🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
یکی از اشتباهات رایج در کسبوکارها این است که برای جذب مشتری بیشتر، وعدههایی میدهند که توانایی اجرای کامل آنها را ندارند.
فروشنده قول میدهد سفارش در کوتاهترین زمان ممکن تحویل داده شود، اما امکانات لازم برای این سرعت را ندارد. یک شرکت خدماتی تضمین میکند که پروژه بدون هیچ مشکلی انجام خواهد شد، در حالی که هنوز تمام جزئیات آن مشخص نیست. یک مدرس ادعا میکند مشتریان با شرکت در دوره او حتماً به درآمد میرسند، در حالی که نتیجه به عوامل متعددی وابسته است.
این وعدهها ممکن است در کوتاهمدت به جذب مشتری کمک کنند، اما وقتی کسبوکار نتواند به آنها عمل کند، احتمال نارضایتی، اختلاف و از دست رفتن اعتماد افزایش پیدا میکند.
وعدهای که برای فروش بیشتر داده میشود، اگر قابل اجرا نباشد، میتواند به یکی از پرهزینهترین اشتباهات کسبوکار تبدیل شود.
چرا صاحبان کسبوکار وعدههای غیرواقعی میدهند؟
بسیاری از افراد با قصد فریب دادن مشتری کار خود را شروع نمیکنند. گاهی فشار فروش یا خوشبینی بیش از حد باعث میشود تواناییهای خود را بیشتر از واقعیت نشان دهند.
برای مثال، صاحب یک کسبوکار ممکن است به دلایل زیر وعدهای غیرواقعی بدهد:
- میخواهد از رقیبان خود جلو بیفتد.
- نگران است که مشتری به دلیل محدودیتها خرید نکند.
- تصور میکند انجام کار سادهتر از واقعیت خواهد بود.
- میخواهد رضایت مشتری را به دست آورد.
- از بیان محدودیتهای محصول یا خدمت میترسد.
- برای رسیدن به هدف فروش تحت فشار است.
- ظرفیت واقعی تیم یا امکانات خود را بهدرستی نمیشناسد.
در چنین شرایطی، هدف اولیه افزایش فروش است؛ اما نتیجه نهایی ممکن است کاهش اعتماد مشتریان باشد.
وعده غیرواقعی چگونه به فروش آسیب میزند؟
فرض کنید مشتری برای طراحی یک وبسایت به شما مراجعه میکند.
شما برای اینکه قرارداد را از دست ندهید، قول میدهید سایت در پنج روز تحویل داده شود؛ در حالی که پروژههای مشابه معمولاً به زمان بیشتری نیاز دارند.
در ابتدا مشتری از سرعت کار خوشحال میشود و قرارداد را میپذیرد. اما چند روز بعد مشخص میشود انجام پروژه به زمان بیشتری نیاز دارد.
در این مرحله، کسبوکار با چند مشکل روبهرو میشود:
- مشتری از تأخیر ناراضی میشود.
- تیم مجبور میشود با فشار بیشتری کار کند.
- احتمال بروز خطا افزایش پیدا میکند.
- پروژههای دیگر ممکن است به تأخیر بیفتند.
- امکان اختلاف بر سر تعهدات ایجاد میشود.
در نتیجه، وعدهای که قرار بود به فروش کمک کند، میتواند هزینههای بیشتری ایجاد کند.
تفاوت تبلیغ جذاب با وعده غیرواقعی چیست؟
تبلیغات باید بتوانند مزایای یک محصول یا خدمت را بهخوبی نشان دهند. بنابراین جذاب بودن پیام تبلیغاتی بهخودیخود اشتباه نیست.
مشکل زمانی آغاز میشود که تبلیغ تصویری ایجاد کند که با واقعیت محصول تفاوت جدی دارد.
برای مثال، این دو جمله را مقایسه کنید:
وعده غیرواقعی: با خرید این دوره، حتماً در یک ماه به درآمد بالا میرسید.
