🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
اگر از کسانی که در دهه ۱۳۸۰ تلفن همراه خریدهاند درباره برند موبایل موردعلاقهشان سؤال کنید، احتمال زیادی وجود دارد که نام نوکیا (Nokia) را بشنوید. برای بسیاری از ایرانیان، گوشیهای نوکیا نخستین تجربه استفاده از تلفن همراه بودند؛ گوشیهایی با باتری نسبتاً بادوام، بدنه مقاوم، زنگهای آشنا و بازیهایی ساده که ساعتها سرگرمی ایجاد میکردند.
مدلهایی مانند نوکیا ۱۱۰۰، ۳۳۱۰ و ۶۶۰۰ در ایران بهشدت شناخته شده بودند. در آن دوران، نوکیا فقط یک تولیدکننده موبایل نبود؛ بلکه برای بسیاری از مردم، نماد کیفیت و اطمینان در خرید تلفن همراه محسوب میشد.
اما امروز بازار گوشیهای هوشمند را برندهایی مانند سامسونگ و اپل و تعداد زیادی از تولیدکنندگان دیگر شکل میدهند. نوکیا دیگر جایگاه سابق را در بازار جهانی گوشیهای هوشمند ندارد.
چه اتفاقی افتاد؟ چگونه شرکتی که سالها یکی از قدرتمندترین بازیگران صنعت موبایل بود، نتوانست بر موج بزرگ تغییرات فناوری سوار شود؟ و چرا شهرت و سابقه طولانی آن برای حفظ جایگاهش کافی نبود؟
داستان برند نوکیا، یکی از آموزندهترین نمونهها برای بررسی رشد، موفقیت و افول یک کسبوکار بزرگ است؛ شرکتی که بارها مسیر فعالیت خود را تغییر داد، اما در یکی از مهمترین تحولات صنعت موبایل با چالشی جدی روبهرو شد.
نوکیا چگونه آغاز شد؟ شرکتی که ابتدا موبایل تولید نمیکرد
شاید عجیب باشد که تاریخچه نوکیا بسیار قدیمیتر از تلفن همراه است.
داستان این شرکت در سال ۱۸۶۵ در فنلاند آغاز شد. فردریک ایدستام، مهندس معدن فنلاندی، یک کارخانه کوچک تولید خمیر کاغذ راهاندازی کرد. چند سال بعد، او کارخانه دیگری در نزدیکی رودخانه نوکیانویرتا تأسیس کرد. نام منطقهای که این کارخانه در آن قرار داشت، بعدها به نام شرکت ارتباط پیدا کرد.
در آن زمان، خبری از تلفن همراه، اینترنت یا شبکههای مخابراتی امروزی نبود. فعالیت اصلی کسبوکار به تولید محصولات مرتبط با کاغذ و صنایع وابسته مربوط میشد.
در ادامه، شرکتهای فعال در زمینه لاستیک و کابل نیز به مجموعه تجاری مرتبط با نوکیا پیوستند. کارخانههای لاستیک محصولاتی مانند چکمه و تایر تولید میکردند و شرکتهای کابل نیز در زمینه تجهیزات ارتباطی و انتقال برق فعالیت داشتند.
در سال ۱۹۶۷، شرکت نوکیا از ادغام سه مجموعه صنعتی شکل گرفت و فعالیتهای گوناگونی را زیر یک ساختار مشترک گرد آورد.
این مجموعه در حوزههای مختلفی مانند کاغذ، لاستیک، کابل، تجهیزات الکترونیکی و ارتباطات فعالیت داشت.
بنابراین، نوکیا از ابتدا یک شرکت تخصصی تلفن همراه نبود. این کسبوکار طی چندین دهه تغییر کرد تا سرانجام در صنعت مخابرات و موبایل به شهرت جهانی رسید.
تصمیمی که مسیر نوکیا را تغییر داد؛ تمرکز بر ارتباطات
در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، ارتباطات الکترونیکی اهمیت بیشتری پیدا کرد. نوکیا نیز فعالیت خود را در این حوزه گسترش داد و روی تجهیزات مخابراتی و فناوریهای مرتبط با تلفن سرمایهگذاری کرد.
