🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
گاهی بهترین ایده تبلیغاتی از یک موقعیت کاملاً آشنا شروع میشود: وقتی گرسنهایم، ممکن است بیحوصله، عصبی یا کمانرژی شویم و رفتاری متفاوت از همیشه داشته باشیم. برند شکلات اسنیکرز از همین تجربه روزمره استفاده کرد و آن را به یکی از شناختهشدهترین شعارهای تبلیغاتی خود تبدیل کرد: «وقتی گرسنهای، خودت نیستی.»
ایده اصلی کمپین چه بود؟
اسنیکرز در کمپین بینالمللی خود با عنوان You’re Not You When You’re Hungry نشان میداد که گرسنگی میتواند رفتار آدمها را تغییر دهد. در آگهیهای این کمپین، شخصیتها در موقعیتهای مختلف رفتاری غیرمنتظره داشتند؛ گاهی مثل فردی بداخلاق، کمحوصله یا نامتناسب با موقعیت رفتار میکردند.
سپس کسی به آنها اسنیکرز میداد. بعد از خوردن شکلات، شخصیت دوباره به حالت عادی برمیگشت و فضای داستان تغییر میکرد.
این ایده بهویژه با آگهی مشهور سوپربول سال ۲۰۱۰، با حضور بتی وایت، بازیگر آمریکایی، توجه گستردهای جلب کرد. در آن آگهی، او در یک بازی فوتبال با دوستانش شرکت میکرد، اما رفتارش شبیه بازیکنی بود که عملکرد ضعیفی دارد. پس از خوردن اسنیکرز، مشخص میشد که او در واقع یکی از اعضای گروه است که بهدلیل گرسنگی رفتاری متفاوت داشته است.
چرا این تبلیغ مؤثر بود؟
۱. از یک تجربه عمومی استفاده کرد
تقریباً همه میتوانند موقعیتی را به یاد بیاورند که گرسنگی روی خلقوخو یا تمرکزشان تأثیر گذاشته است. بنابراین مخاطب برای فهم پیام تبلیغ به توضیح پیچیدهای نیاز نداشت.
۲. محصول نقش مشخصی در داستان داشت
اسنیکرز فقط در پایان آگهی ظاهر نمیشد تا نام برند دیده شود. خوردن شکلات، نقطه تغییر داستان بود و مستقیماً به پیام اصلی ارتباط داشت.
۳. شوخی، پیام را بهیادماندنی کرد
تضاد میان رفتار عجیب شخصیت و بازگشت ناگهانی او به حالت عادی، موقعیتی طنزآمیز میساخت. این شوخی به انتقال پیام کمک میکرد و تبلیغ را از یک معرفی ساده محصول متمایز میساخت.
۴. یک ایده مرکزی در قالبهای مختلف ادامه پیدا کرد
برند میتوانست همین مفهوم را در موقعیتهای تازه تکرار کند؛ از مسابقه ورزشی گرفته تا محیط کار و جمعهای دوستانه. به این ترتیب، کمپین به یک آگهی منفرد محدود نماند و قابلیت توسعه پیدا کرد.
کسبوکارهای کوچک چه چیزی از این کمپین یاد میگیرند؟
مهمترین درس این است که برای تبلیغ یک محصول، لازم نیست همیشه درباره ویژگیهای فنی یا کیفیت آن صحبت کنید. میتوانید موقعیتی را پیدا کنید که مشتری بارها تجربه کرده و محصول شما در حل آن نقش دارد.
برای نمونه:
- کافهای که قهوه میفروشد: میتواند داستان فردی را روایت کند که در جلسه صبحگاهی خوابآلود است و پس از نوشیدن قهوه، با تمرکز بیشتری کار میکند؛ البته بدون ادعای پزشکی یا تضمین اثر یکسان برای همه.
- فروشگاه لوازم تحریر: میتواند موقعیت دانشآموزی را نشان دهد که درست پیش از شروع امتحان متوجه میشود خودکارش کار نمیکند و محصول مناسب مشکل را برطرف میکند.
- خدمات تعمیر رایانه: میتواند داستانی طنزآمیز درباره فردی بسازد که بهدلیل کندی رایانه، کارهای سادهاش به دردسر تبدیل شدهاند و پس از تعمیر، دوباره میتواند کارش را انجام دهد.
در هر مثال، باید موقعیت با نیاز واقعی مشتری ارتباط داشته باشد. صرفاً خندهدار بودن یک آگهی کافی نیست؛ مخاطب باید بتواند به خاطر بیاورد که چه محصول یا خدمتی آن مشکل را حل میکند.
چگونه یک ایده مشابه بسازیم؟
ابتدا سه سؤال را پاسخ دهید:
۱. مشتری پیش از خرید محصول شما معمولاً با چه مشکل یا موقعیتی روبهرو است؟
۲. اگر آن مشکل حل نشود، چه اتفاق ملموس یا حتی طنزآمیزی رخ میدهد؟
۳. چگونه میتوانید محصول خود را به نقطه تغییر داستان تبدیل کنید؟
سپس چند نسخه کوتاه از داستان تهیه کنید و بررسی کنید که آیا مخاطب بدون توضیح اضافی، ارتباط میان مشکل و محصول را متوجه میشود یا نه. اگر پیام فقط با توضیحات طولانی قابلفهم است، احتمالاً ایده هنوز بهاندازه کافی روشن نیست.
جمعبندی
کمپین اسنیکرز نشان داد که یک تجربه ساده و روزمره میتواند به ایدهای تبلیغاتی تبدیل شود که در موقعیتهای متنوع قابلیت تکرار دارد. موفقیت چنین رویکردی به این بستگی دارد که پیام برند، رفتار شخصیتها و نقش محصول در داستان، همگی یک مفهوم واحد را تقویت کنند.
برای ساخت تبلیغی ماندگار، گاهی لازم نیست دنبال اتفاقی عجیب باشید؛ کافی است یک مشکل آشنا را از زاویهای تازه ببینید و راهحل خود را به بخش طبیعی و جذاب داستان تبدیل کنید.
مطالب بیشتر از این دسته
- تبلیغات خلاقانه نوین زعفران؛ چگونه یک محصول سنتی را به محتوایی جذاب برای شبکههای اجتماعی تبدیل کنیم؟
- تبلیغ خلاقانه کیتکت؛ وقتی نیمکتهای شهری به شکلات تبدیل شدند!
- تبلیغی که با یک جعبه خالی، توجه دنیا را جلب کرد؛ کمپین «یک جعبه کفش» شرکت TOMS
- تبلیغ عذرخواهی KFC؛ چگونه یک اشتباه بزرگ به کمپینی بهیادماندنی تبدیل شد؟
- تبلیغ خلاقانه مترو ملبورن؛ چگونه آهنگی طنزآمیز به یکی از موفقترین کمپینهای ایمنی تبدیل شد؟
- چالش سطل آب یخ؛ چگونه یک سطل آب توانست به تبلیغی جهانی تبدیل شود؟