معرفی واقعبینانه: در این دوره با روشهای مختلف درآمدزایی آشنا میشوید و برای انتخاب و اجرای یک مسیر مناسب، آموزش و راهنمایی دریافت میکنید. نتیجه به میزان تلاش، مهارت، شرایط بازار و نحوه اجرای آموختهها نیز بستگی دارد.
جمله دوم همچنان میتواند جذاب باشد، اما نتیجهای را که خارج از کنترل کامل ارائهدهنده است، تضمین نمیکند.
یک کسبوکار حرفهای تلاش میکند مزایای واقعی محصول خود را برجسته کند، نه اینکه با انتظارات غیرواقعی مشتری را به خرید ترغیب کند.
وعدههای غیرواقعی فقط درباره کیفیت محصول نیستند
گاهی صاحبان کسبوکار تصور میکنند تنها زمانی وعده غیرواقعی دادهاند که درباره کیفیت محصول اغراق کرده باشند.
در حالی که وعدههای غیرقابل اجرا میتوانند بخشهای مختلف فعالیت را درگیر کنند.
وعده درباره زمان تحویل
قول تحویل سریع بدون در نظر گرفتن ظرفیت کاری، موجودی کالا و مراحل اجرا میتواند به تأخیرهای مکرر منجر شود.
وعده درباره نتیجه نهایی
در کسبوکارهای آموزشی، مشاورهای و تبلیغاتی، نتیجه همیشه فقط به کیفیت خدمات ارائهدهنده وابسته نیست. شرایط مشتری نیز نقش دارد.
وعده درباره پشتیبانی
اگر اعلام کنید که مشتریان در تمام ساعات شبانهروز پشتیبانی دریافت میکنند، باید واقعاً امکان پاسخگویی در این بازه را داشته باشید.
وعده درباره امکانات محصول
اگر محصولی قابلیتی ندارد، نباید با بیان مبهم یا تبلیغات اغراقآمیز این تصور را ایجاد کنید که آن قابلیت در دسترس است.
وعده درباره شرایط بازپرداخت
اگر بازپرداخت وجه را تضمین میکنید، شرایط، مراحل و محدودیتهای قانونی مربوط باید روشن باشند و کسبوکار نیز توان اجرای تعهدات خود را داشته باشد.
شفافیت درباره این موارد از ایجاد اختلافهای قابل پیشگیری جلوگیری میکند.
وعدههای بیش از حد میتوانند اعتماد مشتری را از بین ببرند
اعتماد مشتری معمولاً با یک خرید شکل نمیگیرد؛ بلکه نتیجه مجموعهای از تجربههاست.
اگر کسبوکار چیزی را وعده دهد و همان را تحویل دهد، بهتدریج اعتبار بیشتری به دست میآورد.
اما اگر مشتری چند بار با فاصله میان حرف و عمل روبهرو شود، ممکن است دیگر به ادعاهای آن کسبوکار اعتماد نکند.
این مسئله فقط بر مشتری فعلی اثر نمیگذارد. مشتری ناراضی ممکن است تجربه خود را با دیگران نیز در میان بگذارد و تصمیم خرید افراد دیگری را تحت تأثیر قرار دهد.
به همین دلیل، شهرت تجاری یک کسبوکار فقط به میزان جذابیت تبلیغات آن وابسته نیست؛ به میزان تطابق وعدهها با عملکرد واقعی نیز بستگی دارد.
قبل از وعده دادن، توان واقعی خود را بررسی کنید
برای جلوگیری از این اشتباه، بهتر است پیش از اعلام هر تعهد مهم، چند موضوع را بررسی کنید.
ظرفیت اجرایی: آیا نیروی انسانی، تجهیزات و زمان کافی برای انجام کار وجود دارد؟
وابستگیها: آیا انجام کار به تأمینکننده، تأیید مشتری یا عوامل بیرونی وابسته است؟
سابقه عملکرد: پروژههای مشابه در گذشته چقدر زمان بردهاند و چه مشکلاتی ایجاد شدهاند؟
شرایط احتمالی: اگر بخشی از کار طبق برنامه پیش نرود، چه تغییری در زمان یا نتیجه ایجاد خواهد شد؟
محدوده تعهد: دقیقاً چه چیزی را تضمین میکنید و چه مواردی خارج از کنترل شما هستند؟
این بررسیها کمک میکنند وعدههای خود را بر مبنای توانایی واقعی کسبوکار تنظیم کنید.