با پیشرفت شبکههای مخابراتی، فرصت تازهای برای تولید تلفنهای قابلحمل ایجاد شد. این فناوری در ابتدا پرهزینه بود و دستگاهها نیز نسبت به گوشیهای امروزی بسیار بزرگتر و سنگینتر بودند.
بااینحال، نوکیا به آینده ارتباطات بیسیم توجه نشان داد.
در سال ۱۹۸۷، این شرکت با نام تجاری مرتبط با محصولات Mobira، تلفن همراه دستی Cityman را معرفی کرد. این دستگاه با وزن حدود ۷۰۰ گرم، در مقایسه با گوشیهای امروزی بسیار سنگین بود؛ اما در آن زمان محصولی پیشرفته به شمار میرفت.
در یکی از تصاویر مشهور تاریخی، میخائیل گورباچف، رهبر وقت اتحاد جماهیر شوروی، هنگام استفاده از یکی از گوشیهای این خانواده دیده شد. به همین دلیل، آن دستگاه با لقب غیررسمی «گوربا» نیز شناخته شد.
این محصول نشان میداد که تلفن همراه میتواند از تجهیزات بزرگ و مخصوص خودرو فاصله بگیرد و به دستگاهی تبدیل شود که افراد آن را همراه خود حمل کنند.
بااینحال، هنوز راه زیادی تا فراگیر شدن تلفنهای همراه باقی مانده بود.
نوکیا چگونه به پادشاه بازار موبایل تبدیل شد؟
در اوایل دهه ۱۹۹۰، نوکیا تصمیم گرفت تمرکز خود را روی مخابرات و تلفن همراه افزایش دهد و بهتدریج از برخی فعالیتهای غیرمرتبط فاصله بگیرد.
این تصمیم اهمیت زیادی داشت. اداره یک مجموعه متنوع با کسبوکارهای مختلف میتوانست منابع مدیریتی و سرمایه شرکت را پراکنده کند. تمرکز بر حوزهای که فرصت رشد بیشتری داشت، امکان توسعه تخصصیتر را فراهم میکرد.
در سال ۱۹۹۱، نخستین تماس مبتنی بر استاندارد GSM با استفاده از تجهیزات شبکه نوکیا برقرار شد. استاندارد GSM به گسترش ارتباطات سیار دیجیتال کمک کرد و امکان توسعه شبکههای موبایل را در کشورهای مختلف فراهم ساخت.
نوکیا بهتدریج محصولات خود را به بازارهای بینالمللی گسترش داد. این شرکت در طراحی گوشیهای کوچکتر، توسعه باتری، بهبود کیفیت ارتباطات و عرضه مدلهای متنوع تجربه بیشتری به دست آورد.
در سال ۱۹۹۸، نوکیا به بزرگترین تولیدکننده تلفن همراه جهان تبدیل شد و برای سالها جایگاه برجسته خود را حفظ کرد.
در آن دوره، تلفن همراه برای بسیاری از افراد وسیلهای نسبتاً جدید بود. کاربران بیش از هر چیز به تماس قابلاعتماد، پیامک، دوام باتری و سهولت استفاده اهمیت میدادند.
نوکیا محصولاتی عرضه میکرد که با این نیازها هماهنگ بودند. گوشیهای این برند اغلب رابط کاربری نسبتاً سادهای داشتند و طیف گستردهای از کاربران میتوانستند بهراحتی با آنها کار کنند.
این هماهنگی میان محصول و نیاز بازار، یکی از دلایل مهم موفقیت نوکیا بود.
نوکیا ۱۱۰۰ و ۳۳۱۰؛ گوشیهایی که به خاطره جمعی ایرانیان تبدیل شدند
برای درک شهرت نوکیا در ایران، کافی است به گوشیهای محبوب این برند نگاه کنیم.
نوکیا ۳۳۱۰ که در سال ۲۰۰۰ معرفی شد، بهدلیل طراحی ساده، استحکام مناسب و امکاناتی مانند بازی مار، به یکی از نمادهای تلفن همراه تبدیل شد.
