🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
در تبلیغات، گاهی یک محصول بهتنهایی برای جلب توجه کافی نیست. مخاطب میخواهد بداند خرید او چه معنایی دارد و چه تغییری ایجاد میکند. شرکت آمریکایی TOMS از همین ایده برای ساختن یکی از شناختهشدهترین نمونههای بازاریابی مسئولانه استفاده کرد؛ مدلی که در آن خرید یک جفت کفش، با کمک به فردی نیازمند پیوند میخورد.
ایده اصلی کمپین TOMS چه بود؟
شرکت TOMS در سال ۲۰۰۶ به ابتکار بلیک مایکاسکی شکل گرفت. ایده اولیه کسبوکار ساده بود: به ازای فروش هر جفت کفش، یک جفت کفش نیز به کودکی نیازمند اهدا شود.
این مدل که بعدها با عبارت «One for One» شناخته شد، به برند هویتی فراتر از فروش کفش داد. مشتری فقط یک محصول نمیخرید؛ احساس میکرد خریدش میتواند در زندگی فرد دیگری نیز اثر بگذارد.
نکته مهم این بود که مسئولیت اجتماعی، به پیامی جداگانه در تبلیغات تبدیل نشد؛ بلکه در مرکز مدل کسبوکار قرار گرفت.
چرا این ایده از یک تبلیغ معمولی متفاوت بود؟
بسیاری از تبلیغات کفش بر ویژگیهایی مانند راحتی، طراحی، دوام یا قیمت تمرکز میکنند. این ویژگیها مهماند، اما رقبا نیز میتوانند ادعاهای مشابهی داشته باشند.
TOMS یک دلیل احساسی و قابلفهم برای انتخاب برند خود ارائه کرد. پیام آن بهسادگی در ذهن میماند: خرید شما میتواند به تهیه کفش برای فرد دیگری کمک کند.
این سادگی چند مزیت داشت:
- قابل توضیح بودن: مشتری میتوانست مدل شرکت را در یک جمله برای دیگران شرح دهد.
- ایجاد انگیزه برای معرفی برند: افراد میتوانستند درباره دلیل متفاوت بودن TOMS با دوستانشان صحبت کنند.
- پیوند دادن محصول به یک مأموریت: کفش فقط کالایی برای استفاده روزانه نبود، بلکه بخشی از یک داستان بزرگتر به شمار میرفت.
- تمایز در بازار رقابتی: برند بهجای رقابت صرف بر سر ظاهر و قیمت، بر ارزش و معنای خرید نیز تکیه میکرد.
نقش مشتریان در تبلیغ برند
یکی از نکات جالب درباره مدل TOMS این بود که مشتریان میتوانستند بدون دریافت هزینه تبلیغاتی، خودشان به معرفی برند کمک کنند.
وقتی فردی درباره خرید خود و تأثیر اجتماعی آن صحبت میکرد، پیام برند به مخاطبانی میرسید که شاید تبلیغات رسمی شرکت را ندیده بودند. این نوع معرفی، بهویژه زمانی که تجربه واقعی پشت آن باشد، میتواند باورپذیرتر از یک پیام تبلیغاتی مستقیم به نظر برسد.
البته این به معنای آن نیست که تمام مشتریان الزاماً برند را معرفی میکردند یا موفقیت شرکت فقط نتیجه این ایده بود. کیفیت محصول، قیمت، توزیع، مدیریت و شرایط بازار نیز در نتیجه نهایی نقش داشتند.
آیا چنین مدلی همیشه موفق است؟
نه. پیوند دادن خرید با یک هدف اجتماعی زمانی میتواند به مزیت رقابتی تبدیل شود که وعده برند واقعی، شفاف و قابل پیگیری باشد.
اگر شرکتی ادعا کند با هر خرید به فردی نیازمند کمک میکند، اما درباره نحوه اجرای این وعده توضیح روشنی ندهد، احتمال دارد اعتماد مشتریان آسیب ببیند. همچنین کمک اجتماعی نباید بهانهای برای نادیده گرفتن کیفیت محصول یا قیمتگذاری نامناسب باشد.
