🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
چگونه میتوان کیفیت رنگهای یک تلویزیون را نشان داد، بدون اینکه تمام تبلیغ به نمایش تصاویر روی صفحه تلویزیون محدود شود؟ برند سونی برای معرفی تلویزیونهای براویا، پاسخی متفاوت به این سؤال داد: بهجای توضیح درباره رنگهای زنده، خیابانی واقعی را به صحنه انفجار رنگ تبدیل کرد.
کمپین «Balls» سونی در سال ۲۰۰۵ یکی از نمونههای مشهور تبلیغات تصویری بود؛ آگهیای که در آن هزاران توپ رنگی از خیابانهای شیبدار سانفرانسیسکو پایین میآمدند و منظرهای غیرمنتظره میساختند.
ایده تبلیغ چه بود؟
هدف کمپین، معرفی توانایی تلویزیونهای Sony BRAVIA در نمایش رنگهای زنده و طبیعی بود. بهجای استفاده از نمودارهای فنی یا مقایسههای پیچیده، تیم تبلیغاتی تصمیم گرفت مفهوم رنگ را به تجربهای بزرگ و ملموس تبدیل کند.
برای اجرای آگهی، تعداد بسیار زیادی توپ رنگی در خیابانهای سانفرانسیسکو رها شدند. توپها در مسیرهای شیبدار حرکت میکردند، از کنار ساختمانها و خودروها میگذشتند و رنگهای متنوعی را در سطح خیابان پخش میکردند.
تصاویر با موسیقی آرام و هماهنگ همراه شدند و بهجای روایت طولانی، اجازه دادند خود منظره پیام را منتقل کند. در پایان، نام براویا و پیام مرتبط با رنگهای زنده ظاهر میشد.
جذابیت اصلی این بود که مخاطب پیش از آنکه درباره مشخصات تلویزیون چیزی بخواند، با تصویری روبهرو میشد که بهسادگی مفهوم رنگ فراوان و چشمگیر را تداعی میکرد.
چرا این تبلیغ در ذهن مخاطب ماند؟
۱. ویژگی محصول به یک تجربه دیداری تبدیل شد
عبارتهایی مانند «رنگهای طبیعی» یا «تصویر زنده» در تبلیغات تلویزیون بسیار رایجاند. مشکل این است که تقریباً هر برند میتواند از چنین عباراتی استفاده کند.
سونی بهجای تکرار این ادعاها، تصویری ساخت که مفهوم رنگ را به شکلی غیرمعمول نشان میداد. توپهای رنگی در یک محیط واقعی حرکت میکردند و مخاطب میتوانست تنوع رنگها را بدون نیاز به توضیح فنی مشاهده کند.
۲. تبلیغ به یک رویداد واقعی تبدیل شد
در بسیاری از آگهیها، صحنههای عجیب با جلوههای ویژه رایانهای ساخته میشوند. اما ویژگی متمایز این کمپین، اجرای فیزیکی و فیلمبرداری از حرکت توپها در محیط شهری بود.
همین واقعیت فیزیکی به تصاویر حس ملموستری میداد. مخاطب فقط یک انیمیشن یا تصویرسازی دیجیتال نمیدید؛ بلکه شاهد اتفاقی بود که در خیابانهای یک شهر رخ داده بود.
۳. موسیقی با تصاویر رقابت نمیکرد
تبلیغ به دیالوگهای فراوان یا توضیح درباره فناوری تلویزیون متکی نبود. موسیقی «Heartbeats» با اجرای José González فضای آرام و خیالانگیزی ایجاد میکرد و اجازه میداد حرکت توپها و ترکیب رنگها در مرکز توجه باقی بمانند.
این هماهنگی باعث شد آگهی بیشتر شبیه یک فیلم کوتاه هنری به نظر برسد تا تبلیغی که صرفاً میخواهد محصولی را بفروشد.
۴. ایده ساده بود، اما اجرای آن چشمگیر
مفهوم اولیه کمپین را میشد در یک جمله توضیح داد: نمایش رنگهای فراوان با استفاده از هزاران توپ رنگی. بااینحال، اجرای آن به برنامهریزی، هماهنگی، انتخاب محل مناسب و فیلمبرداری حرفهای نیاز داشت.
این تفاوت مهمی در تبلیغات خلاقانه است. ایده لازم نیست پیچیده باشد؛ گاهی اجرای متفاوت یک مفهوم ساده، اثرگذاری بیشتری از یک پیام پر از جزئیات ایجاد میکند.