نوکیا ۱۱۰۰ نیز با تمرکز بر تماس، پیامک، چراغقوه و سادگی استفاده، به محبوبیت گستردهای دست یافت. این مدل در بازارهای مختلف، بهویژه در میان افرادی که به گوشی ارزان و کاربردی نیاز داشتند، مورد استقبال قرار گرفت.
این محصولات نشان میدادند که شرکت برای گروههای مختلف مشتریان، گوشیهایی با امکانات و قیمتهای متفاوت طراحی میکند.
نوکیا لزوماً تلاش نمیکرد هر محصول را به یک دستگاه پر از قابلیتهای پیچیده تبدیل کند. در بسیاری از مدلها، هدف اصلی ارائه تجربهای ساده و قابلاعتماد بود.
برای بازار ایران نیز این رویکرد جذابیت داشت. مصرفکنندگان در سالهایی که دسترسی به گوشی هوشمند هنوز فراگیر نشده بود، به دستگاهی نیاز داشتند که تماس و پیامک را بهخوبی انجام دهد و برای استفاده روزمره دردسر زیادی ایجاد نکند.
به همین دلیل، نام نوکیا بهتدریج با دوام و قابلیت اطمینان پیوند خورد.
البته مقاومت گوشیهای قدیمی این برند به معنای شکستناپذیر بودن همه مدلها نبود؛ اما تجربه بسیاری از کاربران به شکلگیری همین تصویر ذهنی کمک کرد.
اشتباه بزرگ نوکیا چه بود؟ زمانی که بازار موبایل تغییر کرد
تا اوایل دهه ۲۰۰۰، نوکیا یکی از قدرتمندترین شرکتهای صنعت موبایل بود. فروش بالا، شبکه توزیع گسترده و شهرت جهانی، مزیتهای مهمی برای این برند ایجاد کرده بودند.
اما صنعت فناوری بهسرعت در حال تغییر بود.
تا آن زمان، تلفن همراه عمدتاً وسیلهای برای تماس و پیامک محسوب میشد. بهتدریج، دستگاههای تازهای به بازار آمدند که امکان مرور اینترنت، نصب برنامه، استفاده از صفحهنمایش لمسی و انجام کارهای پیچیدهتر را فراهم میکردند.
در ژانویه ۲۰۰۷، اپل نخستین آیفون را معرفی کرد. این محصول توجه بازار را به تجربه کاربری مبتنی بر صفحهنمایش لمسی و نرمافزار جلب کرد. کمی بعد، گوشیهای مبتنی بر سیستمعامل اندروید نیز وارد بازار شدند و رقابت تازهای شکل گرفت.
تغییر اصلی فقط در ظاهر گوشیها نبود. ارزش تلفن همراه بهتدریج از سختافزار و تماس تلفنی فراتر میرفت و به سیستمعامل، برنامهها، خدمات اینترنتی و ارتباط میان نرمافزار و سختافزار وابسته میشد.
در چنین شرایطی، شرکتهایی که میتوانستند تجربه نرمافزاری جذابتری ایجاد کنند، فرصت بزرگی به دست آوردند.
نوکیا در این گذار با مشکلاتی روبهرو شد. بخش مهمی از فعالیت موبایل این شرکت بر سیستمعامل سیمبین (Symbian) تکیه داشت؛ پلتفرمی که در دورهای موفق بود، اما توسعه و بهبود تجربه کاربری آن برای رقابت در بازار جدید با دشواریهایی همراه شد.
چرا نوکیا در رقابت با آیفون و اندروید عقب افتاد؟
افول نوکیا را نمیتوان به یک اشتباه ساده یا یک تصمیم منفرد نسبت داد. چند عامل در کنار هم نقش داشتند.
۱. تغییر سریع انتظارات مشتریان
مشتریان دیگر فقط به کیفیت تماس و دوام باتری توجه نمیکردند. تجربه استفاده از برنامهها، کیفیت مرور اینترنت، امکانات چندرسانهای و کار با صفحه لمسی اهمیت بیشتری پیدا کرده بود.
نوکیا همچنان نقاط قوتی در سختافزار و طراحی گوشی داشت، اما مزیتهای قدیمی دیگر بهتنهایی برای حفظ جایگاه بازار کافی نبودند.
