🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
در تبلیغات، گاهی یک اتفاق پیشبینینشده میتواند فرصتی ایجاد کند که هیچ برنامهریزی دقیقی قادر به ساختنش نیست. نمونه مشهور آن، تبلیغ لحظهای برند بیسکویت اورئو در جریان مسابقه سوپربول سال ۲۰۱۳ آمریکاست؛ زمانی که قطع برق ورزشگاه، مسابقه را برای مدتی متوقف کرد و یک توییت خلاقانه به یکی از نمونههای ماندگار بازاریابی در لحظه تبدیل شد.
ماجرای تبلیغ اورئو چه بود؟
سوپربول فینال لیگ فوتبال آمریکایی و یکی از مهمترین رویدادهای تبلیغاتی این کشور است. شرکتها برای نمایش آگهیهای خود در جریان این مسابقه هزینههای زیادی میپردازند و از مدتها قبل برای تبلیغاتشان برنامهریزی میکنند.
در سوپربول سال ۲۰۱۳، بخشی از ورزشگاه مرسدسبنز سوپردوم در نیواورلئان دچار قطعی برق شد. بازی برای مدتی متوقف ماند و میلیونها بیننده در انتظار ازسرگیری مسابقه بودند.
تیم بازاریابی اورئو از همین اتفاق استفاده کرد. این برند تصویری ساده منتشر کرد که در آن یک بیسکویت اورئو در فضایی تاریک دیده میشد. پیام تبلیغاتی تصویر نیز کوتاه و هوشمندانه بود:
«در تاریکی هم میتوانی آن را در شیر فرو ببری.»
این پیام به عادت شناختهشده خوردن اورئو با شیر اشاره داشت و قطعی برق را به فرصتی برای نمایش محصول تبدیل کرد.
چرا یک توییت ساده اینقدر مشهور شد؟
۱. تبلیغ دقیقاً با اتفاق همان لحظه ارتباط داشت
اگر اورئو چند روز بعد همان تصویر را منتشر میکرد، احتمالاً تأثیر آن بسیار کمتر بود. جذابیت اصلی در این بود که تبلیغ به رویدادی واکنش نشان میداد که مخاطبان همان لحظه در حال تجربهاش بودند.
این نوع بازاریابی را «بازاریابی لحظهای» مینامند؛ یعنی برند به یک اتفاق جاری، واکنشی سریع و مرتبط نشان میدهد.
۲. ایده با محصول ارتباط مستقیم داشت
تیم تبلیغاتی صرفاً یک شوخی درباره قطع برق نساخت. تصویر تاریک، بیسکویت و پیام مربوط به خوردن آن، همگی به محصول ارتباط داشتند.
این نکته اهمیت زیادی دارد؛ زیرا یک شوخی جذاب ممکن است توجه مخاطب را جلب کند، اما اگر ارتباطی با برند نداشته باشد، ارزش تبلیغاتی آن محدود میشود.
۳. پیام کوتاه بود و به توضیح نیاز نداشت
مخاطب برای درک تبلیغ لازم نبود متن طولانی بخواند یا داستان پیچیدهای را دنبال کند. تصویر و جمله کوتاه، ایده را بهسرعت منتقل میکردند.
در شبکههای اجتماعی که کاربران با حجم زیادی از محتوا روبهرو هستند، همین سادگی میتواند مزیت مهمی باشد.
۴. برند برای واکنش سریع آماده بود
یکی از نکات مهم این ماجرا، آمادگی تیم اورئو بود. واکنش سریع به اتفاقی غیرمنتظره، معمولاً به هماهنگی میان افرادی نیاز دارد که بتوانند در زمان کوتاه تصمیم بگیرند، ایده را تأیید کنند و محتوای مناسب را منتشر کنند.
بنابراین، موفقیت این تبلیغ را نباید فقط به یک جمله هوشمندانه نسبت داد. توانایی اجرای سریع ایده نیز نقش مهمی داشت.
آیا هر کسبوکاری میتواند چنین تبلیغی بسازد؟
بله، اما نه با تقلید از تصویر اورئو. اصل قابل استفاده، پیدا کردن ارتباطی طبیعی میان اتفاقات روزمره و محصول خودتان است.
برای مثال:
- یک فروشگاه لوازم سرمایشی میتواند هنگام موج گرما، محتوایی خلاقانه درباره راههای تحمل هوای گرم منتشر کند.
- یک کتابفروشی میتواند در روزهای بارانی، درباره لذت مطالعه در خانه مطلبی کوتاه و مرتبط منتشر کند.