بهجای وعده قطعی، شرایط را شفاف توضیح دهید
گاهی صاحبان کسبوکار برای اینکه حرفهای به نظر برسند، از بیان عدم قطعیت اجتناب میکنند.
اما بیان واقعبینانه شرایط لزوماً نشانه ضعف نیست.
برای مثال، به جای اینکه بگویید:
«سفارش شما حتماً تا فردا تحویل داده میشود.»
میتوانید بگویید:
«زمان معمول تحویل یک تا دو روز کاری است. زمان دقیق به وضعیت ارسال و تأیید سفارش بستگی دارد.»
البته چنین توضیحی زمانی مناسب است که واقعاً با شرایط کسبوکار شما مطابقت داشته باشد.
هدف این نیست که با عبارتهای مبهم از مسئولیت فرار کنید؛ هدف این است که مشتری از ابتدا بداند چه انتظاری باید داشته باشد.
اگر اشتباه کردید، بهموقع اطلاع دهید
هیچ کسبوکاری نمیتواند تمام اتفاقات آینده را پیشبینی کند. ممکن است با وجود برنامهریزی مناسب، مشکلی غیرمنتظره پیش بیاید.
اشتباه مهمتر این است که پس از آگاهی از مشکل، آن را از مشتری پنهان کنید یا همچنان وعده قبلی را تکرار کنید، در حالی که میدانید اجرای آن ممکن نیست.
اگر متوجه شدید نمیتوانید به تعهد خود عمل کنید، بهتر است در اولین فرصت مناسب موضوع را اطلاع دهید.
سپس وضعیت را توضیح دهید، مسئولیت بخش مربوط به خود را بپذیرید و راهکارهای قابل اجرا را پیشنهاد کنید.
برای مثال، اگر تحویل سفارش تأخیر دارد، میتوانید زمان واقعبینانه جدید را اعلام کنید و در صورت امکان گزینههای دیگری در اختیار مشتری قرار دهید.
این کار لزوماً تمام نارضایتیها را برطرف نمیکند، اما از غافلگیر شدن مشتری جلوگیری میکند و فرصت بیشتری برای مدیریت مسئله به وجود میآورد.
در فروش، صداقت را با شفافیت همراه کنید
گاهی یک ادعای کلی مانند «بهترین کیفیت بازار» یا «سریعترین خدمات» در تبلیغات دیده میشود، اما معیار مشخصی برای اثبات آن وجود ندارد.
بهتر است به جای تکیه بر چنین عبارتهایی، اطلاعات قابل بررسی ارائه کنید.
برای مثال:
- مشخصات واقعی محصول را بنویسید.
- محدوده خدمات را توضیح دهید.
- نمونه کارهای مرتبط را نشان دهید.
- زمان تحویل معمول را اعلام کنید.
- شرایط گارانتی یا پشتیبانی را روشن کنید.
- محدودیتهای مهم را از مشتری پنهان نکنید.
این روش به خریدار کمک میکند بر اساس اطلاعات واقعی تصمیم بگیرد و احتمال اختلاف پس از خرید را کاهش میدهد.
به کارکنان اجازه ندهید برای فروش بیشتر تعهد غیرواقعی بدهند
در بعضی کسبوکارها، کارکنان فروش برای رسیدن به هدفهای تعیینشده، بیش از توان واقعی شرکت به مشتری وعده میدهند.
برای مثال، ممکن است فروشنده زمان تحویل غیرواقعی اعلام کند یا درباره امکاناتی صحبت کند که هنوز در محصول وجود ندارند.
برای جلوگیری از این مشکل، مدیریت باید حدود اختیار کارکنان را مشخص کند.
