
مشکل تأمین معمولاً فقط به رابطه میان خریدار و تأمینکننده محدود نمیشود.
اگر کسبوکار شما نتواند کالا یا خدمات موردنیاز را دریافت کند، ممکن است خودتان نیز نتوانید به تعهداتتان در برابر مشتریان عمل کنید.
برای مثال، فروشگاهی را تصور کنید که محصولی را در سایت خود موجود اعلام کرده است، اما تأمینکننده اصلی آن دیگر قادر به تحویل کالا نیست.
در چنین شرایطی، فروشگاه ممکن است با مشکلاتی مانند تأخیر در ارسال، لغو سفارشها، بازپرداخت وجه و نارضایتی مشتریان مواجه شود.
به همین دلیل، مدیریت تأمینکنندگان بخش مهمی از مدیریت تجربه مشتری است.
برای کالاها و خدمات حیاتی، گزینه جایگزین داشته باشید
یکی از راهکارهای مؤثر این است که برای منابعی که نبود آنها فعالیت شما را مختل میکند، تأمینکنندگان جایگزین شناسایی کنید.
برای مثال، اگر یک فروشگاه تمام بستهبندیهای خود را از یک شرکت تهیه میکند، بهتر است دستکم چند تأمینکننده دیگر را نیز بشناسد که در صورت نیاز بتوانند سفارش را تأمین کنند.
این موضوع برای کسبوکارهای تولیدی اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا نبود یک قطعه یا ماده اولیه ممکن است کل فرایند تولید را متوقف کند.
البته داشتن چند تأمینکننده به معنای تقسیم مساوی تمام سفارشها میان آنها نیست. ممکن است یک تأمینکننده اصلی و یک گزینه جایگزین کافی باشد.
هدف این است که در صورت بروز مشکل، مجبور نباشید از صفر به دنبال منبع جدیدی بگردید.
پیش از بروز مشکل، تأمینکننده جایگزین را ارزیابی کنید
شناسایی یک تأمینکننده جایگزین بهتنهایی کافی نیست.
ممکن است شرکت دیگری را پیدا کنید که ادعا میکند میتواند تمام نیازهای شما را تأمین کند، اما کیفیت کالا، ظرفیت تولید یا زمان تحویل آن مناسب نباشد.
بهتر است پیش از آنکه به این تأمینکننده نیاز فوری پیدا کنید، اطلاعات لازم را بررسی کنید.
موارد مهم عبارتاند از:
- کیفیت محصول یا خدمات
- قیمت و شرایط پرداخت
- حداقل مقدار سفارش
- زمان تحویل
- ظرفیت تأمین
- امکان سفارش مجدد
- شرایط مرجوعی و رسیدگی به کالاهای معیوب
در صورت امکان، میتوانید ابتدا سفارش کوچکی ثبت کنید تا کیفیت همکاری را در عمل بسنجید.
این کار ریسک انتقال ناگهانی تمام سفارشها به یک منبع ناشناخته را کاهش میدهد.
همیشه لازم نیست چند تأمینکننده فعال داشته باشید
ممکن است تصور کنید برای حل این مشکل باید همزمان از چند شرکت خرید کنید؛ اما این راهکار برای تمام کسبوکارها ضروری یا اقتصادی نیست.
گاهی خرید از چند تأمینکننده هزینههای اداری و حملونقل را افزایش میدهد یا باعث میشود تخفیف خرید عمده را از دست بدهید.
در بعضی فعالیتها نیز فقط یک تأمینکننده تخصصی وجود دارد یا تغییر تأمینکننده بسیار پرهزینه است.
در چنین شرایطی، میتوانید به جای خرید همزمان از چند منبع، گزینههای جایگزین را از قبل شناسایی کنید، درباره زمان تأمین مذاکره کنید یا برای شرایط اضطراری ذخیره مناسبی در نظر بگیرید.
راهکار درست به اهمیت کالا، میزان ریسک، هزینه جایگزینی و شرایط واقعی بازار بستگی دارد.
موجودی اطمینان میتواند از توقف فعالیت جلوگیری کند
اگر تأمین مجدد یک کالا زمان زیادی میبرد، ممکن است نگهداری مقداری موجودی اطمینان منطقی باشد.
برای مثال، یک تولیدکننده که برای ادامه فعالیت به قطعهای خاص نیاز دارد، میتواند با توجه به میزان مصرف و مدت زمان تأمین، مقدار مشخصی از آن قطعه را ذخیره کند.
در این حالت، اگر سفارش جدید با تأخیر مواجه شود، کسبوکار برای مدت محدودی میتواند فعالیت خود را ادامه دهد.
البته موجودی اطمینان هزینه دارد و باید متناسب با اهمیت کالا، سرعت مصرف و احتمال اختلال تعیین شود. خرید و انبار کردن بیش از حد نیز میتواند سرمایه را درگیر کند.
هدف، ایجاد تعادل میان خطر کمبود کالا و هزینه نگهداری موجودی است.
وابستگی به تأمینکنندگان خدماتی را هم جدی بگیرید
این مشکل فقط به خرید کالا و مواد اولیه محدود نیست.
بعضی کسبوکارها تمام فعالیتهای مهم خود را به یک ارائهدهنده خدمات وابسته میکنند.
