🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
یکی از اشتباهات رایج در کسبوکارهای فروشگاهی این است که صاحبان آنها تصور میکنند هرچه کالای بیشتری در انبار داشته باشند، برای فروش و کسب درآمد آمادهتر هستند.
به همین دلیل، گاهی مقدار زیادی کالا خریداری میکنند؛ بدون اینکه تقاضای واقعی مشتریان، سرعت فروش محصولات و هزینه نگهداری آنها را بهدقت بررسی کرده باشند.
در ابتدا ممکن است انبار پر از محصولات، نشانهای از پیشرفت کسبوکار به نظر برسد. اما اگر این کالاها بهموقع فروخته نشوند، میتوانند سرمایه را برای مدت طولانی درگیر کنند و حتی زمینهساز زیان شوند.
یکی از اشتباهات مهم کسبوکارها این است که موجودی کالا را بر اساس حدس و هیجان خرید مدیریت میکنند، نه بر اساس اطلاعات واقعی فروش.
چرا موجودی بیش از حد میتواند خطرناک باشد؟
فرض کنید صاحب یک فروشگاه لوازم جانبی موبایل هستید. با مشاهده فروش خوب یک محصول، تصمیم میگیرید تعداد زیادی از آن را خریداری کنید؛ چون امیدوارید قیمت آن افزایش پیدا کند یا فروش آن همچنان بالا بماند.
اما چند هفته بعد، تقاضا کاهش پیدا میکند یا مشتریان به مدل جدیدتری علاقهمند میشوند.
حالا مقدار زیادی کالا در انبار دارید که فروش آنها بسیار کندتر از انتظار شماست.
مشکل فقط فروش نرفتن کالا نیست. پولی که برای خرید آن پرداخت کردهاید، دیگر بهآسانی در دسترس نیست و ممکن است برای خرید محصولات پرفروشتر یا پرداخت هزینههای روزمره به آن نیاز داشته باشید.
خرید کالا با سود کردن تفاوت دارد
بعضی صاحبان کسبوکار هنگام خرید عمده فقط به تخفیفی توجه میکنند که تأمینکننده ارائه میدهد.
برای مثال، تأمینکننده اعلام میکند اگر ۱۰۰ عدد کالا خریداری کنید، قیمت هر واحد کمتر خواهد بود.
در نگاه اول، خرید عمده تصمیمی اقتصادی به نظر میرسد. اما اگر فروشگاه در مدت معقول فقط بتواند ۳۰ عدد از آن کالا را بفروشد، بخش بزرگی از سرمایه برای مدت نامشخصی درگیر باقی میماند.
از طرف دیگر، ممکن است برای فروش کالاهای باقیمانده مجبور شوید تخفیف بدهید یا هزینه بیشتری برای تبلیغات پرداخت کنید.
بنابراین تخفیف خرید عمده بهتنهایی دلیل کافی برای سفارش تعداد زیاد نیست.
خرید ارزان زمانی ارزشمند است که مقدار خرید با نیاز واقعی بازار و توان فروش کسبوکار تناسب داشته باشد.
سرمایه خوابیده در انبار چه هزینههایی دارد؟
کالایی که در انبار باقی میماند، ممکن است در ظاهر هیچ هزینهای ایجاد نکند؛ اما در عمل میتواند هزینههای مستقیمی و غیرمستقیمی داشته باشد.
برای مثال:
- هزینه فضای انبار
- هزینه نگهداری و جابهجایی کالا
- خطر آسیبدیدن یا خراب شدن محصول
- احتمال منسوخ شدن کالا
- هزینه بیمه یا حفاظت، در صورت وجود
- هزینه فرصت استفاده از سرمایه در فعالیتهای دیگر
فرض کنید ۲۰۰ میلیون تومان برای خرید کالایی هزینه کردهاید که فروش آن بسیار کند است.
این مبلغ میتوانست برای خرید محصولات پرفروشتر، توسعه فروشگاه یا تأمین سفارشهای مشتریان استفاده شود.
به همین دلیل، باید علاوه بر قیمت خرید، هزینه فرصت درگیر شدن سرمایه را نیز در نظر بگیرید.
