🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
بسیاری از صاحبان کسبوکار تصور میکنند وظیفه آنها با ثبت سفارش، دریافت پول و تحویل محصول به پایان میرسد. به همین دلیل، تمام انرژی خود را صرف جذب مشتری جدید میکنند و توجه چندانی به اتفاقاتی که پس از خرید میافتد ندارند.
این رویکرد میتواند فرصتهای مهمی برای رشد کسبوکار را از بین ببرد. مشتری ممکن است محصول را دریافت کند، اما درباره نحوه استفاده از آن پرسشی داشته باشد، برای نصب یا راهاندازی به راهنمایی نیاز پیدا کند یا بخواهد از خدمات پشتیبانی استفاده کند. اگر در این مرحله پاسخ مناسبی دریافت نکند، احتمال دارد دیگر از آن کسبوکار خرید نکند.
تجربه مشتری پس از خرید، بخشی از تجربه کلی او از برند است؛ نه مرحلهای جدا از فرایند فروش.
کسبوکارهایی که به این مرحله توجه میکنند، فرصت بیشتری برای افزایش وفاداری مشتریان، خریدهای تکراری و معرفی برند به دیگران دارند.
چرا تجربه مشتری پس از خرید اهمیت دارد؟
جذب مشتری معمولاً به صرف زمان و هزینه نیاز دارد. کسبوکار برای دیده شدن، تولید محتوا، تبلیغات، پاسخگویی به پرسشها و تبدیل مخاطب به خریدار تلاش میکند.
اگر مشتری پس از خرید تجربه نامناسبی داشته باشد، بخشی از این سرمایهگذاری ممکن است بدون ایجاد رابطهای پایدار به پایان برسد.
در مقابل، تجربه خوب پس از خرید میتواند باعث شود مشتری با اطمینان بیشتری برای خرید بعدی بازگردد. همچنین ممکن است تجربه خود را با دوستان، همکاران یا مخاطبانش به اشتراک بگذارد.
برای مثال، دو فروشگاه اینترنتی را در نظر بگیرید که محصولی با کیفیت و قیمت مشابه عرضه میکنند. فروشگاه اول پس از ارسال کالا ارتباط خود را با مشتری قطع میکند. فروشگاه دوم راهنمای استفاده ارائه میدهد، وضعیت سفارش را اطلاعرسانی میکند و در صورت بروز مشکل پاسخگو است.
حتی اگر محصول این دو فروشگاه تفاوتی نداشته باشد، کیفیت تجربه مشتری میتواند انتخاب او را در خرید بعدی تحت تأثیر قرار دهد.
پنج اشتباه رایج در ارتباط با مشتری پس از خرید
۱. قطع کامل ارتباط پس از دریافت پول
یکی از رایجترین اشتباهات این است که کسبوکار تا پیش از خرید بهسرعت پاسخ میدهد، اما پس از پرداخت هزینه دیگر توجهی به مشتری ندارد.
این رفتار ممکن است چنین برداشتی ایجاد کند که کسبوکار فقط به دریافت پول علاقهمند بوده است.
البته ارتباط پس از خرید به معنای ارسال پیامهای تبلیغاتی مداوم نیست. هدف، ارائه اطلاعات مفید و در دسترس بودن در مواقع ضروری است.
برای نمونه، میتوان پس از ثبت سفارش، اطلاعات تحویل، راهنمای استفاده یا روش ارتباط با پشتیبانی را برای مشتری ارسال کرد.
۲. نداشتن راهنمای مناسب برای استفاده از محصول
گاهی محصول باکیفیت است، اما مشتری نمیداند چگونه از تمام قابلیتهای آن استفاده کند.
این مسئله در فروش نرمافزار، دورههای آموزشی، فایلهای دیجیتال، تجهیزات تخصصی و محصولات دارای مراحل نصب بیشتر دیده میشود.
برای کاهش این مشکل، میتوان راهنمای تصویری، ویدئوی آموزشی، پرسشهای متداول یا دستورالعملی ساده تهیه کرد.
برای مثال، فروشنده یک فایل دیجیتال میتواند توضیح دهد که خریدار چگونه فایل را دریافت کند، با چه نرمافزاری آن را باز کند و در صورت بروز خطا چه مراحلی را انجام دهد.
چنین راهنماییهایی علاوه بر بهبود تجربه مشتری، تعداد پرسشهای تکراری از پشتیبانی را نیز کاهش میدهند.
۳. دشوار کردن دسترسی به پشتیبانی
مشتری زمانی که با مشکلی مواجه میشود، انتظار دارد بداند از چه راهی میتواند پاسخ دریافت کند.
