🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
یکی از اشتباهات پرهزینه در کسبوکار این است که صاحب ایده ماهها برای ساخت یک محصول وقت و هزینه صرف میکند، اما تازه بعد از آماده شدن محصول متوجه میشود که مشتریان علاقه چندانی به خرید آن ندارند.
داشتن یک ایده جذاب با داشتن یک محصول قابلفروش یکسان نیست.
ممکن است یک محصول از نظر سازنده فوقالعاده به نظر برسد، اما بازار حاضر نباشد برای آن پول پرداخت کند.
به همین دلیل، یکی از اصول مهم در راهاندازی کسبوکار این است که قبل از سرمایهگذاری سنگین، تقاضای واقعی بازار بررسی شود.
تفاوت ایده خوب و محصول موردنیاز بازار
فرض کنید فردی ایدهای برای ساخت یک ابزار کاربردی دارد.
او ممکن است ماهها روی طراحی، بستهبندی، سایت و تبلیغات کار کند و در نهایت محصول را وارد بازار کند.
اما اگر مشتری واقعاً چنین مشکلی نداشته باشد یا حاضر نباشد برای حل آن هزینه کند، کیفیت بالای محصول نیز الزاماً باعث فروش نمیشود.
بازار به این سؤال پاسخ میدهد:
«آیا کسی حاضر است برای این محصول پول بدهد؟»
این سؤال بسیار مهمتر از این است که:
«آیا خودم این محصول را دوست دارم؟»
علاقه شخصی صاحب کسبوکار کافی نیست
یکی از دلایل شکست برخی محصولات این است که سازنده به دلیل علاقه شخصی، تصور میکند دیگران نیز همان علاقه را دارند.
مثلاً ممکن است فردی به یک حوزه خاص علاقه زیادی داشته باشد و تصور کند بازار بزرگی برای محصول مرتبط با آن وجود دارد.
اما علاقه شخصی تنها یک نشانه اولیه است، نه اثبات وجود بازار.
قبل از سرمایهگذاری جدی باید بررسی شود که آیا افراد دیگری نیز همین نیاز را دارند و مهمتر از آن، آیا حاضرند برای حل آن هزینه کنند یا خیر.
لازم نیست همیشه از همان ابتدا محصول کامل بسازید
یکی از روشهای کاهش این ریسک، ساخت نسخه اولیه و ساده محصول است.
این نسخه ممکن است امکانات کمتری داشته باشد، اما بتواند ارزش اصلی پیشنهاد را آزمایش کند.
برای مثال، اگر فردی قصد دارد یک دوره آموزشی آنلاین ایجاد کند، شاید لازم نباشد ابتدا یک دوره ۵۰ ساعته ضبط کند.
میتواند ابتدا موضوع را با یک کارگاه کوتاه، جلسه آزمایشی یا محتوای محدود بررسی کند.
اگر مخاطبان استقبال کردند، توسعه محصول کامل منطقیتر خواهد بود.
پیشفروش میتواند یک آزمایش واقعی باشد
یکی از روشهای قوی برای سنجش تقاضا، پیشفروش است.
در این روش، محصول هنوز بهطور کامل آماده نشده، اما پیشنهاد آن به مشتریان ارائه میشود.
اگر افراد حاضر باشند برای دریافت محصول در آینده هزینه کنند، نشانه بسیار قویتری نسبت به صرفاً دریافت لایک یا نظر مثبت است.
البته پیشفروش باید شفاف باشد و مشتری دقیقاً بداند چه چیزی، چه زمانی و تحت چه شرایطی دریافت خواهد کرد.
نظرسنجی همیشه کافی نیست
نظرسنجی میتواند مفید باشد، اما یک محدودیت مهم دارد.
ممکن است افراد در پاسخ به سؤال:
«اگر چنین محصولی ساخته شود، آیا آن را میخرید؟»
بگویند:
«بله، احتمالاً.»
اما زمانی که محصول واقعاً عرضه شود، خرید نکنند.
به همین دلیل میان اظهار علاقه و رفتار واقعی خرید تفاوت وجود دارد.
اگر امکان آزمایش رفتار واقعی مشتری وجود داشته باشد، اطلاعات آن معمولاً ارزشمندتر است.
قبل از تولید چه چیزهایی را بررسی کنیم؟
برای کاهش ریسک میتوان چند سؤال مهم را بررسی کرد:
آیا مشکل واقعی وجود دارد؟
اگر مشکلی وجود نداشته باشد، محصولی که برای حل آن ساخته شده نیز احتمالاً تقاضای محدودی خواهد داشت.