۲. دشواریهای سیستمعامل سیمبین
سیمبین در دورهای یکی از سیستمعاملهای مهم گوشیهای هوشمند بود. بااینحال، توسعه آن در برابر تغییرات سریع بازار و ظهور پلتفرمهای جدید با چالشهایی همراه شد.
توسعه نرمافزار برای دستگاههای مختلف، حفظ هماهنگی میان نسخهها و ارائه تجربهای ساده و یکپارچه، به مسئلهای اساسی تبدیل شده بود.
وقتی رقبا تجربههای نرمافزاری تازهتری عرضه میکردند، نوکیا برای حفظ جذابیت محصولات خود به تغییرات عمیقتری نیاز داشت.
۳. اهمیت پیدا کردن اکوسیستم برنامهها
در بازار جدید، گوشی فقط یک وسیله نبود؛ بستری برای اجرای نرمافزارها و دریافت خدمات مختلف محسوب میشد.
کاربران میخواستند برنامههای متنوعی نصب کنند و توسعهدهندگان نیز به پلتفرمی نیاز داشتند که ساخت و انتشار برنامه در آن صرفه اقتصادی داشته باشد.
اندروید و iOS بهتدریج جایگاه قدرتمندی در این حوزه به دست آوردند. در مقابل، نوکیا نتوانست اکوسیستمی با همان قدرت و سرعت توسعه ایجاد کند.
۴. تصمیمگیری دشوار در دوران گذار
شرکتهای بزرگ معمولاً با سامانهها، روشهای کاری و محصولات تثبیتشدهای فعالیت میکنند. تغییر این ساختارها زمانبر است و ممکن است با مقاومتهای داخلی نیز روبهرو شود.
نوکیا باید هم از محصولات موجود درآمد کسب میکرد و هم برای آیندهای متفاوت آماده میشد.
این دو وظیفه همیشه بهراحتی با یکدیگر سازگار نیستند. تمرکز بیش از حد بر وضعیت فعلی میتواند باعث شود شرکت فرصتهای آینده را دیرتر تشخیص دهد؛ تغییر ناگهانی نیز ممکن است کسبوکار فعلی را با مشکل مواجه کند.
نوکیا در نهایت نتوانست جایگاه سابق خود را در بازار گوشیهای هوشمند حفظ کند.
همکاری با مایکروسافت؛ تلاشی برای نجات کسبوکار موبایل
در سال ۲۰۱۱، نوکیا اعلام کرد که برای توسعه گوشیهای هوشمند با مایکروسافت همکاری خواهد کرد و سیستمعامل ویندوز فون را بهعنوان پلتفرم اصلی گوشیهای هوشمند خود برگزید.
این تصمیم بخشی از تلاش شرکت برای ایجاد جایگزینی در برابر اکوسیستمهای اپل و اندروید بود.
گوشیهای خانواده لومیا (Lumia) با طراحی متمایز و رابط کاربری متفاوت عرضه شدند. برخی از این مدلها مورد توجه قرار گرفتند و شرکت توانست محصولاتی جذاب از نظر طراحی و کیفیت سختافزاری تولید کند.
اما مشکل اصلی این بود که نوکیا و مایکروسافت باید نهتنها گوشیهای مناسب، بلکه اکوسیستمی رقابتی نیز ایجاد میکردند.
برای بسیاری از کاربران، وجود برنامههای موردنیاز اهمیت زیادی داشت. توسعهدهندگان نیز معمولاً زمان و منابع خود را روی پلتفرمهایی متمرکز میکنند که مخاطبان بیشتری دارند یا بازده اقتصادی بالاتری برایشان ایجاد میکنند.
ویندوز فون نتوانست از نظر گستردگی اکوسیستم برنامهها با اندروید و iOS رقابت کند. این موضوع یکی از مشکلات مهم گوشیهای نوکیا در بازار جدید بود.
در نتیجه، همکاری با مایکروسافت نتوانست جایگاه پیشین نوکیا در صنعت گوشیهای هوشمند را احیا کند.