بهتر است اطلاعات دقیق و بهروزی درباره شرایط محصول، زمان تحویل، تخفیفها و تعهدات مجاز در اختیار آنها قرار گیرد.
همچنین ارزیابی کارکنان نباید فقط بر اساس تعداد فروش انجام شود. کیفیت فروش، میزان شکایتهای مرتبط، رعایت تعهدات و رضایت مشتری نیز میتوانند در ارزیابی عملکرد اهمیت داشته باشند.
وعده کمتر همیشه بهتر نیست؛ وعده دقیق بهتر است
یک اشتباه متقابل نیز وجود دارد: کسبوکار از ترس ناتوانی در اجرای تعهدات، حتی درباره کارهایی که بهخوبی میتواند انجام دهد، توضیح روشنی ارائه نمیکند.
نتیجه ممکن است این باشد که مشتری ارزش واقعی خدمات را درک نکند.
راهکار مناسب، کمارزش جلوه دادن محصولات یا اجتناب از هرگونه تعهد نیست.
باید مزایای واقعی را با اطمینان معرفی کنید و در عین حال، محدوده تعهدات را دقیق نگه دارید.
قرار نیست وعدههای شما کوچک باشند؛ قرار است با توانایی واقعی کسبوکار تناسب داشته باشند.
چند سؤال برای بررسی وعدههای کسبوکار
پیش از انتشار تبلیغ، ارسال پیشنهاد فروش یا امضای قرارداد، این پرسشها را بررسی کنید:
۱. آیا ادعایی که مطرح میکنیم واقعیت قابل اثباتی دارد؟
۲. آیا میتوانیم تعهد اعلامشده را در شرایط معمول اجرا کنیم؟
۳. آیا مشتری ممکن است از حرف ما برداشتی متفاوت با واقعیت داشته باشد؟
۴. آیا محدودیتهای مهم را بهوضوح توضیح دادهایم؟
۵. اگر شرایط تغییر کند، آیا برنامهای برای اطلاعرسانی و حل مسئله داریم؟
۶. آیا کارکنان فروش نیز از حدود تعهدات مجاز اطلاع دارند؟
پاسخ دادن به این سؤالها پیش از ایجاد تعهد، بسیار سادهتر از حل اختلاف پس از آن است.
جمعبندی
یکی از اشتباهات کسبوکارها این است که برای جذب مشتری بیشتر، وعدههایی میدهند که از ظرفیت واقعی آنها فراتر میرود.
این کار ممکن است در کوتاهمدت فروش ایجاد کند، اما در صورت اجرا نشدن وعدهها، میتواند به نارضایتی مشتری، افزایش هزینهها و آسیب به اعتبار کسبوکار منجر شود.
برای جلوگیری از این مشکل، پیش از هر تعهد، توانایی اجرایی خود را بررسی کنید، مزایای محصول را بر اساس واقعیت معرفی کنید و شرایط و محدودیتهای مهم را شفاف توضیح دهید.
در کسبوکار، اعتبار واقعی زمانی شکل میگیرد که مشتری ببیند آنچه وعده دادهاید، با آنچه تحویل میگیرد هماهنگ است.
بهجای رقابت بر سر بزرگترین وعدهها، تلاش کنید به کسبوکاری تبدیل شوید که مشتریان میتوانند روی حرف و عملکرد آن حساب کنند.
مطالب بیشتر از این دسته
- اشتباه سیونهم: نداشتن سیستم مشخص برای کنترل کیفیت محصولات و خدمات
- اشتباه چهارم: تلاش برای انجام همه کارها توسط صاحب کسبوکار
- اشتباه چهلم: ادامه دادن محصول زیانده فقط بهخاطر هزینههایی که قبلاً صرف آن کردهایم
- اشتباه هفتم: نداشتن تمایز مشخص نسبت به رقبا
- اشتباه بیستوسوم: شروع کسبوکار بدون بررسی مجوزها و الزامات قانونی
- اشتباه سیوچهارم: نداشتن برنامه برای حفاظت از اطلاعات و فایلهای کسبوکار