🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
گاهی تبلیغات خلاقانه از جایی شروع میشوند که بیشتر شرکتها ترجیح میدهند درباره آن سکوت کنند: ضعفها، محدودیتها و انتظارات برآوردهنشده مشتریان.
در بازاری که شرکتهای مخابراتی دائماً از سرعت بالا، پوشش گسترده و کیفیت خدمات خود حرف میزنند، یک رویکرد متفاوت میتواند توجه بیشتری جلب کند؛ به شرط آنکه پشت پیام، ایدهای واقعی و قابل دفاع وجود داشته باشد.
نمونهای که در این مقاله بررسی میکنیم، به یک اصل مهم در تبلیغات میپردازد: گاهی شکستن الگوی رایج تبلیغات، از تکرار ادعاهای معمول مؤثرتر است.
چرا تبلیغات شرکتهای مخابراتی شبیه یکدیگر میشوند؟
شرکتهای ارائهدهنده اینترنت معمولاً پیامهای مشابهی دارند: سرعت بیشتر، اتصال پایدارتر، پوشش گستردهتر و قیمت مناسبتر.
وقتی چندین برند تقریباً یک وعده را تکرار میکنند، مخاطب بهتدریج نسبت به این ادعاها بیتفاوت میشود. حتی اگر خدمات یک شرکت واقعاً بهتر باشد، ممکن است تبلیغ آن در میان پیامهای مشابه گم شود.
در چنین شرایطی، راهحل لزوماً افزایش بودجه یا تکرار بیشتر تبلیغ نیست. گاهی باید شیوه بیان پیام را تغییر داد.
استفاده از طنز برای جلب توجه
شرکت مخابراتی Tele2 در بازارهای مختلف از رویکردهای تبلیغاتی متفاوت و گاه طنزآمیز استفاده کرده است. منطق چنین تبلیغاتی این است که بهجای نمایش مستقیم محصول و تکرار ویژگیهای فنی، موقعیتی غیرمنتظره بسازند تا مخاطب برای چند لحظه مکث کند.
بااینحال، نسبت دادن عنوان مشخص «بدترین اینترنت دنیا» به یک کمپین واقعی Tele2 بدون تأیید جزئیات آن درست نیست. بنابراین، این عنوان را نباید بهعنوان نام قطعی یک کمپین مستند این شرکت در نظر گرفت. آنچه در ادامه میآید، بررسی یک روش تبلیغاتی است، نه ادعای بازسازی یک رویداد مشخص.
فرض کنید یک شرکت اینترنتی بهجای تبلیغ همیشگی سرعت، ویدیویی طنزآمیز درباره تجربه آزاردهنده بارگذاری یک فایل منتشر کند و سپس نشان دهد محصولش چگونه همان مشکل را برطرف میکند. اگر این داستان با واقعیت خدمات شرکت هماهنگ باشد، میتواند بسیار بهیادماندنیتر از نمایش چند عدد و نمودار سرعت باشد.
چرا طنز میتواند تبلیغ را ماندگار کند؟
طنز، وقتی درست استفاده شود، چند مزیت دارد:
- شکستن انتظار مخاطب: بیننده به دیدن تبلیغات جدی عادت دارد. یک موقعیت غیرمنتظره میتواند توجه او را جلب کند.
- قابلاشتراک شدن محتوا: مردم بیشتر تمایل دارند محتوایی را برای دیگران بفرستند که آنها را سرگرم کرده باشد.
- کاهش فاصله با برند: یک پیام طنزآمیز میتواند برند را صمیمیتر و انسانیتر نشان دهد.
- توضیح یک مشکل واقعی: بهجای فهرست کردن ویژگیهای محصول، میتوان مسئلهای را نشان داد که مشتری هر روز با آن روبهروست.
البته طنز بهتنهایی فروش ایجاد نمیکند. اگر مخاطب ویدیو را به خاطر بسپارد اما نام برند یا مزیت محصول را فراموش کند، تبلیغ ممکن است سرگرمکننده باشد، ولی از نظر تجاری نتیجه مطلوبی نداشته باشد.
چگونه یک کسبوکار کوچک از این روش استفاده کند؟
برای اجرای تبلیغی متفاوت، ابتدا یکی از مشکلات واقعی مشتریان را انتخاب کنید. سپس آن را به موقعیتی تبدیل کنید که در چند ثانیه قابلفهم باشد.
برای مثال، یک فروشگاه اینترنتی میتواند ویدیویی بسازد که در آن مشتری برای پیدا کردن یک محصول در سایتی پیچیده، بهجای خرید کردن، احساس کند وارد یک هزارتو شده است. در پایان، فروشگاه نشان میدهد که چگونه جستوجوی ساده و دستهبندی روشن، انتخاب محصول را آسان میکند.
این ایده زمانی مؤثر است که فروشگاه واقعاً تجربه سادهتری ارائه دهد. اگر تبلیغ وعده سهولت بدهد، اما مشتری هنگام خرید با همان مشکلات مواجه شود، اثر معکوس خواهد داشت.
سه اشتباه در تبلیغات طنزآمیز
۱. شوخی بدون ارتباط با محصول
اگر بتوان نام هر برند دیگری را بهجای نام شما در انتهای ویدیو گذاشت، احتمالاً ارتباط تبلیغ با محصول بهاندازه کافی قوی نیست.
۲. تمسخر مشتری
شوخی باید متوجه موقعیت، مشکل یا عادت باشد، نه اینکه مخاطب را نادان یا ناتوان نشان دهد.
۳. اغراق گمراهکننده
استفاده از اغراق طنزآمیز با بیان ادعای نادرست تفاوت دارد. تبلیغ نباید به بهانه سرگرمکنندگی، درباره کیفیت یا عملکرد محصول اطلاعات گمراهکننده ارائه کند.
جمعبندی
یکی از راههای ساخت تبلیغات خلاقانه، فاصله گرفتن از زبان رسمی و تکراری بازار است. طنز، داستانگویی و نمایش مشکلات روزمره میتوانند به برند کمک کنند تا توجه مخاطب را به دست آورد.
اما ایده خلاقانه زمانی ارزشمندتر میشود که سه ویژگی داشته باشد: مخاطب را متوقف کند، مزیت واقعی محصول را نشان دهد و نام برند را در ذهن او ثبت کند.
برای تبلیغ بعدی خود، بهجای پرسیدن «چه شعاری بنویسیم؟» این سؤال را مطرح کنید: «کدام موقعیت واقعی از زندگی مشتری را میتوانیم به شکلی غیرمنتظره و بهیادماندنی نشان دهیم؟»
مطالب بیشتر از این دسته
- تبلیغ خلاقانه کوکاکولا؛ بطریهایی که نام مشتریان را داشتند
- تبلیغ اورئو در تاریکی؛ توییتی چنددقیقهای که از یک خاموشی تاریخی استفاده کرد
- تبلیغ سامسونگ با یک شترمرغ؛ چگونه رؤیای پرواز، پیام یک برند فناوری شد؟
- تبلیغ خلاقانه گردشگری استرالیا؛ وقتی آگهی استخدام به یک کمپین جهانی تبدیل شد
- تبلیغ خلاقانه اسنیکرز؛ چگونه گرسنگی به یک ایده تبلیغاتی جهانی تبدیل شد؟
- تبلیغ خلاقانه مکدونالدز؛ چگونه از نور خورشید برای تبلیغ قهوه استفاده شد؟