درسهای این کمپین برای کسبوکارها
ویژگی محصول را به تصویر تبدیل کنید
اگر فروشنده پوشاک هستید، بهجای اینکه فقط بنویسید «پارچه نرم و راحت»، میتوانید در یک ویدئوی کوتاه حرکت و افتادگی پارچه را بهصورت واضح نشان دهید.
اگر خدمات نظافت ارائه میکنید، نمایش تفاوت یک سطح پیش و پس از نظافت میتواند از چندین جمله تبلیغاتی قانعکنندهتر باشد.
اگر محصول شما دیجیتال است، یک انیمیشن کوتاه یا ضبط واقعی از کاربرد آن میتواند مزیتش را روشنتر کند.
اینها پیشنهادهایی برای اجرای ایده هستند؛ نه نمونههایی از کمپینهای واقعی گذشته.
از محیط اطراف بهعنوان رسانه استفاده کنید
تبلیغات همیشه به بیلبورد، بنر یا صفحه تلفن همراه محدود نیستند. گاهی خود محیط میتواند بخشی از پیام باشد: چیدمان یک فروشگاه، بستهبندی محصول، نحوه تحویل سفارش یا یک تجربه تعاملی.
برای مثال، یک فروشگاه لوازم هنری میتواند محصولات رنگی خود را به شکلی طراحی و چیدمان کند که از فاصله دور نیز تصویری چشمگیر بسازند. یک فروشگاه کتاب هم میتواند ویترین خود را براساس یک ایده روایی یا بصری تغییر دهد.
نکته این است که محیط باید با محصول و پیام برند ارتباط داشته باشد؛ نه اینکه صرفاً عجیب باشد.
قبل از هزینهکردن، نسخه کوچک ایده را آزمایش کنید
اجرای کمپین سونی به منابع زیادی نیاز داشت و تکرار آن برای کسبوکار کوچک معمولاً منطقی نیست. اما میتوان اصل ایده را با هزینه کمتر آزمود.
پیش از اجرای کامل، یک نمونه کوتاه بسازید، آن را به گروه کوچکی از مخاطبان نشان دهید و بررسی کنید آیا آنها پیام موردنظر را درک میکنند یا فقط از تصویر جالب لذت میبرند.
اگر مخاطب تصویر را به خاطر بسپارد اما نتواند برند یا مزیت محصول را به آن مرتبط کند، تبلیغ هنوز به اصلاح نیاز دارد.
خلاقیت را با هدف تجاری پیوند دهید
یک تبلیغ زیبا لزوماً فروش ایجاد نمیکند. کمپین سونی به یک ویژگی مشخص محصول، یعنی نمایش رنگ، متصل بود. این پیوند باعث میشد تصاویر رنگارنگ صرفاً جلوهای تزئینی نباشند.
کسبوکارها نیز باید پیش از ساخت تبلیغ مشخص کنند چه چیزی قرار است در ذهن مخاطب باقی بماند: نام برند، یک مزیت مشخص، دلیل خرید یا اقدام بعدی.
جمعبندی
کمپین «Balls» سونی براویا نشان داد که یک ویژگی فنی مانند نمایش رنگ میتواند به تجربهای بصری و بهیادماندنی تبدیل شود. توپهای رنگی، محیط شهری واقعی، موسیقی هماهنگ و پیام ساده، تبلیغ را از معرفی معمولی محصول فراتر بردند.
درس اصلی این کمپین برای تبلیغات خلاقانه روشن است: اگر میتوانید مزیت محصول را بهجای توضیحدادن، به مخاطب نشان دهید، احتمال بیشتری وجود دارد که پیام شما را درک کند و به خاطر بسپارد.
مطالب بیشتر از این دسته
- تبلیغ خلاقانه پپسی؛ وقتی قوطی نوشابه به یک وسیله سرگرمکننده تبدیل شد
- ایستگاه قطار به زمین بازی تبدیل شد؛ تبلیغ تعاملی ویرجین مدیا برای سرگرم کردن مسافران
- تبلیغ دکمه قرمز TNT؛ وقتی یک میدان آرام به صحنهای پرهیجان تبدیل شد
- تبلیغ تاریخی اپل در سال ۱۹۸۴؛ وقتی کامپیوتر بدون نمایش محصول تبلیغ شد
- تبلیغ خلاقانه لگو؛ چگونه یک اسباببازی به ابزاری برای تقویت تخیل تبدیل شد؟
- وقتی یک برند از اشتباه خودش تبلیغ ساخت؛ کمپین «بدترین اینترنت دنیا» شرکت Tele2