🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
تبلیغی که بهجای پخش آگهی، یک رویداد تاریخی ساخت
در ۱۴ اکتبر ۲۰۱۲، میلیونها نفر در سراسر جهان بهصورت زنده شاهد پرشی بودند که پیش از آن در چنین ارتفاعی انجام نشده بود. فلیکس باومگارتنر، چترباز اتریشی، با استفاده از یک بالن عظیم هلیومی و کپسول مخصوص به ارتفاع حدود ۳۹ کیلومتری زمین صعود کرد و سپس از لبه استراتوسفر به سمت زمین پرید.
این پروژه با نام «Red Bull Stratos» و حمایت برند ردبول اجرا شد. هدف آن فقط ثبت یک رکورد ورزشی نبود؛ تیم پروژه میخواست محدودیتهای سقوط آزاد انسان را آزمایش کند و دادههایی برای تحقیقات علمی و ایمنی پرواز به دست آورد.
باومگارتنر در جریان سقوط به سرعتی فراتر از سرعت صوت رسید و چند رکورد جهانی ثبت کرد. این رویداد بهصورت زنده از طریق یوتیوب پخش شد و در اوج پخش، بیش از ۸ میلیون نفر بهطور همزمان آن را تماشا کردند.
ردبول بهجای ساخت یک آگهی چندثانیهای درباره هیجان و ماجراجویی، تجربهای واقعی خلق کرد که میلیونها نفر برای تماشای آن وقت گذاشتند.
چرا ردبول استراتوس یک نمونه متفاوت از تبلیغات بود؟
۱. برند خودش را به بخشی از یک اتفاق تبدیل کرد
ردبول معمولاً با ورزشهای پرهیجان، ماجراجویی و عبور از محدودیتها شناخته میشود. پرش از استراتوسفر دقیقاً با همین تصویر ذهنی هماهنگ بود.
در این پروژه، برند مجبور نبود مدام درباره هیجانانگیز بودن محصولاتش صحبت کند؛ خود رویداد همان مفهومی را نمایش میداد که ردبول میخواست با نامش پیوند بخورد.
۲. مخاطب فقط بیننده تبلیغ نبود
تماشاگران میتوانستند مراحل آمادهسازی، صعود بالن و لحظه پرش را بهصورت زنده دنبال کنند. همین انتظار برای وقوع اتفاقی بزرگ، توجه مخاطبان را در طول زمان حفظ میکرد.
برخلاف یک آگهی معمولی که ممکن است مخاطب آن را رد کند، اینجا افراد خودشان برای تماشای رویداد اقدام میکردند.
۳. داستان تبلیغاتی در یک روز تمام نشد
ردبول پیش از اجرای نهایی، مراحل آمادهسازی و پرشهای آزمایشی را منتشر میکرد. پس از رویداد نیز تصاویر، ویدئوها و گزارشهای مختلفی از آن در دسترس قرار گرفت.
به این ترتیب، یک پروژه بزرگ به مجموعهای از محتواهای قابل انتشار تبدیل شد؛ از معرفی افراد تیم گرفته تا توضیح تجهیزات، لحظههای حساس و نتایج علمی.
چگونه کسبوکارهای کوچک از این ایده استفاده کنند؟
البته ساخت پروژهای در ابعاد ردبول استراتوس برای بیشتر کسبوکارها امکانپذیر نیست. اما اصل ایده، یعنی تبدیل تبلیغ به یک رویداد واقعی و قابلدنبالکردن، در مقیاس کوچک هم کاربرد دارد.
برای فروشگاه لوازم ورزشی: یک چالش ورزشی با حضور مشتریان برگزار کنید؛ مثلاً مسابقهای برای ثبت رکورد شخصی در یک رشته ورزشی. مراحل آمادهسازی، رقابت و نتایج را در شبکههای اجتماعی منتشر کنید.
برای آموزشگاه مهارتی: یک پروژه واقعی تعریف کنید که هنرجویان در یک بازه زمانی مشخص آن را از ابتدا تا انتها اجرا کنند. مثلاً ساخت یک وبسایت، طراحی یک محصول یا تولید یک فیلم کوتاه. مخاطبان میتوانند مراحل پیشرفت را دنبال کنند.
برای فروشگاه محصولات خانگی: یک آزمایش کاربردی و ایمن طراحی کنید که توانایی محصول را در شرایط واقعی نشان دهد. برای مثال، مقایسه عملکرد دو روش تمیزکردن یک سطح مشخص، با رعایت شرایط یکسان و نمایش شفاف نتیجه.
برای کسبوکارهای خدماتی: یک روز را به اجرای زنده بخشی از فرایند کار اختصاص دهید. مشتریان میتوانند ببینند سفارش چگونه آماده میشود، یک مشکل چطور حل میشود یا یک خدمت چه مراحلی دارد.
فرمول تبدیل یک رویداد به کمپین تبلیغاتی
اگر میخواهید از این روش استفاده کنید، این مراحل را در نظر بگیرید:
۱. یک اتفاق جذاب طراحی کنید: رویداد باید بهاندازه کافی جالب باشد که افراد بخواهند نتیجه آن را ببینند.
۲. آن را به هویت برند پیوند دهید: اتفاقی انتخاب کنید که با ارزشها و حوزه فعالیت کسبوکار ارتباط طبیعی داشته باشد.
۳. مراحل را مستند کنید: فقط نتیجه نهایی را منتشر نکنید؛ آمادهسازی، چالشها و پشتصحنه نیز میتوانند محتوای جذابی باشند.
۴. مخاطب را درگیر کنید: امکان پیشبینی نتیجه، ارسال سؤال یا مشارکت در بخشی از رویداد را فراهم کنید.
۵. پس از پایان رویداد، محتوا را ادامه دهید: از تصاویر، نتایج و تجربههای بهدستآمده برای تولید مطالب بعدی استفاده کنید.
البته هر رویدادی باید با رعایت ایمنی، قوانین و توان واقعی کسبوکار طراحی شود. جذابیت تبلیغاتی نباید بهانهای برای به خطر انداختن افراد باشد.
درس مهم کمپین ردبول استراتوس
ردبول نشان داد که یک برند میتواند بهجای خرید فضای تبلیغاتی برای معرفی خود، اتفاقی بسازد که مردم داوطلبانه به تماشای آن بنشینند و دربارهاش صحبت کنند.
این رویکرد برای همه کسبوکارها قابل اجرا نیست، اما یک اصل مهم دارد: گاهی بهترین تبلیغ، خودِ تجربهای است که برند برای مخاطبان خلق میکند.
بهجای اینکه همیشه از خودتان بپرسید «چه تبلیغی بسازیم؟»، این سؤال را مطرح کنید: «چه اتفاق جالبی میتوانیم ایجاد کنیم که مخاطبان واقعاً بخواهند آن را ببینند؟»
مطالب بیشتر از این دسته
- کمپین تبلیغاتی داو؛ آزمایشی که نشان داد زنان زیبایی خود را چگونه میبینند
- تبلیغ خلاقانه کوکاکولا؛ بطریهایی که نام مشتریان را داشتند
- تبلیغی که ایستگاه اتوبوس را به پناهگاهی امن تبدیل کرد؛ ایدهای خلاقانه برای جلب اعتماد مخاطب
- تبلیغی که با یک جعبه پیتزا، مشکل آلودگی هوا را به تصویر کشید
- تبلیغ خلاقانه دورکس؛ وقتی باران به ابزار بازاریابی تبدیل شد
- تبلیغ اورئو در تاریکی؛ توییتی چنددقیقهای که از یک خاموشی تاریخی استفاده کرد