مدل اولیه TOMS نیز در طول زمان تغییر کرد. این شرکت در سال ۲۰۱۹ اعلام کرد که بهجای تعهد ثابت «یک جفت در برابر یک جفت»، یکسوم سود خود را برای حمایت از تلاشهای مردمی در جهت بهبود زندگی افراد اختصاص خواهد داد. این تغییر نشان میدهد حتی ایدههای تبلیغاتی موفق نیز باید با واقعیتهای مالی و عملیاتی کسبوکار هماهنگ شوند.
کسبوکارهای کوچک چه درسی از TOMS میگیرند؟
برای استفاده از این ایده، لازم نیست صاحب یک شرکت بزرگ باشید یا بودجه تبلیغاتی گستردهای داشته باشید. یک کسبوکار کوچک هم میتواند دلیلی روشن برای انتخاب شدن ایجاد کند.
برای مثال، یک فروشگاه لوازمالتحریر میتواند بخشی از درآمد فروش محصولات مشخص را به تهیه وسایل تحصیلی برای دانشآموزان کمبرخوردار اختصاص دهد. یک تولیدکننده محلی نیز میتواند در ازای رسیدن فروش به سطحی مشخص، از یک کارگاه آموزشی یا طرح محیطزیستی حمایت کند.
اما سه اصل اهمیت زیادی دارد:
اول، ارتباط واقعی با کسبوکار: هدف اجتماعی باید با تواناییها و فعالیت شرکت تناسب داشته باشد.
دوم، وعده قابل اندازهگیری: بهجای عبارتهای مبهمی مانند «با خرید شما دنیا جای بهتری میشود»، دقیق توضیح دهید چه اقدامی انجام خواهد شد.
سوم، گزارش نتیجه: اگر وعدهای دادهاید، تا حد امکان نشان دهید چگونه اجرا شده است. اعتماد بلندمدت از عمل کردن به وعدهها شکل میگیرد، نه صرفاً از بیان آنها.
جمعبندی: تبلیغی که از خود محصول فراتر رفت
تجربه TOMS نشان میدهد که گاهی بهترین تمایز تبلیغاتی، افزودن یک شعار جذاب به محصول نیست؛ بلکه طراحی مدلی است که به مشتری دلیلی روشن برای انتخاب برند بدهد.
البته هر کسبوکاری به مأموریت اجتماعی نیاز ندارد. نکته اصلی این است که برند باید چیزی واقعی و معنادار برای ارائه داشته باشد؛ چیزی که رقبا نتوانند بهآسانی با تغییر یک شعار از آن تقلید کنند.
درس مهم برای تبلیغات خلاقانه: پیش از آنکه بپرسید چگونه محصولتان را بیشتر تبلیغ کنید، از خودتان بپرسید چه چیزی در شیوه فعالیت کسبوکارتان وجود دارد که ارزش تعریف کردن برای دیگران را داشته باشد.
مطالب بیشتر از این دسته
- تبلیغات خلاقانه نوین زعفران؛ چگونه یک محصول سنتی را به محتوایی جذاب برای شبکههای اجتماعی تبدیل کنیم؟
- چالش سطل آب یخ؛ چگونه یک سطل آب توانست به تبلیغی جهانی تبدیل شود؟
- تبلیغی که لوگو را تقریباً حذف کرد؛ وقتی تصویر محصول از نام برند مهمتر شد
- تبلیغ عذرخواهی KFC؛ چگونه یک اشتباه بزرگ به کمپینی بهیادماندنی تبدیل شد؟
- تبلیغ خلاقانه ایرانسل؛ وقتی یک تماس تلفنی به تجربهای احساسی تبدیل شد
- تبلیغ خلاقانه اسنیکرز؛ چگونه گرسنگی به یک ایده تبلیغاتی جهانی تبدیل شد؟