از طرف دیگر، کمبود موجودی هم مشکلساز است
مدیریت موجودی فقط به معنای جلوگیری از خرید بیش از حد نیست.
اگر مقدار کالای موجود در انبار کمتر از تقاضای مشتریان باشد، ممکن است فرصت فروش را از دست بدهید.
برای مثال، مشتری محصولی را در سایت شما پیدا میکند، اما متوجه میشود ناموجود است. در نتیجه، از فروشگاه دیگری خرید میکند.
اگر این اتفاق بهطور مکرر رخ دهد، ممکن است بخشی از مشتریان خود را از دست بدهید.
بنابراین هدف، داشتن بیشترین موجودی ممکن یا کمترین موجودی ممکن نیست؛ بلکه باید مقدار مناسبی از هر محصول در دسترس باشد.
محصولات پرفروش و کمفروش را از یکدیگر جدا کنید
یکی از راهکارهای ساده برای مدیریت موجودی، بررسی میزان فروش هر محصول است.
ممکن است در یک فروشگاه ۱۰۰ محصول مختلف وجود داشته باشد، اما بخش بزرگی از فروش فقط مربوط به ۱۵ محصول باشد.
در چنین شرایطی، منطقی نیست برای تمام کالاها به یک اندازه سرمایه اختصاص داده شود.
بهتر است محصولات را بر اساس معیارهایی مانند این موارد بررسی کنید:
- تعداد فروش در یک بازه مشخص
- سرعت فروش موجودی
- سود حاصل از فروش هر محصول
- نوسان تقاضا
- مدت زمان تأمین مجدد کالا
- میزان احتمال آسیب یا منسوخ شدن
با این اطلاعات میتوانید متوجه شوید کدام محصولات به تأمین منظم نیاز دارند و کدام محصولات باید با احتیاط بیشتری خریداری شوند.
فقط به میزان فروش گذشته توجه نکنید
فروش گذشته اطلاعات مهمی در اختیار شما قرار میدهد، اما همیشه تضمین نمیکند که همان میزان فروش در آینده نیز تکرار خواهد شد.
برای مثال، ممکن است محصولی در یک فصل خاص فروش زیادی داشته باشد؛ اما در ماههای دیگر تقاضای آن بهشدت کاهش پیدا کند.
همچنین ممکن است یک محصول به دلیل تبلیغات گسترده، افزایش موقت تقاضا یا شرایط خاص بازار، برای مدتی پرفروش شده باشد.
اگر بدون بررسی این عوامل سفارش بزرگی ثبت کنید، ممکن است با موجودی مازاد روبهرو شوید.
بهتر است در کنار سابقه فروش، فصل خرید، شرایط بازار، تغییر سلیقه مشتریان و زمان عرضه محصولات جایگزین را نیز بررسی کنید.
نقطه سفارش مجدد تعیین کنید
یکی از روشهای کاربردی برای جلوگیری از کمبود یا انباشت نامناسب کالا، تعیین نقطه سفارش مجدد است.
نقطه سفارش مجدد، سطحی از موجودی است که با رسیدن کالا به آن، باید فرایند خرید دوباره را بررسی کنید.
برای مثال، فرض کنید روزانه بهطور متوسط ۵ عدد از یک محصول فروخته میشود و تأمینکننده برای تحویل سفارش جدید به ۶ روز زمان نیاز دارد.
تقاضای مورد انتظار در این مدت برابر است با:
۵ × ۶ = ۳۰ عدد
بنابراین اگر موجودی به حدود ۳۰ عدد برسد، ممکن است زمان بررسی سفارش جدید فرا رسیده باشد.
البته این محاسبه ساده، تغییرات تقاضا، تأخیر احتمالی تأمینکننده و موجودی اطمینان را در نظر نمیگیرد. در عمل باید این عوامل نیز بررسی شوند تا سفارش مجدد نه خیلی زود و نه خیلی دیر انجام شود.
موجودی اطمینان را فراموش نکنید
گاهی تقاضای مشتریان بیشتر از انتظار میشود یا تأمینکننده نمیتواند سفارش را در موعد مقرر تحویل دهد.
در چنین شرایطی، داشتن مقدار محدودی موجودی اطمینان میتواند از توقف فروش جلوگیری کند.