فروش کسبوکار موبایل به مایکروسافت؛ پایان یک دوران
در سپتامبر ۲۰۱۳، نوکیا توافق فروش بخش عمده کسبوکار دستگاهها و خدمات خود به مایکروسافت را اعلام کرد. این معامله در ۲۵ آوریل ۲۰۱۴ نهایی شد.
این اتفاق یکی از نقاط عطف تاریخ این برند بود. شرکتی که زمانی بزرگترین تولیدکننده تلفن همراه جهان بود، بخش عمده فعالیت تولید گوشی خود را واگذار کرد.
در نگاه اول، این تصمیم ممکن است به معنای پایان نوکیا به نظر برسد؛ اما واقعیت پیچیدهتر بود.
نوکیا تمام فعالیتهای خود را از دست نداد. شرکت فعالیتهای مرتبط با زیرساختهای مخابراتی، فناوریهای ارتباطی و مجوزهای فناوری را ادامه داد و در سالهای بعد نیز در صنعت شبکههای مخابراتی حضور مهمی داشت.
بنابراین، آنچه افول کرد، جایگاه سابق نوکیا در بازار گوشیهای هوشمند بود؛ نه لزوماً کل شرکت نوکیا.
این تفاوت نشان میدهد که یک برند یا شرکت میتواند در یک بازار جایگاه خود را از دست بدهد، اما در حوزهای دیگر فعالیت موفقی داشته باشد.
آیا نوکیا کاملاً از بازار موبایل خارج شد؟
پس از واگذاری کسبوکار موبایل به مایکروسافت، نام نوکیا همچنان برای بسیاری از کاربران اهمیت داشت.
در سال ۲۰۱۶، شرکت HMD Global توافقی برای تولید و عرضه گوشیها و تبلتهای دارای برند نوکیا به دست آورد. با این اقدام، گوشیهایی با نام نوکیا دوباره به بازار عرضه شدند؛ از جمله مدلهای سادهتر و گوشیهای هوشمند اندرویدی.
بازگشت این نام، برای طرفداران قدیمی جذاب بود. برخی از محصولات جدید نیز از طراحی مدلهای خاطرهانگیز گذشته الهام میگرفتند.
بااینحال، باید بین مالکیت شرکت نوکیا و تولید دستگاههایی با نام این برند تفاوت قائل شد. استفاده از نام نوکیا روی گوشیها به معنای آن نبود که تمام آن دستگاهها مستقیماً توسط شرکت اصلی نوکیا طراحی و تولید میشدند.
در سالهای بعد، HMD بهتدریج برند مستقل خود را نیز گسترش داد. در نتیجه، نام نوکیا دیگر مانند گذشته محور اصلی بازار گوشیهای هوشمند نبود.
امروزه شرکت نوکیا همچنان در حوزه زیرساختهای ارتباطی، تجهیزات شبکه و فناوریهای مخابراتی فعالیت میکند. برند نوکیا نیز از طریق توافقهای مجوزدهی در برخی محصولات مصرفی، بهویژه گوشیهای ساده، به کار رفته است.
پس داستان نوکیا را نباید صرفاً داستان ناپدید شدن یک شرکت دانست؛ بلکه باید آن را تغییر مسیر یک شرکت و افول جایگاهش در یکی از مهمترین بازارهای مصرفی جهان در نظر گرفت.
پنج درس مهم کسبوکار از داستان برند نوکیا
درس اول: موفقیت گذشته، تضمینکننده موفقیت آینده نیست
نوکیا در دورهای از مزیتهای مهمی مانند شهرت جهانی، فروش گسترده و محصولات محبوب برخوردار بود. بااینحال، این مزیتها نتوانستند بهتنهایی جایگاه شرکت را در عصر گوشیهای هوشمند حفظ کنند.
هیچ کسبوکاری نباید تصور کند که مشتریان برای همیشه به محصولات آن وفادار خواهند ماند. وفاداری باید با ارزشآفرینی مداوم حفظ شود.
درس دوم: نیاز مشتری ممکن است بهسرعت تغییر کند
در دورهای، مشتری تلفنی میخواست که تماس را بهخوبی برقرار کند و باتری مناسبی داشته باشد. اما با گسترش اینترنت و برنامههای موبایل، معیارهای انتخاب نیز تغییر کردند.