این مشکل چقدر مهم است؟
ممکن است مشتری مشکلی داشته باشد، اما آنقدر برایش مهم نباشد که حاضر شود بابت حل آن پول پرداخت کند.
مشتری اکنون چگونه مشکل را حل میکند؟
اگر مشتری در حال حاضر از یک روش جایگزین استفاده میکند، باید مشخص شود چرا باید روش جدید را انتخاب کند.
چه کسانی حاضرند پول پرداخت کنند؟
مخاطب داشتن با مشتری داشتن تفاوت دارد.
رقبای موجود چه کسانی هستند؟
وجود رقیب همیشه نشانه بدی نیست. گاهی نشان میدهد که برای این مسئله بازار واقعی وجود دارد.
رقبا میتوانند اطلاعات ارزشمندی بدهند
قبل از ساخت محصول، بررسی محصولات مشابه میتواند اطلاعات زیادی در اختیار شما قرار دهد.
بررسی کنید:
- چه محصولاتی بیشتر فروخته میشوند؟
- مشتریان درباره آنها چه نظراتی دارند؟
- از چه ویژگیهایی تعریف میکنند؟
- از چه مشکلاتی ناراضی هستند؟
- قیمت محصولات مشابه چقدر است؟
- چه چیزی در پیشنهادهای موجود کم است؟
این اطلاعات میتواند به طراحی محصول بهتر کمک کند.
یک اشتباه مهم: اضافه کردن امکانات زیاد
گاهی صاحب محصول تصور میکند هرچه امکانات بیشتری اضافه کند، محصول جذابتر خواهد شد.
اما امکانات بیشتر همیشه به معنای ارزش بیشتر نیست.
ممکن است مشتری فقط یک مشکل ساده داشته باشد و دهها ویژگی اضافی برای او اهمیتی نداشته باشد.
در این شرایط، توسعه امکانات اضافی فقط زمان و هزینه تولید را افزایش میدهد.
بهتر است ابتدا روی مهمترین مشکل مشتری تمرکز شود.
اگر بازار استقبال نکرد چه کنیم؟
گاهی آزمایش اولیه نشان میدهد تقاضا کمتر از انتظار است.
این اتفاق الزاماً به معنای شکست کامل ایده نیست.
ممکن است:
- مشتری اشتباه انتخاب شده باشد.
- قیمت مناسب نباشد.
- پیشنهاد فروش بهخوبی توضیح داده نشده باشد.
- محصول مشکل مهمی را حل نکند.
- ویژگی اصلی محصول برای مشتری جذاب نباشد.
- کانال فروش مناسبی انتخاب نشده باشد.
بنابراین باید علت بررسی شود.
گاهی با تغییر محصول یا بازار هدف میتوان ایده را نجات داد.
هدف آزمایش بازار چیست؟
آزمایش بازار قرار نیست موفقیت محصول را صددرصد تضمین کند.
هدف آن این است که قبل از صرف سرمایه زیاد، ریسک تصمیمگیری کاهش پیدا کند.
اگر یک آزمایش کوچک نشان دهد که بازار علاقهای به محصول ندارد، بهتر است همان زمان متوجه شویم تا اینکه پس از صرف ماهها زمان و سرمایه این موضوع را بفهمیم.
جمعبندی
یکی از اشتباهات کسبوکارها این است که ابتدا محصول را کامل میسازند و بعد به دنبال مشتری میگردند.
روش کمریسکتر این است که تا حد امکان ابتدا تقاضای بازار را آزمایش کنیم و سپس متناسب با نتایج، سرمایهگذاری را افزایش دهیم.
لایک، تعریف، نظر مثبت و ابراز علاقه میتوانند نشانههای اولیه باشند؛ اما وقتی مشتری واقعاً حاضر است برای یک محصول یا خدمت پول پرداخت کند، اطلاعات بسیار ارزشمندتری به دست میآید.
قبل از اینکه بپرسیم «چطور این محصول را بسازیم؟»، بهتر است بپرسیم «آیا کسی واقعاً حاضر است آن را بخرد؟»
مطالب بیشتر از این دسته
- اشتباه بیستوچهارم: مدیریت کسبوکار بدون اندازهگیری شاخصهای عملکرد
- اشتباه سیویکم: تغییر مداوم استراتژی کسبوکار با دیدن نتایج کوتاهمدت
- اشتباه سیوچهارم: نداشتن برنامه برای حفاظت از اطلاعات و فایلهای کسبوکار
- اشتباه ششم: نادیده گرفتن مشتریان ناراضی
- اشتباه بیستودوم: نداشتن سیستم کنترل کیفیت در کسبوکار
- اشتباه هفتم: نداشتن تمایز مشخص نسبت به رقبا