مقدار مناسب موجودی اطمینان برای همه کالاها یکسان نیست.
اگر کالایی فروش بسیار نامنظم دارد یا نگهداری آن گران است، انبار کردن مقدار زیادی از آن ممکن است توجیه نداشته باشد.
در مقابل، برای محصولی که تقاضای پایداری دارد و تأمین مجدد آن دشوار است، نگهداری مقدار بیشتری موجودی اطمینان میتواند منطقی باشد.
تأمینکنندگان خود را فقط بر اساس قیمت انتخاب نکنید
قیمت خرید یکی از عوامل مهم انتخاب تأمینکننده است، اما تنها عامل تعیینکننده نیست.
تأمینکنندهای که قیمت پایینتری ارائه میدهد، ممکن است در تحویل سفارش تأخیر داشته باشد یا نتواند کیفیت و مقدار مورد توافق را بهطور پایدار تأمین کند.
در چنین شرایطی، هزینه واقعی خرید ممکن است بیشتر از چیزی باشد که در ابتدا تصور میکردید.
هنگام انتخاب تأمینکننده، عواملی مانند این موارد را نیز بررسی کنید:
- مدت زمان تحویل
- ثبات کیفیت کالا
- امکان سفارش مجدد
- حداقل مقدار سفارش
- شرایط پرداخت
- سابقه تأخیر در تحویل
- شرایط مرجوعی یا رسیدگی به کالاهای معیوب
تأمینکننده مناسب باید با نیازهای عملیاتی کسبوکار شما هماهنگ باشد.
کالاهای قدیمی را برای همیشه در انبار نگه ندارید
گاهی محصولات بهدلیل تغییر مدل، کاهش تقاضا یا پایان فصل فروش، دیگر با سرعت قبلی فروخته نمیشوند.
اگر صاحب کسبوکار همچنان امیدوار باشد که روزی تمام این کالاها با قیمت اولیه فروخته شوند، ممکن است سرمایه خود را برای مدت طولانیتری درگیر نگه دارد.
بهتر است موجودیهای کمفروش را بهصورت منظم شناسایی کنید و برای آنها تصمیم بگیرید.
راهکارهای احتمالی عبارتاند از:
- ارائه تخفیف هدفمند
- فروش در قالب بستههای ترکیبی
- پیشنهاد کالا به مشتریان مرتبط
- انتقال موجودی به شعبهای که تقاضای بیشتری دارد
- توقف سفارش مجدد تا زمان تعیین تکلیف موجودی فعلی
البته تخفیف دادن باید پس از بررسی حاشیه سود و هزینهها انجام شود؛ زیرا هدف، کاهش زیان احتمالی است، نه فروش بدون محاسبه.
برای محصولات جدید، ابتدا محتاطانه خرید کنید
وقتی محصول جدیدی وارد بازار میشود، ممکن است جذابیت آن باعث شود صاحب کسبوکار سفارش بزرگی ثبت کند.
اما تا زمانی که رفتار واقعی مشتریان مشخص نشده است، نمیتوان با اطمینان درباره میزان تقاضا تصمیم گرفت.
بهتر است در صورت امکان، ابتدا مقدار محدودی از محصول را تهیه کنید و پس از بررسی استقبال مشتریان، حجم سفارشهای بعدی را افزایش دهید.
این روش کمک میکند سرمایه کمتری در معرض ریسک قرار گیرد و تصمیمهای خرید بر اساس دادههای واقعیتری گرفته شوند.
موجودی انبار را بهطور منظم بررسی کنید
حتی اگر سیستم مناسبی برای سفارش کالا داشته باشید، باز هم ممکن است اختلاف میان موجودی ثبتشده و موجودی واقعی ایجاد شود.
برای مثال، کالا ممکن است آسیب دیده باشد، تعدادی از محصولات به اشتباه ثبت شده باشند یا فروش انجام شده باشد اما اطلاعات انبار بهروزرسانی نشده باشد.
به همین دلیل، بررسی فیزیکی موجودی و مقایسه آن با اطلاعات ثبتشده اهمیت دارد.
