🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
بسیاری از برندهای محصولات آرایشی و بهداشتی برای تبلیغ محصولاتشان از تصاویر مدلها، چهرههای مشهور و استانداردهای رایج زیبایی استفاده میکنند. اما برند داو در سال ۲۰۱۳ روش متفاوتی را انتخاب کرد: بهجای نمایش مدلهایی با ظاهر بینقص، آزمایشی طراحی کرد تا نشان دهد افراد ممکن است ظاهر خود را متفاوت از نگاه دیگران ارزیابی کنند.
این کمپین با نام Real Beauty Sketches یا «طرحهایی از زیبایی واقعی» به یکی از شناختهشدهترین نمونههای تبلیغات احساسی و خلاقانه در جهان تبدیل شد.
ایده اصلی کمپین چه بود؟
برند داو برای اجرای این کمپین از گیل زامورا، هنرمند طراحی چهره با سابقه آموزش در زمینه طراحی چهرههای جنایی، کمک گرفت.
در این آزمایش، زنانی در موقعیتی قرار گرفتند که طراح نمیتوانست آنها را ببیند. ابتدا هر زن ظاهر خودش را با کلمات توصیف میکرد و طراح بر اساس همین توضیحات، تصویری از چهره او میکشید.
سپس فرد دیگری که آن زن را برای مدت کوتاهی دیده بود، ظاهر او را برای همان طراح توصیف میکرد. طراح بدون دیدن چهره واقعی، تصویر دومی میساخت.
در پایان، هر زن دو طراحی از چهره خودش را میدید؛ یکی بر اساس توصیف خودش و دیگری بر اساس توصیف یک غریبه.
در بسیاری از نمونههای نمایشدادهشده در فیلم، تصویر حاصل از توصیف غریبهها از نگاه شرکتکنندگان دلپذیرتر و مثبتتر به نظر میرسید. این تفاوت، پیام اصلی کمپین را شکل داد: ممکن است افراد نسبت به ظاهر خود سختگیرتر از دیگران باشند.
چرا این تبلیغ تا این اندازه مورد توجه قرار گرفت؟
۱. بهجای معرفی محصول، مسئلهای انسانی را مطرح کرد
داو میتوانست مانند بسیاری از برندهای رقیب، روی ویژگیهای محصولات مراقبت از پوست یا زیبایی تمرکز کند. اما در این کمپین، موضوع اصلی احساس افراد نسبت به ظاهر خودشان بود.
این تغییر زاویه باعث شد تبلیغ برای کسانی هم قابلتوجه باشد که در آن لحظه قصد خرید محصول بهداشتی نداشتند.
۲. پیام تبلیغ را به یک تجربه واقعی تبدیل کرد
کمپین صرفاً یک بازیگر را مقابل دوربین قرار نداد تا پیامی انگیزشی بیان کند. بیننده شاهد واکنشهای واقعی شرکتکنندگان هنگام مشاهده دو تصویر بود.
در نتیجه، پیام از طریق یک موقعیت قابلمشاهده منتقل میشد، نه صرفاً با تکرار یک شعار تبلیغاتی.
۳. احساسات مخاطب را درگیر کرد
تفاوت میان تصویری که افراد از خودشان در ذهن داشتند و تصویری که دیگران توصیف میکردند، موقعیتی قابلهمذاتپنداری ایجاد میکرد.
برخی مخاطبان میتوانستند تجربهای مشابه را در زندگی خود به یاد بیاورند. همین ارتباط احساسی، زمینه گفتوگو درباره ویدئو و انتشار آن در شبکههای اجتماعی را فراهم کرد.
۴. با هویت برند هماهنگ بود
داو پیش از این نیز در فعالیتهای بازاریابی خود بر مفهوم زیبایی واقعی و فاصلهگرفتن از الگوهای غیرواقعبینانه زیبایی تأکید کرده بود.
بنابراین، این کمپین پیامی جدا از هویت برند نبود؛ بلکه ادامه همان رویکرد بود. این هماهنگی اهمیت زیادی دارد، زیرا یک تبلیغ خلاقانه زمانی ارزش ماندگارتری پیدا میکند که مخاطب بتواند پیام آن را به خود برند مرتبط کند.
نتایج کمپین چه بود؟
ویدئوی Real Beauty Sketches در آوریل ۲۰۱۳ منتشر شد و با سرعت زیادی در اینترنت گسترش یافت. طبق آمار منتشرشده در همان دوره، ویدئو در کمتر از یک ماه بیش از ۱۱۴ میلیون بار دیده شده بود و در ۲۵ زبان در کانالهای مختلف داو منتشر شد.