برای مثال، ممکن است یک فروشگاه اینترنتی فقط از یک شرکت برای ارسال سفارشها استفاده کند. یک کسبوکار دیگر نیز ممکن است تمام عملیات فنی خود را به یک فرد یا شرکت بسپارد.
اگر این ارائهدهنده خدمات دچار اختلال شود یا همکاری خود را متوقف کند، ادامه فعالیت کسبوکار ممکن است دشوار شود.
برای کاهش این خطر، بهتر است وابستگیهای حیاتی را شناسایی کنید و مشخص سازید در صورت قطع همکاری، چه جایگزینی وجود دارد.
همچنین قراردادها، اطلاعات ضروری، دسترسیهای مدیریتی و مستندات مرتبط باید بهگونهای نگهداری شوند که تغییر ارائهدهنده خدمات، تا حد امکان قابل مدیریت باشد.
قرارداد و توافق روشن اهمیت دارد
یکی دیگر از اقدامات مفید، مشخص کردن شرایط همکاری با تأمینکننده است.
برای مثال، بهتر است زمان تحویل، مشخصات کالا، مقدار سفارش، نحوه پرداخت و مسئولیت هر طرف روشن باشد.
در همکاریهای مهمتر، میتوان درباره نحوه اطلاعرسانی در صورت بروز تأخیر، شرایط تغییر قیمت و شیوه رسیدگی به اختلافات نیز توافق کرد.
البته قرارداد بهتنهایی مانع تمام مشکلات نمیشود؛ اما میتواند انتظارات را روشنتر کند و هنگام بروز اختلاف، امکان پیگیری را بهبود دهد.
برای فعالیتهای حساس یا قراردادهای باارزش، بررسی شرایط حقوقی توافق نیز اهمیت دارد.
ریسک تأمینکنندگان را بهصورت دورهای بررسی کنید
ممکن است تأمینکنندهای که در گذشته عملکرد مناسبی داشته، امروز دیگر همان شرایط را نداشته باشد.
به همین دلیل، بهتر است عملکرد تأمینکنندگان را در بازههای زمانی مشخص ارزیابی کنید.
برای مثال، میتوانید این شاخصها را بررسی کنید:
- درصد سفارشهای تحویلشده در زمان مقرر
- تعداد سفارشهای ناقص
- میزان اختلاف کیفیت با مشخصات توافقشده
- تغییرات قیمت
- سرعت پاسخگویی
- تعداد دفعات بروز اختلال در تأمین
اگر عملکرد یک تأمینکننده در طول زمان ضعیفتر شود، میتوانید پیش از ایجاد بحران، درباره اصلاح شرایط همکاری یا استفاده بیشتر از گزینههای جایگزین تصمیم بگیرید.
یک برنامه ساده برای کاهش ریسک تأمین تهیه کنید
برای شروع، لازم نیست سیستم پیچیدهای ایجاد کنید. میتوانید فهرستی از منابع حیاتی کسبوکار تهیه کنید و وضعیت هرکدام را بررسی کنید.
برای هر مورد مشخص کنید:
۱. چه کالا یا خدمتی تأمین میشود؟
۲. تأمینکننده اصلی چه کسی است؟
۳. نبود این کالا یا خدمت چه اثری بر فعالیت کسبوکار دارد؟
۴. تأمینکننده جایگزین وجود دارد؟
۵. جایگزینی تأمینکننده چه مدت زمان میبرد؟
۶. آیا نیاز به نگهداری موجودی اطمینان وجود دارد؟
۷. اگر تأمین متوقف شود، چه اقداماتی باید انجام شوند؟
این اطلاعات کمک میکنند بدانید کدام وابستگیها اهمیت بیشتری دارند و منابع محدود خود را در چه بخشهایی صرف کاهش ریسک کنید.
جمعبندی
وابستگی بیش از حد به یک تأمینکننده ممکن است در کوتاهمدت باعث سادهتر شدن خرید و کاهش هزینهها شود، اما در صورت بروز اختلال میتواند ادامه فعالیت کسبوکار را با مشکل مواجه کند.
برای کاهش این خطر، تأمینکنندگان جایگزین را شناسایی کنید، عملکرد منابع اصلی را بررسی کنید، شرایط همکاری را شفاف نگه دارید و برای کالاها و خدمات حیاتی برنامه جایگزین داشته باشید.
مدیریت تأمین فقط پیدا کردن کسی نیست که امروز نیاز شما را برطرف کند؛ بلکه اطمینان از این است که کسبوکار در صورت تغییر شرایط نیز بتواند فعالیت خود را ادامه دهد.
اگر تأمین یک کالا یا خدمت برای ادامه کار شما ضروری است، پیش از آنکه با اختلال مواجه شوید مشخص کنید در صورت از دست دادن منبع فعلی، چه گزینههایی در اختیار دارید.
مطالب بیشتر از این دسته
- اشتباه سیزدهم: نداشتن سیستم پیگیری مشتریان بالقوه
- اشتباه بیستودوم: نداشتن سیستم کنترل کیفیت در کسبوکار
- اشتباه پنجم: نداشتن برنامه برای جذب مشتری جدید
- اشتباه نهم: وابستگی بیش از حد به یک مشتری بزرگ
- اشتباه شانزدهم: نداشتن برنامه برای بازگشت مشتریان قبلی
- اشتباه بیستونهم: نداشتن برنامه برای انتقال دانش و تجربه در کسبوکار