🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
شروع یک کسبوکار با شریک تجاری میتواند فرصت مناسبی برای تقسیم هزینهها، استفاده از مهارتهای مختلف و رشد سریعتر باشد. با این حال، بسیاری از شراکتهای تجاری نه به دلیل ضعف ایده یا کمبود مشتری، بلکه به دلیل اختلاف میان شرکا شکست میخورند.
یکی از مهمترین اشتباهات کسبوکارها این است که شراکت را بر پایه دوستی، اعتماد شخصی یا توافقهای شفاهی آغاز میکنند، بدون اینکه درباره مسئولیتها، میزان سرمایهگذاری، تقسیم سود و نحوه تصمیمگیری به توافقی روشن برسند.
در ابتدای همکاری، همهچیز ممکن است ساده به نظر برسد؛ اما با افزایش درآمد، بالا رفتن هزینهها یا بروز مشکلات، تفاوت انتظارات آشکار میشود. اگر از ابتدا چارچوب مشخصی وجود نداشته باشد، یک اختلاف کوچک میتواند به بحرانی جدی تبدیل شود.
چرا شراکتهای تجاری به اختلاف میرسند؟
اختلاف میان شرکای تجاری همیشه به معنای بدخواهی یا بیاعتمادی نیست. گاهی هر دو نفر تصور میکنند حق با آنهاست، زیرا از ابتدا برداشت متفاوتی از توافق خود داشتهاند.
برای مثال، دو نفر تصمیم میگیرند یک فروشگاه اینترنتی راهاندازی کنند. یکی از آنها سرمایه اولیه را تأمین میکند و دیگری مسئول بازاریابی و فروش میشود. در ابتدا توافق میکنند سود را بهصورت مساوی تقسیم کنند.
چند ماه بعد، فروش افزایش پیدا میکند. شریک سرمایهگذار معتقد است چون پول بیشتری وارد کسبوکار کرده، باید سهم بیشتری از سود دریافت کند. شریک دیگر نیز معتقد است تمام رشد فروش نتیجه تلاش اوست و بنابراین مستحق سهم بیشتری است.
اگر این موضوع پیش از شروع همکاری مشخص نشده باشد، هر دو نفر ممکن است خود را محق بدانند.
پنج موضوعی که باید پیش از شروع شراکت مشخص شوند
۱. سهم هر شریک از کسبوکار چقدر است؟
اولین موضوع، تعیین سهم هر شریک از مالکیت کسبوکار است. این سهم لزوماً نباید با میزان سرمایه نقدی هر فرد برابر باشد، زیرا ممکن است یکی از شرکا سرمایه تأمین کند و دیگری دانش تخصصی، تجهیزات، ارتباطات تجاری یا زمان قابلتوجهی در اختیار کسبوکار قرار دهد.
با این حال، ارزش هر یک از این آوردهها باید پیش از شروع همکاری بررسی شود.
برای مثال، اگر یک شریک ۶۰ درصد سرمایه اولیه را تأمین میکند و شریک دیگر مسئولیت اجرای عملیات را بر عهده میگیرد، لازم است مشخص شود که سهم مالکیت هر فرد بر چه مبنایی تعیین شده است.
نکته مهم: سهم مالکیت، میزان دستمزد بابت کار و سهم از سود مفاهیم متفاوتی هستند و نباید بدون توافق روشن، یکسان در نظر گرفته شوند.
۲. مسئولیتهای هر شریک چیست؟
عبارتهایی مانند «هر دو با هم کار میکنیم» یا «هر کس هر کاری لازم بود انجام میدهد» برای مدیریت یک کسبوکار کافی نیستند.
بهتر است مسئولیت هر فرد بهطور مشخص تعریف شود. برای نمونه:
- یک شریک مسئول تأمین کالا و مدیریت موجودی باشد.
- شریک دیگر بازاریابی، تبلیغات و جذب مشتری را مدیریت کند.
- امور مالی و گزارش درآمد و هزینهها مسئول مشخصی داشته باشد.
