🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
گاهی برای معرفی یک محصول، لازم نیست ویژگیهای فنی آن را توضیح دهید یا حتی تصویر واضحی از آن نشان دهید. کافی است داستانی کوتاه و سرگرمکننده بسازید که مخاطب با آن ارتباط برقرار کند.
یکی از نمونههای مشهور این رویکرد، تبلیغ فولکسواگن برای خودروی Passat در سال ۲۰۱۱ است؛ آگهیای که با الهام از مجموعه فیلمهای «جنگ ستارگان» ساخته شد و به یکی از تبلیغات بهیادماندنی صنعت خودرو تبدیل شد.
ایده تبلیغ چه بود؟
این آگهی با صحنهای ساده آغاز میشود: کودکی با لباس شخصیت دارث ویدر در خانه راه میرود و تلاش میکند با نیروی ذهنی خود وسایل اطرافش را حرکت دهد.
او مقابل چند وسیله میایستد، دستهایش را به سمت آنها میگیرد و منتظر میماند اتفاقی بیفتد؛ اما هیچکدام واکنشی نشان نمیدهند.
در پایان، پدر خانواده با خودروی فولکسواگن Passat به خانه برمیگردد. کودک در حالی که هنوز لباس دارث ویدر را پوشیده، به سمت خودرو میرود و تلاش میکند قدرت خیالی خود را روی آن امتحان کند.
در همین لحظه، پدر از داخل خانه و با استفاده از ریموت خودرو، موتور را روشن میکند. کودک از نتیجه کار شگفتزده میشود و تصور میکند واقعاً قدرت ویژهای دارد.
نکته جالب این است که تبلیغ بهجای نمایش مستقیم امکانات خودرو، قابلیت روشنکردن موتور از راه دور را در قالب یک داستان بامزه نشان میدهد.
چرا این تبلیغ تا این اندازه موفق شد؟
۱. استفاده از یک شخصیت آشنا
لباس دارث ویدر برای بسیاری از مخاطبان یادآور مجموعه محبوب جنگ ستارگان بود. همین آشنایی باعث شد تبلیغ بدون توضیح طولانی، فضای داستان را به مخاطب منتقل کند.
۲. ساختن یک داستان بهجای فهرستکردن امکانات
فولکسواگن بهجای اینکه بگوید خودروی Passat قابلیت روشنشدن از راه دور دارد، موقعیتی ساخت که مخاطب خودش این ویژگی را در داستان کشف کند.
۳. ایجاد غافلگیری در پایان
تمام تلاشهای کودک برای استفاده از قدرت خیالیاش بینتیجه میماند، اما در لحظه پایانی اتفاقی میافتد که هم خندهدار است و هم قابلیت محصول را به نمایش میگذارد.
۴. مناسببودن برای اشتراکگذاری
تبلیغ فقط برای علاقهمندان به خودرو جذاب نبود؛ خانوادهها، طرفداران جنگ ستارگان و افرادی که به ویدئوهای طنز علاقه داشتند نیز میتوانستند از تماشای آن لذت ببرند.
کسبوکارهای کوچک چه چیزی از این تبلیغ یاد میگیرند؟
برای ساخت تبلیغ جذاب، همیشه به بودجه زیاد یا ایدهای پیچیده نیاز ندارید. میتوانید از همین الگو در مقیاس کوچک استفاده کنید.
- فروشگاه لوازم خانگی: فردی را نشان دهید که برای انجام یک کار روزمره با مشکل روبهرو شده و در پایان، محصول شما به شکلی ساده آن مشکل را حل میکند.
- فروشگاه لوازم ورزشی: داستان کوتاهی از فردی بسازید که برای رسیدن به یک هدف ورزشی تلاش میکند و محصول شما بخشی از مسیر اوست.
- فروشگاه اینترنتی: موقعیتی طنزآمیز طراحی کنید که در آن مشتری به دنبال محصولی میگردد و در نهایت با قابلیت جستوجو یا پیشنهاد هوشمند فروشگاه، به انتخاب مناسب میرسد.
- خدمات آنلاین: بهجای توضیح مراحل پیچیده استفاده از خدمت، یک موقعیت واقعی را نشان دهید که مشتری با کمک سرویس شما در زمان کمتری به نتیجه میرسد.
چگونه چنین تبلیغی بسازیم؟
ابتدا یک ویژگی مشخص از محصول یا خدمت خود انتخاب کنید؛ ویژگیای که برای مشتری ارزش واقعی داشته باشد.
سپس موقعیتی آشنا طراحی کنید که مخاطب بتواند خودش را در آن تصور کند. در ادامه، مشکلی کوچک یا یک انتظار غیرمعمول ایجاد کنید و اجازه دهید محصول در پایان داستان نقش اصلی را بازی کند.
در نهایت، تبلیغ را تا حد امکان کوتاه نگه دارید و از توضیحات اضافی بپرهیزید. اگر مخاطب بتواند پیام تبلیغ را بدون شنیدن توضیحات طولانی متوجه شود، احتمال بهخاطرسپردن آن بیشتر خواهد بود.
جمعبندی
تبلیغ فولکسواگن با کودک لباسپوشیده دارث ویدر نشان داد که معرفی یک قابلیت فنی میتواند به یک داستان سرگرمکننده تبدیل شود. این کمپین بهجای تمرکز مستقیم بر مشخصات خودرو، از طنز، شخصیتپردازی و غافلگیری استفاده کرد تا ویژگی محصول را در ذهن مخاطب ماندگار کند.
درس اصلی این تبلیغ برای کسبوکارها ساده است: بهجای اینکه فقط درباره محصول صحبت کنید، داستانی بسازید که محصول در آن خودش را نشان دهد.
مطالب بیشتر از این دسته
- کمپین تبلیغاتی داو؛ آزمایشی که نشان داد زنان زیبایی خود را چگونه میبینند
- تبلیغات خلاقانه ایکیا؛ چگونه یک کاتالوگ کاغذی به محصولی انقلابی تبدیل شد؟
- تبلیغ خلاقانه مترو ملبورن؛ چگونه آهنگی طنزآمیز به یکی از موفقترین کمپینهای ایمنی تبدیل شد؟
- تبلیغی که لوگو را تقریباً حذف کرد؛ وقتی تصویر محصول از نام برند مهمتر شد
- تبلیغ دکمه قرمز TNT؛ وقتی یک میدان آرام به صحنهای پرهیجان تبدیل شد
- وقتی گردشگران خودشان تبلیغ یک شهر شدند؛ کمپین متفاوت «آیا اسلو اصلاً یک شهر است؟»