اگر شماره تماس، نشانی ایمیل یا روش ارتباط با پشتیبانی مشخص نباشد، ممکن است برای حل یک مشکل ساده زمان زیادی صرف کند.
بهتر است راه ارتباطی با پشتیبانی بهروشنی معرفی شود و مشتری بداند چه نوع درخواستهایی از طریق آن قابل پیگیری هستند.
همچنین اگر پاسخگویی فوری امکانپذیر نیست، تعیین زمان تقریبی پاسخ میتواند از سردرگمی مشتری جلوگیری کند.
۴. نادیده گرفتن بازخورد خریداران
بعضی کسبوکارها پس از فروش، هیچ تلاشی برای فهمیدن نظر مشتری انجام نمیدهند. در نتیجه، مشکلات تکرارشونده ممکن است مدتها بدون اصلاح باقی بمانند.
برای مثال، مشتریان یک فروشگاه دیجیتال ممکن است بارها درباره نحوه دانلود فایل سؤال کنند. اگر این پرسشها ثبت و بررسی نشوند، کسبوکار فرصت اصلاح فرایند تحویل را از دست میدهد.
میتوان با یک پیام کوتاه از مشتری پرسید که آیا محصول مطابق انتظارش بوده و آیا در استفاده از آن با مشکلی مواجه شده است.
نکته مهم این است که بازخوردها فقط جمعآوری نشوند؛ بلکه برای شناسایی مشکلات و بهبود محصول یا خدمات نیز مورد استفاده قرار گیرند.
۵. تلاش برای فروش مجدد پیش از حل مشکل مشتری
فروش مکمل و پیشنهاد محصولات مرتبط میتواند برای کسبوکار مفید باشد، اما زمانبندی آن اهمیت دارد.
فرض کنید مشتری محصولی خریداری کرده، اما هنوز نتوانسته از آن استفاده کند. اگر پیش از حل مشکل، پیامهای تبلیغاتی متعددی برای خرید محصولات دیگر دریافت کند، ممکن است احساس کند نیاز واقعی او نادیده گرفته شده است.
بهتر است ابتدا از رضایت مشتری و حل مشکلات احتمالی اطمینان حاصل شود و سپس، در صورت تناسب، پیشنهاد خرید دیگری ارائه شود.
چگونه یک فرایند ساده برای تجربه پس از خرید طراحی کنیم؟
برای بهبود این بخش از کسبوکار، لازم نیست از ابتدا یک واحد بزرگ پشتیبانی تشکیل دهید. حتی کسبوکارهای کوچک نیز میتوانند با چند اقدام مشخص، تجربه مشتری را بهتر کنند.
مرحله اول: پیام تأیید خرید ارسال کنید
پس از ثبت سفارش، پیام روشنی برای مشتری بفرستید که اطلاعات اصلی خرید را در اختیار او قرار دهد.
این پیام میتواند شامل شماره سفارش، خلاصه محصول خریداریشده، وضعیت پرداخت و روش پیگیری باشد.
در فروش فایل یا محصولات دیجیتال، بهتر است روش دسترسی به محصول نیز بهروشنی توضیح داده شود.
مرحله دوم: انتظارات مشتری را مدیریت کنید
مشتری باید بداند پس از خرید چه اتفاقی خواهد افتاد.
اگر تحویل محصول چند روز زمان میبرد، زمان تقریبی تحویل را اعلام کنید. اگر محصول نیاز به نصب یا آموزش دارد، مراحل بعدی را توضیح دهید.
قولهایی که کسبوکار نمیتواند به آنها عمل کند، حتی اگر با هدف جلب رضایت مشتری داده شوند، در نهایت به اعتماد آسیب میزنند.
مرحله سوم: راهنمای استفاده ارائه دهید
بررسی کنید مشتری برای استفاده از محصول به چه اطلاعاتی نیاز دارد.
گاهی یک صفحه راهنما یا ویدئوی کوتاه میتواند از تعداد زیادی تماس و پیام پشتیبانی جلوگیری کند.
راهنما باید با پرسشهای واقعی مشتریان مرتبط باشد، نه اینکه صرفاً توضیحاتی طولانی و غیرضروری ارائه دهد.
مرحله چهارم: زمان مناسبی برای پیگیری انتخاب کنید
پس از خرید، در صورت تناسب با نوع محصول، میتوانید با مشتری ارتباط بگیرید و از وضعیت استفاده او مطلع شوید.
برای محصولات ساده و کمهزینه، شاید یک پیام کوتاه کافی باشد. برای محصولات پیچیده یا خدمات بلندمدت، ممکن است پیگیری بیشتری لازم باشد.