کسبوکارها باید فراتر از نیازهای فعلی مشتری نگاه کنند و تغییرات احتمالی آینده را نیز جدی بگیرند.
درس سوم: محصول خوب بدون اکوسیستم مناسب محدود میشود
در بازار گوشی هوشمند، کیفیت سختافزار تنها یکی از عوامل موفقیت است. برنامهها، خدمات، تجربه نرمافزاری و حمایت توسعهدهندگان نیز اهمیت دارند.
این اصل در کسبوکارهای دیگر هم دیده میشود. یک محصول زمانی ارزش بیشتری پیدا میکند که بتواند با سایر خدمات و نیازهای مشتری ارتباط برقرار کند.
درس چهارم: تصمیمهای راهبردی باید بهموقع گرفته شوند
وقتی تغییرات بازار آغاز میشوند، واکنش دیرهنگام میتواند هزینه زیادی داشته باشد.
البته تصمیمگیری زودهنگام نیز تضمینکننده موفقیت نیست؛ مهم این است که شرکت بتواند نشانههای بازار را تحلیل کند، گزینههای مختلف را آزمایش کند و از بازنگری در راهبردهای قدیمی نترسد.
درس پنجم: گاهی نجات کسبوکار به معنای کنار گذاشتن بخشی از آن است
فروش کسبوکار موبایل به مایکروسافت به معنای حفظ نوکیا در شکل قبلی نبود؛ بلکه بخشی از تغییر مسیر شرکت برای ادامه فعالیت در حوزههای دیگر بود.
در برخی شرایط، مدیران باید تصمیم بگیرند که کدام بخش از فعالیتها ارزش ادامه دادن دارد و کدام بخش به منابع زیادی نیاز دارد، بدون آنکه آینده روشنی برایش دیده شود.
این تصمیمها دشوارند، اما گاهی برای بقای بخشهای دیگر کسبوکار ضروری میشوند.
آیا برند نوکیا میتوانست سرنوشت متفاوتی داشته باشد؟
این پرسش جذاب است که اگر نوکیا زودتر تغییرات بازار را تشخیص میداد یا بهجای ویندوز فون مسیر دیگری انتخاب میکرد، آیا همچنان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان گوشی هوشمند بود؟
پاسخ قطعی به چنین پرسشی امکانپذیر نیست. بازار فناوری تحت تأثیر عوامل متعدد و تصمیمهای چندین شرکت قرار دارد.
بااینحال، میتوان گفت که نوکیا در دوران گذار از گوشیهای سنتی به گوشیهای هوشمند با چالشهایی فراتر از طراحی سختافزار روبهرو بود. این شرکت باید میتوانست نرمافزار، برنامهها، تجربه کاربری و روابط با توسعهدهندگان را نیز با سرعت مناسبی توسعه دهد.
حتی اگر برخی تصمیمهای آن متفاوت بود، رقابت با اپل، گوگل و دیگر تولیدکنندگان همچنان چالش بزرگی محسوب میشد.
نکته مهم برای کسبوکارها این نیست که مدیران باید همیشه تصمیم درست را از ابتدا بدانند؛ بلکه باید توانایی اصلاح مسیر، یادگیری و سازگاری با تغییرات را داشته باشند.
جمعبندی؛ داستان نوکیا چه چیزی درباره رشد و افول برندها به ما میآموزد؟
نوکیا داستان شرکتی است که از یک کارخانه تولید خمیر کاغذ در فنلاند آغاز شد، در صنایع مختلف فعالیت کرد و در نهایت به یکی از قدرتمندترین نامهای صنعت تلفن همراه تبدیل شد.
گوشیهای نوکیا برای سالها با کیفیت، دوام و سادگی استفاده شناخته میشدند. این شرکت توانست محصولاتی بسازد که در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شدند.
اما ظهور گوشیهای هوشمند و اهمیت یافتن سیستمعامل، برنامهها و اکوسیستم نرمافزاری، قواعد رقابت را تغییر داد. نوکیا نتوانست جایگاه پیشین خود را در این بازار حفظ کند و سرانجام در سال ۲۰۱۴ بخش عمده کسبوکار دستگاههای موبایل خود را به مایکروسافت فروخت.