- وظایف مشترک و نحوه رسیدگی به کارهای پیشبینینشده نیز تعیین شوند.
این تقسیم مسئولیت از دوبارهکاری جلوگیری میکند و مانع میشود یکی از شرکا احساس کند بار اصلی کسبوکار بر دوش اوست.
۳. سود و زیان چگونه تقسیم میشوند؟
تقسیم سود یکی از حساسترین موضوعات در شراکت تجاری است. توافق درباره درصد مالکیت بهتنهایی برای جلوگیری از اختلاف کافی نیست.
شرکا باید مشخص کنند سود قابل تقسیم چگونه محاسبه میشود، چه هزینههایی پیش از تقسیم از درآمد کسر خواهند شد و چه مقدار از سود باید برای توسعه کسبوکار یا تأمین سرمایه در گردش باقی بماند.
همچنین لازم است درباره شرایط زیانده شدن کسبوکار تصمیمگیری شود. اگر شرکت برای ادامه فعالیت به سرمایه بیشتری نیاز داشته باشد، آیا هر دو شریک باید به یک میزان پول وارد کنند؟ اگر یکی از آنها نتواند سرمایه جدید تأمین کند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
پاسخ به این پرسشها باید پیش از ایجاد بحران روشن باشد.
۴. تصمیمهای مهم چگونه گرفته میشوند؟
در بسیاری از شراکتها، اختلاف زمانی آغاز میشود که شرکا درباره یک تصمیم مهم به توافق نمیرسند.
برای مثال، یکی از آنها میخواهد تبلیغات گستردهتری انجام دهد، اما دیگری ترجیح میدهد هزینهها را کاهش دهد. یا یکی از شرکا پیشنهاد ورود به بازار جدید را مطرح میکند و شریک دیگر آن را پرریسک میداند.
به همین دلیل باید مشخص شود:
- کدام تصمیمها در اختیار هر شریک است؟
- کدام تصمیمها به موافقت هر دو نفر نیاز دارند؟
- اگر شرکا به توافق نرسند، اختلاف چگونه حل خواهد شد؟
- برای تصمیمهای مالی بزرگ چه محدودیتهایی وجود دارد؟
وجود یک سازوکار مشخص برای تصمیمگیری، از متوقف شدن فعالیتهای روزمره در اثر اختلاف جلوگیری میکند.
۵. اگر یکی از شرکا بخواهد خارج شود، چه اتفاقی میافتد؟
بسیاری از افراد هنگام شروع شراکت تصور میکنند همکاری آنها برای همیشه ادامه خواهد داشت. اما شرایط زندگی، اهداف مالی و برنامههای حرفهای ممکن است تغییر کنند.
یکی از شرکا شاید بخواهد کسبوکار را ترک کند، سهم خود را بفروشد یا دیگر زمانی برای ادامه فعالیت نداشته باشد.
بنابراین باید از ابتدا درباره روش ارزشگذاری سهم، شرایط انتقال مالکیت، نحوه تسویه حساب و ادامه فعالیت کسبوکار پس از خروج یکی از شرکا توافق شود.
این موضوع بهویژه در کسبوکارهای کوچک اهمیت دارد، زیرا خروج ناگهانی یکی از افراد ممکن است فعالیت کل مجموعه را مختل کند.
چرا توافق شفاهی برای شراکت کافی نیست؟
اعتماد میان شرکا ارزشمند است، اما اعتماد جایگزین توافق روشن و قابل استناد نمیشود.
حتی دوستان نزدیک یا اعضای یک خانواده ممکن است پس از مدتی درباره جزئیات همکاری اختلاف پیدا کنند. ثبت توافقها کمک میکند هر دو طرف برداشت مشترکی از تعهدات خود داشته باشند و در صورت بروز اختلاف، بتوانند به مفاد توافق مراجعه کنند.
بهتر است توافق شراکت با توجه به نوع کسبوکار و ساختار حقوقی آن، بهصورت قراردادی دقیق تنظیم شود. در موارد مهم، دریافت مشاوره حقوقی پیش از امضای قرارداد میتواند از هزینهها و اختلافات آینده جلوگیری کند.
