🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
بسیاری از تبلیغات محیطی فقط برای چند ثانیه دیده میشوند و بعد از عبور مخاطب از کنارشان فراموش میشوند. اما اگر تبلیغ بتواند مخاطب را وارد یک بازی کند، احتمال دارد تجربهای ماندگارتر بسازد.
شرکت مخابراتی و سرگرمی Virgin Media در ایرلند، در سال ۲۰۲۴ کمپینی با عنوان «Playtime» اجرا کرد که هدفش تبدیل زمان خستهکننده رفتوآمد روزانه به فرصتی برای بازی و سرگرمی بود.
ایده کمپین چه بود؟
این کمپین در نقاط مختلف مسیر رفتوآمد مردم در دوبلین، از جمله اتوبوسها، قطارها، ترامواها و ایستگاه هیوستون اجرا شد.
در بخشی از طرح، ایستگاه هیوستون با نام تبلیغاتی «Hueston Play Station» معرفی شد؛ بازی زبانیای که نام ایستگاه را به فضای بازی پیوند میداد.
مسافران با معماهای تصویری، جدولهای کلمات و پرسشهای سرگرمکننده روبهرو میشدند. بعضی از تبلیغات نیز کد QR داشتند که افراد را به بازیهای دیجیتال هدایت میکرد.
در دو ایستگاه اتوبوس ویژه نیز نمایشگرهای لمسی نصب شده بود تا افراد هنگام انتظار بتوانند بازی کنند و برای ثبت بهترین زمان تلاش کنند.
این کمپین با همکاری آژانسهای تبلیغاتی و رسانهای اجرا شد و بهجای اینکه فقط از مردم بخواهد خدمات سرگرمی ویرجین مدیا را بخرند، تجربهای مرتبط با مفهوم سرگرمی در اختیار آنها قرار داد.
چرا این تبلیغ خلاقانه بود؟
۱. از زمان انتظار استفاده کرد
انتظار برای اتوبوس یا قطار معمولاً بخشی تکراری از زندگی روزمره است. این کمپین از همین زمان استفاده کرد و فرصتی برای سرگرمی به وجود آورد.
۲. مخاطب را از تماشاگر به شرکتکننده تبدیل کرد
در تبلیغات سنتی، مخاطب پیام را میبیند و عبور میکند. اما در یک تبلیغ تعاملی، برای حل معما یا انجام بازی باید خودش اقدامی انجام دهد.
این مشارکت میتواند توجه بیشتری ایجاد کند؛ البته به شرط آنکه بازی ساده، جذاب و متناسب با موقعیت مخاطب باشد.
۳. پیام تبلیغاتی با تجربه واقعی هماهنگ بود
کمپین درباره سرگرمی بود و خودش نیز سرگرمکننده طراحی شده بود. این هماهنگی باعث میشد مخاطب پیام برند را نه فقط از طریق نوشتهها، بلکه از راه تجربهای که داشت دریافت کند.
۴. از امکانات مختلف در کنار هم استفاده کرد
تبلیغات چاپی، نمایشگرهای دیجیتال، کدهای QR و بازیهای لمسی، اجزای مختلف یک تجربه واحد بودند. هر بخش میتوانست مخاطب را به مرحله بعدی هدایت کند.
چگونه این ایده را برای کسبوکار خود اجرا کنیم؟
برای استفاده از این روش لازم نیست ایستگاه قطار یا نمایشگر لمسی در اختیار داشته باشید. میتوانید یک فعالیت کوتاه طراحی کنید که مخاطب را درگیر کند.
برای فروشگاه اینترنتی: یک آزمون چندسؤالی بسازید که در پایان، محصول مناسب هر فرد را پیشنهاد دهد.
برای آموزشگاه: یک معمای کوتاه مرتبط با موضوع آموزش منتشر کنید و پاسخ درست را به صفحه معرفی دوره پیوند دهید.
