🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
یکی از راههای مؤثر برای جلب توجه مخاطب، استفاده از موقعیتهایی است که مردم هر روز با آنها روبهرو میشوند. وقتی یک برند بتواند تجربهای آشنا را به شکلی تازه و سرگرمکننده نمایش دهد، احتمال دارد تبلیغش بیشتر دیده شود و در ذهن مخاطب بماند.
در ایران، برندهایی مانند اسنپ از موقعیتهای روزمره برای معرفی خدمات خود استفاده کردهاند. اما برای بررسی یک کمپین تبلیغاتی، باید میان یک سبک رایج تبلیغاتی و یک اجرای مشخص و مستند تفاوت قائل شد؛ صرف اینکه یک برند تبلیغ طنزآمیز ساخته باشد، بهتنهایی برای معرفی آن بهعنوان یک کمپین واقعی کافی نیست.
نمونه واقعی: کمپین اسنپفود با نام مکانها و غذاهای آشنا
یکی از نمونههای مشخصتر تبلیغات این مجموعه، کمپینی بود که در آن اسنپفود از نام مکانهای شناختهشده و غذاهای محبوب ایرانی استفاده کرد. شعارهایی مانند «چه میدون ونک، چه دیزی با سنگک» بخشی از این مجموعه تبلیغاتی بودند.
ایده کمپین، پیوند دادن یک مکان آشنا با غذایی بود که مخاطب میتوانست سفارش دهد. بازی زبانی و آهنگ جمله باعث میشد پیام بهراحتی خوانده شود و در ذهن بماند.
چرا این ایده جواب میداد؟
۱. استفاده از شناخت قبلی مخاطب
برای درک پیام، نیازی نبود مخاطب با یک مفهوم جدید آشنا شود. نام مکانها و غذاها از قبل برای او آشنا بودند و همین آشنایی، فهم تبلیغ را سریعتر میکرد.
۲. استفاده از قافیه و آهنگ کلام
عبارتهای کوتاه و خوشآهنگ معمولاً راحتتر به خاطر سپرده میشوند. در تبلیغات محیطی که افراد تنها چند ثانیه فرصت دیدن پیام را دارند، این ویژگی میتواند بسیار مفید باشد.
۳. ارتباط مستقیم با خدمت
پیام فقط برای سرگرمکردن مخاطب طراحی نشده بود؛ ارتباط میان مکان، غذا و سفارش آنلاین بهوضوح در آن وجود داشت. بنابراین، ایده خلاقانه در خدمت معرفی محصول قرار میگرفت.
۴. بومیبودن ایده
بهکارگیری نام مکانهای ایرانی و غذاهای آشنا باعث میشد تبلیغ با تجربه روزمره مردم ارتباط برقرار کند. این روش برای برندی که میخواهد در شهرهای مختلف با مخاطبان محلی ارتباط بگیرد، ظرفیت زیادی دارد.
چگونه میتوان از این ایده در کسبوکارهای دیگر استفاده کرد؟
فرض کنید یک شیرینیفروشی در شیراز قصد دارد تبلیغی برای شبکههای اجتماعی یا بیلبورد طراحی کند. بهجای نوشتن عبارتی عمومی مانند «بهترین شیرینیها را از ما بخرید»، میتواند از نام محلههای آشنا، مناسبتهای محلی یا عادتهای مردم شهر در یک جمله کوتاه و خوشآهنگ استفاده کند.
یک فروشگاه پوشاک نیز میتواند با استفاده از اصطلاحات رایج میان مشتریان خود، پیامی بسازد که هم سرگرمکننده باشد و هم مزیت محصول را نشان دهد.
البته استفاده از قافیه بهتنهایی کافی نیست. اگر جمله زیبا باشد اما ارتباطی با محصول نداشته باشد، ممکن است مخاطب آن را به خاطر بسپارد ولی نام برند را فراموش کند.
جمعبندی
کمپین اسنپفود نشان میدهد که تبلیغات خلاقانه همیشه به فناوری پیچیده یا اجرای پرهزینه نیاز ندارند. گاهی ترکیب هوشمندانه چند واژه آشنا، یک بازی زبانی ساده و پیامی مرتبط با محصول میتواند تبلیغی ماندگار بسازد.
درس اصلی این کمپین: برای متفاوت دیدهشدن، همیشه لازم نیست چیز کاملاً تازهای اختراع کنید؛ گاهی کافی است چیزهای آشنا را به شکلی تازه کنار هم قرار دهید.
مطالب بیشتر از این دسته
- تبلیغ سامسونگ با یک شترمرغ؛ چگونه رؤیای پرواز، پیام یک برند فناوری شد؟
- تبلیغ اورئو در تاریکی؛ توییتی چنددقیقهای که از یک خاموشی تاریخی استفاده کرد
- کمپین تبلیغاتی پروکتر اند گمبل؛ چگونه مادران قهرمانان المپیک به چهره اصلی تبلیغ تبدیل شدند؟
- تبلیغ خلاقانه کیتکت؛ وقتی نیمکتهای شهری به شکلات تبدیل شدند!
- تبلیغ خلاقانه اسنیکرز؛ چگونه گرسنگی به یک ایده تبلیغاتی جهانی تبدیل شد؟
- دِیزی؛ مادربزرگ هوش مصنوعی که کلاهبرداران تلفنی را سرگرم میکرد