بااینحال، شرکت نوکیا به فعالیت خود ادامه داد و مسیرش را در حوزه زیرساختهای ارتباطی و فناوریهای شبکه دنبال کرد.
مهمترین پیام این داستان برای صاحبان کسبوکار روشن است: بزرگترین تهدید یک شرکت موفق، گاهی این تصور است که عواملی که دیروز باعث موفقیتش شدهاند، برای فردا نیز کافی خواهند بود.
بازار تغییر میکند، فناوری پیشرفت میکند و انتظارات مشتریان عوض میشوند. شرکتی که میخواهد ماندگار باشد، باید علاوه بر حفظ نقاط قوت خود، توانایی بازآفرینی و تغییر مسیر را نیز داشته باشد.
سوالات متداول درباره داستان برند نوکیا
برند نوکیا متعلق به کدام کشور است؟
نوکیا یک شرکت فنلاندی است که تاریخچه آن به سال ۱۸۶۵ بازمیگردد. این شرکت در ابتدا در صنعت کاغذ فعالیت میکرد و بعدها وارد حوزههای مختلف صنعتی و ارتباطی شد.
چرا گوشیهای نوکیا اینقدر در ایران محبوب بودند؟
سادگی استفاده، دوام مناسب بسیاری از مدلها، باتری قابلقبول، تنوع محصولات و شهرت برند در سالهای گسترش تلفن همراه از عوامل مهم محبوبیت نوکیا در ایران بودند.
چرا نوکیا بازار گوشیهای هوشمند را از دست داد؟
تغییر سریع انتظارات مشتریان، دشواریهای سیستمعامل سیمبین، قدرت گرفتن اکوسیستمهای اندروید و iOS و موفق نبودن راهبرد ویندوز فون در رقابت گسترده، از عوامل مهم افت جایگاه نوکیا در این بازار بودند.
آیا مایکروسافت نوکیا را خرید؟
مایکروسافت در سال ۲۰۱۴ بخش عمده کسبوکار دستگاهها و خدمات نوکیا را خریداری کرد؛ اما کل شرکت نوکیا را نخرید. نوکیا فعالیتهای خود را در حوزههای دیگر، بهویژه زیرساختهای مخابراتی و فناوریهای ارتباطی، ادامه داد.
آیا گوشی نوکیا هنوز تولید میشود؟
نام نوکیا پس از سال ۲۰۱۴ از طریق قراردادهای مجوزدهی دوباره روی برخی گوشیها استفاده شد. در سالهای بعد، HMD برند مستقل خود را نیز توسعه داد و استفاده از نام نوکیا در بازار گوشیها محدودتر شد. وضعیت محصولات دارای این نام به قراردادهای تجاری و بازارهای هدف وابسته است.
مهمترین درس داستان برند نوکیا چیست؟
مهمترین درس این است که شرکتها نباید فقط به موفقیتهای گذشته تکیه کنند. تغییر نیاز مشتریان، فناوری و شرایط رقابت میتواند حتی قدرتمندترین برندها را به چالش بکشد؛ بنابراین نوآوری، تصمیمگیری بهموقع و توانایی سازگاری برای ماندگاری ضروریاند.
مطالب بیشتر از این دسته
- داستان برند پارسالکتریک؛ چگونه تلویزیونهای ایرانی به خانهها راه یافتند و سرنوشت یکی از غولهای صنعت الکترونیک چه شد؟
- داستان برند ایکیا؛ چگونه فروشگاه کوچکی در سوئد، بازار جهانی مبلمان را متحول کرد؟
- داستان برند زارا؛ چگونه سرعت تصمیمگیری به یک مزیت رقابتی در صنعت مد تبدیل شد؟
- داستان برند فیلیپس؛ چگونه یک کارخانه کوچک لامپ به غول فناوری و سلامت تبدیل شد؟
- داستان برند یاهو؛ چگونه یکی از محبوبترین دروازههای اینترنت، جایگاه خود را به گوگل و شبکههای اجتماعی واگذار کرد؟
- داستان برند بامیلو؛ چگونه یکی از رقبای جدی دیجیکالا از بازار خرید اینترنتی ایران کنار رفت؟