پیگیری باید متناسب با نیاز مشتری باشد و از تبدیل شدن به پیامهای مزاحم جلوگیری کند.
مرحله پنجم: مشکلات را ثبت و تحلیل کنید
اگر مشتریان بارها درباره یک مسئله مشابه سؤال میکنند، احتمال دارد مشکل از محصول، توضیحات، فرایند تحویل یا راهنمای استفاده باشد.
بهجای پاسخگویی جداگانه به همان پرسشها، علت اصلی را بررسی کنید.
برای مثال، اگر تعداد زیادی از خریداران درباره نحوه دریافت فایل سؤال دارند، بهتر است صفحه دانلود و پیام تأیید خرید را اصلاح کنید.
این رویکرد باعث میشود هر مشکل تکرارشونده به فرصتی برای بهبود سیستم تبدیل شود.
چگونه بفهمیم مشتریان از تجربه پس از خرید راضی هستند؟
برای ارزیابی عملکرد، میتوان چند شاخص ساده را بررسی کرد:
- نرخ خرید مجدد: چه درصدی از مشتریان در یک بازه مشخص دوباره خرید میکنند؟
- تعداد درخواستهای پشتیبانی: چه پرسشها یا مشکلاتی بیشتر از بقیه تکرار میشوند؟
- زمان پاسخگویی: مشتریان بهطور متوسط چه مدت برای دریافت پاسخ منتظر میمانند؟
- میزان رضایت مشتری: مشتریان پس از دریافت محصول یا استفاده از خدمت چه ارزیابیای دارند؟
- نرخ بازگشت وجه یا مرجوعی: چه تعداد از سفارشها به دلیل نارضایتی یا مشکلات محصول به بازگشت وجه یا کالا منتهی میشوند؟
این شاخصها باید در کنار نوع محصول، قیمت، شرایط فروش و انتظارات مشتریان تفسیر شوند. برای مثال، پایین بودن نرخ خرید مجدد در کسبوکاری که محصولی بادوام و کممصرف میفروشد، لزوماً نشانه تجربه نامناسب مشتری نیست.
آیا تجربه پس از خرید برای کسبوکارهای کوچک هم مهم است؟
بله. حتی یک فروشنده مستقل یا صاحب کسبوکار خانگی میتواند با اقدامات ساده، تجربه بهتری برای خریداران ایجاد کند.
برای مثال، فروشندهای که محصولات دستساز عرضه میکند، میتواند دستورالعمل نگهداری محصول را همراه سفارش ارسال کند. فردی که فایل آموزشی میفروشد، میتواند راهنمای دریافت و استفاده از فایل را آماده کند. ارائهدهنده خدمات نیز میتواند پس از پایان کار، نتیجه را بررسی کند و در صورت نیاز راهنمایی کوتاهی ارائه دهد.
مزیت کسبوکار کوچک این است که معمولاً ارتباط مستقیمتری با مشتری دارد و میتواند بدون فرایندهای پیچیده، بازخوردها را دریافت و سریعتر اصلاحات لازم را اجرا کند.
جمعبندی
نادیده گرفتن تجربه مشتری پس از خرید، یکی از اشتباهاتی است که میتواند باعث از دست رفتن خریداران قبلی و افزایش وابستگی کسبوکار به جذب مشتریان جدید شود.
برای جلوگیری از این مشکل، ارتباط پس از خرید را بخشی از فرایند فروش بدانید. اطلاعات لازم را بهموقع ارائه کنید، راهنمای استفاده تهیه کنید، پشتیبانی در دسترس داشته باشید و بازخوردهای مشتریان را برای اصلاح مشکلات به کار بگیرید.
هدف این نیست که پس از هر خرید، ارتباطی طولانی و پرهزینه ایجاد کنید؛ بلکه باید اطمینان حاصل کنید مشتری پس از پرداخت پول، برای دریافت محصول، استفاده از آن و حل مشکلات احتمالی تنها نمیماند.
در بسیاری از کسبوکارها، فروش نخست آغاز رابطه با مشتری است، نه پایان آن.
مطالب بیشتر از این دسته
- اشتباه شانزدهم: نداشتن برنامه برای بازگشت مشتریان قبلی
- اشتباه هفدهم: تغییر مداوم مسیر کسبوکار با هر ایده جدید
- اشتباه سیودوم: نداشتن برنامه برای وصول مطالبات و دریافت بهموقع پول از مشتریان
- اشتباه سیونهم: نداشتن سیستم مشخص برای کنترل کیفیت محصولات و خدمات
- اشتباه بیستویکم: وعده دادن بیش از توان واقعی کسبوکار
- اشتباه هجدهم: پیچیده کردن فرایند خرید برای مشتری