این میزان توجه نشان داد که یک برند میتواند بدون تکیه کامل بر معرفی مستقیم محصول، با طرح موضوعی انسانی و قابلبحث به مخاطبان گستردهای دسترسی پیدا کند.
البته تعداد بازدید بهتنهایی نشان نمیدهد که فروش محصولات چقدر افزایش یافته یا همه مخاطبان با پیام کمپین موافق بودهاند. ارزش اصلی این نمونه برای بازاریابان، نحوه تبدیل یک مسئله انسانی به ایدهای قابلتصویر و قابلاشتراکگذاری است.
آیا این کمپین بدون انتقاد بود؟
خیر. برخی منتقدان معتقد بودند که این آزمایش، مفهوم زیبایی را همچنان بر ظاهر افراد متمرکز نگه میدارد و نتیجهگیری درباره برداشت زنان از زیبایی را نمیتوان به همه افراد تعمیم داد.
این نقد یادآوری میکند که تبلیغات احساسی، هرچقدر هم جذاب باشند، نباید پیچیدگی یک مسئله انسانی را نادیده بگیرند. طراحی یک کمپین موفق فقط به جلب توجه بستگی ندارد؛ پیام آن نیز باید سنجیده و قابلدفاع باشد.
کسبوکارهای کوچک چه چیزی از این تبلیغ یاد میگیرند؟
مهمترین درس کمپین داو این است که گاهی پشت یک محصول معمولی، مسئلهای انسانی وجود دارد که میتواند پایه یک ایده تبلیغاتی قدرتمند شود.
برای مثال، یک فروشگاه عینک میتواند بهجای تبلیغ مستقیم قابهای جدید، درباره تجربه افراد هنگام انتخاب اولین عینکشان داستانی بسازد. یک فروشگاه پوشاک میتواند به سراغ اعتمادبهنفس افراد هنگام انتخاب لباس برود و یک برند لوازم تحریر میتواند داستان اضطراب و امید دانشآموزان پیش از امتحان را روایت کند.
در چنین تبلیغاتی، محصول همچنان مهم است، اما در دل داستانی قرار میگیرد که برای مخاطب معنا دارد.
برای طراحی چنین کمپینی، بهتر است سه پرسش مطرح شود:
- مشتری هنگام استفاده از محصول یا پیش از خرید آن چه احساسی دارد؟
- چه تجربهای در زندگی او وجود دارد که کمتر به آن توجه شده است؟
- چگونه میتوان این تجربه را به شکلی واقعی، تصویری و قابلفهم نمایش داد؟
پاسخ مناسب به این پرسشها میتواند نقطه شروع یک ایده تبلیغاتی متفاوت باشد.
جمعبندی
کمپین Real Beauty Sketches داو نمونهای از تبلیغات خلاقانهای است که با یک آزمایش ساده، موضوعی انسانی را به مرکز توجه آورد. این برند بهجای آنکه فقط درباره محصول خود صحبت کند، موقعیتی ساخت که مخاطبان بتوانند درباره آن فکر کنند، احساسات خود را با آن پیوند دهند و پیامش را برای دیگران بازگو کنند.
درس اصلی این کمپین برای کسبوکارها این است که تبلیغ مؤثر همیشه از معرفی ویژگیهای محصول آغاز نمیشود؛ گاهی شناخت یک احساس انسانی و نمایش صادقانه آن، نقطه شروع ارتباطی عمیقتر با مشتری است.
مطالب بیشتر از این دسته
- تبلیغی که با یک جعبه پیتزا، مشکل آلودگی هوا را به تصویر کشید
- تبلیغ تاریخی اپل در سال ۱۹۸۴؛ وقتی کامپیوتر بدون نمایش محصول تبلیغ شد
- تبلیغی که ایستگاه اتوبوس را به پناهگاهی امن تبدیل کرد؛ ایدهای خلاقانه برای جلب اعتماد مخاطب
- تبلیغ خلاقانه ایرانسل؛ وقتی یک تماس تلفنی به تجربهای احساسی تبدیل شد
- تبلیغ عجیب پاتاگونیا؛ چرا یک برند در روز حراج نوشت «این ژاکت را نخرید»؟
- تبلیغ خلاقانه اسنیکرز؛ چگونه گرسنگی به یک ایده تبلیغاتی جهانی تبدیل شد؟