برای سایت محتوایی: یک چالش هفتگی برگزار کنید که پاسخ آن با مطالعه یکی از مقالههای سایت به دست آید.
برای فروشگاه محلی: روی یک پوستر، معمایی ساده قرار دهید و از مشتریان بخواهید پاسخ را در صفحه اجتماعی فروشگاه ثبت کنند.
برای کسبوکارهای خدماتی: یک آزمون کوتاه طراحی کنید که به مخاطب کمک کند نیاز خود را بهتر بشناسد؛ سپس نتیجه را به خدمت مرتبط پیوند دهید.
مراحل طراحی یک تبلیغ تعاملی
مرحله اول: موقعیت مناسب را پیدا کنید. ببینید مخاطبان شما چه زمانی فرصت یا انگیزه مشارکت دارند؛ هنگام انتظار، مرور شبکههای اجتماعی یا جستوجوی محصول.
مرحله دوم: فعالیتی کوتاه انتخاب کنید. بازی یا معما نباید آنقدر پیچیده باشد که مخاطب از ادامه منصرف شود.
مرحله سوم: ارتباط با برند را حفظ کنید. اگر فعالیت سرگرمکننده باشد اما هیچ ارتباطی با کسبوکار نداشته باشد، ممکن است فقط سرگرمی ایجاد کند و نتیجه تجاری نداشته باشد.
مرحله چهارم: مسیر بعدی را مشخص کنید. پس از بازی، مخاطب باید بتواند بهسادگی مقاله، محصول، صفحه ثبتنام یا پیشنهاد مرتبط را پیدا کند.
مرحله پنجم: نتیجه را اندازهگیری کنید. تعداد مشارکتها، تکمیل بازی، ورود به صفحات بعدی و تبدیل بازدیدکننده به مشتری را بررسی کنید.
اشتباهی که باید از آن دوری کرد
هر تبلیغی لازم نیست بازی داشته باشد. اگر مشارکت مخاطب دشوار باشد، برای انجام آن به زمان زیادی نیاز داشته باشد یا فقط به جمعآوری اطلاعات شخصی منجر شود، ممکن است اثر منفی ایجاد کند.
همچنین تعداد بازیکنندگان بهتنهایی معیار موفقیت نیست. باید بررسی کنید که آیا این تجربه به شناخت بهتر برند، بازدید باکیفیتتر یا افزایش فروش منجر شده است یا نه.
جمعبندی
کمپین Playtime ویرجین مدیا نشان داد که میتوان فضای تبلیغاتی معمولی را به تجربهای تعاملی تبدیل کرد. بهجای آنکه فقط از مخاطب بخواهید به برند توجه کند، دلیلی برای مشارکت او فراهم کنید.
برای کسبوکارهای کوچک نیز یک آزمون ساده، معمای کوتاه یا ابزار انتخاب محصول میتواند همین منطق را با هزینهای بسیار کمتر اجرا کند؛ به شرط آنکه سرگرمی، مخاطب را به هدف اصلی کسبوکار نزدیکتر کند.
مطالب بیشتر از این دسته
- تبلیغی که با یک جعبه پیتزا، مشکل آلودگی هوا را به تصویر کشید
- وقتی گردشگران خودشان تبلیغ یک شهر شدند؛ کمپین متفاوت «آیا اسلو اصلاً یک شهر است؟»
- تبلیغ عذرخواهی KFC؛ چگونه یک اشتباه بزرگ به کمپینی بهیادماندنی تبدیل شد؟
- تبلیغ خلاقانه کوکاکولا؛ بطریهایی که نام مشتریان را داشتند
- تبلیغات خلاقانه ایکیا؛ چگونه یک کاتالوگ کاغذی به محصولی انقلابی تبدیل شد؟
- تبلیغ اورئو در تاریکی؛ توییتی چنددقیقهای که از یک خاموشی تاریخی استفاده کرد