تعداد دفعات بررسی میتواند با توجه به حجم فعالیت، ارزش کالاها و احتمال خطا متفاوت باشد.
همچنین بهتر است کالاهای گرانقیمت، حساس یا پرفروش با دقت بیشتری کنترل شوند.
از یک فایل ساده شروع کنید
برای مدیریت موجودی، در شروع کار لزوماً به نرمافزار پیچیده نیاز ندارید.
میتوانید در یک فایل اکسل یا سیستم ثبت کالا، اطلاعات زیر را نگهداری کنید:
| نام کالا | موجودی فعلی | میانگین فروش روزانه | زمان تأمین | تاریخ آخرین سفارش |
|---|---|---|---|---|
| محصول الف | ۵۰ عدد | ۴ عدد | ۵ روز | ۱۰ مهر |
| محصول ب | ۲۰ عدد | ۲ عدد | ۷ روز | ۸ مهر |
| محصول ج | ۱۰۰ عدد | ۱ عدد | ۱۰ روز | ۵ مهر |
این جدول نمونه صرفاً برای نشان دادن ساختار اطلاعات است. بر اساس آن میتوانید کالاهایی را که احتمال کمبود یا انباشت بیش از حد دارند، شناسایی کنید.
با افزایش تعداد محصولات و سفارشها، استفاده از نرمافزار مدیریت موجودی میتواند کنترل و بهروزرسانی اطلاعات را سادهتر کند.
چه زمانی باید مقدار سفارش را افزایش دهید؟
افزایش سفارش زمانی منطقیتر است که شواهد کافی از تقاضای پایدار وجود داشته باشد و کسبوکار بتواند هزینه خرید و نگهداری موجودی را مدیریت کند.
برای مثال، ممکن است طی چند دوره متوالی مشخص شود که یک محصول با سرعت ثابتی فروخته میشود و سفارشهای کوچکتر هزینه تأمین بیشتری ایجاد میکنند.
در این حالت، خرید عمده میتواند مزیت اقتصادی داشته باشد.
اما اگر فروش محصول بهشدت متغیر است یا احتمال منسوخ شدن آن بالاست، سفارشهای کوچکتر و انعطافپذیر ممکن است تصمیم مناسبتری باشند.
در واقع، مقدار سفارش باید نتیجه بررسی فروش، هزینهها، شرایط تأمین و ریسک موجودی باشد؛ نه صرفاً تمایل به پر بودن انبار.
جمعبندی
مدیریت موجودی انبار یکی از بخشهای مهم اداره کسبوکارهای فروشگاهی و تولیدی است. خرید بیش از حد میتواند سرمایه را برای مدت طولانی درگیر کند، هزینههای نگهداری را افزایش دهد و خطر منسوخ شدن کالاها را بیشتر کند. از سوی دیگر، کمبود موجودی نیز ممکن است باعث از دست رفتن فروش و نارضایتی مشتریان شود.
برای جلوگیری از این مشکلات، میزان فروش محصولات را بررسی کنید، نقطه سفارش مجدد تعیین کنید، زمان تأمین را در نظر بگیرید و کالاهای کمفروش را بهطور منظم شناسایی کنید.
هدف از مدیریت موجودی این نیست که انبار همیشه پر باشد؛ هدف این است که کالای مناسب، در مقدار مناسب و در زمان مناسب در دسترس مشتری قرار بگیرد.
با مدیریت اصولی موجودی، میتوانید از سرمایه خود بهتر استفاده کنید، احتمال کمبود کالا را کاهش دهید و تصمیمهای خرید را بر اساس نیاز واقعی کسبوکار بگیرید.
مطالب بیشتر از این دسته
- اشتباه سیوهفتم: نادیده گرفتن نوسانات فصلی تقاضا در کسبوکار
- اشتباه چهارم: تلاش برای انجام همه کارها توسط صاحب کسبوکار
- اشتباه دوازدهم: مخلوط کردن پول شخصی با پول کسبوکار
- اشتباه ششم: نادیده گرفتن مشتریان ناراضی
- اشتباه سیوسوم: نادیده گرفتن تجربه مشتری پس از خرید
- اشتباه نهم: وابستگی بیش از حد به یک مشتری بزرگ