چگونه یک شراکت تجاری موفق بسازیم؟
برای کاهش احتمال شکست شراکت، پیش از شروع همکاری این مراحل را انجام دهید:
مرحله اول: انتظارات را شفاف کنید. هر شریک باید درباره هدف خود از ورود به کسبوکار، میزان زمانی که اختصاص میدهد و انتظارات مالیاش توضیح روشنی ارائه کند.
مرحله دوم: آوردههای شرکا را مشخص کنید. سرمایه نقدی، تجهیزات، دانش تخصصی، ارتباطات و تعهد کاری هر فرد باید بررسی و ثبت شوند.
مرحله سوم: مسئولیتها را تقسیم کنید. برای هر بخش از فعالیت کسبوکار، فرد مسئول و حدود اختیارات او را تعیین کنید.
مرحله چهارم: توافق مکتوب داشته باشید. سهم مالکیت، نحوه تقسیم سود، تأمین سرمایه جدید، تصمیمگیری و شرایط خروج باید در توافق شراکت منعکس شوند.
مرحله پنجم: اختلافها را زود مطرح کنید. بهتر است شرکا جلسات منظمی برای بررسی وضعیت مالی، عملکرد و مشکلات همکاری داشته باشند تا نارضایتیهای کوچک به اختلافهای بزرگ تبدیل نشوند.
آیا شراکت تجاری همیشه بهتر از شروع انفرادی است؟
خیر. شراکت زمانی ارزشمند است که حضور شریک، مزیتی واقعی برای کسبوکار ایجاد کند؛ برای مثال، دسترسی به سرمایه، مهارت تخصصی، شبکه ارتباطی یا توان اجرایی که بهتنهایی در اختیار فرد نیست.
اگر دو نفر اهداف متفاوتی داشته باشند، نتوانند درباره مسئولیتها توافق کنند یا ارزش مشخصی به همکاری یکدیگر اضافه نکنند، شراکت ممکن است تصمیم مناسبی نباشد.
گاهی شروع کوچکتر بهصورت انفرادی و استفاده از نیروهای متخصص برای انجام کارهای مشخص، از تقسیم مالکیت کسبوکار با فردی دیگر منطقیتر است.
پیش از انتخاب شریک، فقط به این فکر نکنید که چه کسی حاضر است با شما همکاری کند؛ بررسی کنید که همکاری با او چه مزیتی ایجاد میکند و آیا میتوانید درباره مسائل دشوار نیز گفتوگویی شفاف داشته باشید.
جمعبندی
شروع شراکت تجاری بدون تعیین دقیق نقشها، سهمها و حدود اختیارات، یکی از اشتباهات پرهزینه در مدیریت کسبوکار است. اعتماد و رابطه خوب میان شرکا میتواند نقطه شروع مناسبی باشد، اما برای ادامه همکاری به توافقهای روشن و سازوکارهای مشخص نیاز است.
پیش از آنکه سرمایه و زمان خود را وارد یک شراکت کنید، درباره تقسیم سود و زیان، مسئولیتها، تصمیمگیری و شرایط پایان همکاری به توافق برسید. این کار نشانه بیاعتمادی نیست؛ بلکه اقدامی حرفهای برای محافظت از منافع همه طرفها و افزایش احتمال موفقیت کسبوکار است.
مطالب بیشتر از این دسته
- اشتباه سیوپنجم: ارائه تخفیفهای پیدرپی بدون محاسبه تأثیر آنها بر سود کسبوکار
- اشتباه بیستوپنجم: نادیده گرفتن فرسودگی شغلی در کسبوکار
- اشتباه شانزدهم: نداشتن برنامه برای بازگشت مشتریان قبلی
- اشتباه بیستودوم: نداشتن سیستم کنترل کیفیت در کسبوکار
- اشتباه بیستوهشتم: وابستگی کامل کسبوکار به شبکههای اجتماعی
- اشتباه دوم: قیمتگذاری بر اساس هزینهها و فراموش کردن ارزش محصول