- یک فروشگاه اینترنتی میتواند در مناسبتهای خرید، به یکی از مشکلات رایج مشتریان واکنش نشان دهد و راهحل واقعی ارائه کند.
- یک کسبوکار آموزشی میتواند به یک خبر مرتبط با حوزه کاری خود پاسخ دهد و نکتهای کاربردی به مخاطبان بیاموزد.
در همه این نمونهها، واکنش باید به موضوع فعالیت برند ارتباط داشته باشد. صرفاً استفاده از یک خبر پربازدید، بدون ارتباط واقعی با محصول، ممکن است تصنعی به نظر برسد.
برای بازاریابی لحظهای چه آمادگیهایی لازم است؟
اگر کسبوکاری بخواهد از اتفاقات روز برای تبلیغات استفاده کند، بهتر است از قبل چند موضوع را مشخص کرده باشد:
شناخت مخاطب: بدانید چه اتفاقاتی برای مشتریان شما مهم یا جذاب است.
آمادگی تولید محتوا: قالبهایی ساده برای تصویر، متن یا ویدیو آماده داشته باشید تا در صورت نیاز بتوانید سریعتر واکنش نشان دهید.
اختیار تصمیمگیری: اگر تأیید هر پیام به چندین مرحله طولانی نیاز داشته باشد، ممکن است فرصت از دست برود.
تشخیص موقعیت مناسب: همه رویدادها برای شوخی یا تبلیغ مناسب نیستند. حوادث تلخ، بحرانها و اتفاقاتی که باعث رنج افراد شدهاند، نیازمند حساسیت ویژهاند و نباید صرفاً برای دیدهشدن مورد سوءاستفاده قرار گیرند.
اشتباه رایج در تقلید از اورئو
بعضی برندها تصور میکنند برای موفقیت در شبکههای اجتماعی باید به هر خبر داغی واکنش نشان دهند. نتیجه چنین رویکردی میتواند انتشار مطالب عجولانه، نامرتبط یا تکراری باشد.
درس اصلی تبلیغ اورئو این نیست که همیشه سریعتر از دیگران پست منتشر کنید؛ بلکه این است که اگر اتفاقی مرتبط با برندتان رخ داد، بتوانید در زمان مناسب، ارتباطی خلاقانه و قابلفهم میان آن اتفاق و محصول خود پیدا کنید.
همچنین نباید موفقیت یک کمپین را صرفاً با تعداد بازدید یا بازنشر آن سنجید. بسته به هدف کسبوکار، افزایش آگاهی از برند، جذب مخاطب مناسب و تأثیر بر فروش نیز اهمیت دارند.
جمعبندی: گاهی بهترین فرصت تبلیغاتی از قبل برنامهریزی نشده است
تبلیغ اورئو در سوپربول ۲۰۱۳ نشان داد که یک پیام کوتاه و بهموقع میتواند در شرایط مناسب، از بسیاری از تبلیغات پرهزینه متمایز شود.
البته چنین موفقیتی تضمینشدنی نیست؛ اما کسبوکارها میتوانند با شناخت مخاطب، آمادگی تولید محتوا و داشتن آزادی عمل در تصمیمگیری، شانس استفاده از فرصتهای مشابه را افزایش دهند.
درس نهایی برای تبلیغات خلاقانه: همیشه لازم نیست برای ساخت تبلیغی متفاوت، اتفاق بزرگی را طراحی کنید. گاهی کافی است اتفاقی را که همه میبینند، از زاویهای ببینید که دیگران هنوز به آن فکر نکردهاند.
مطالب بیشتر از این دسته
- تبلیغ خلاقانه ایرانسل؛ وقتی یک تماس تلفنی به تجربهای احساسی تبدیل شد
- تبلیغات خلاقانه چگونه میتوانند یک محصول معمولی را به موضوع گفتوگوی مردم تبدیل کنند؟
- تبلیغ خلاقانه سینره؛ وقتی چتر به نماد محافظت از پوست تبدیل شد
- تبلیغ خلاقانه سونی براویا؛ وقتی هزاران توپ رنگی به خیابانهای سانفرانسیسکو ریختند
- تبلیغ خلاقانه لگو؛ چگونه یک اسباببازی به ابزاری برای تقویت تخیل تبدیل شد؟
- تبلیغ خلاقانه فولکسواگن؛ چگونه یک جنگ ستارگان کوچک، توجه میلیونها نفر را جلب کرد؟