🚀 این مقاله تنها یکی از صدها آموزش سودیرا است
اگر به دنبال ساختن یک درآمد واقعی هستید، قبل از ادامه این مقاله، سری به صفحه اصلی باشگاه درآمدزایی سودیرا بزنید.
در صفحه اصلی سودیرا با مسیرهای مختلف درآمدزایی و امکانات سایت آشنا میشوید و میتوانید بهترین مسیر را برای شروع انتخاب کنید.
در شروع یک کسبوکار، اینکه صاحب آن بسیاری از کارها را خودش انجام دهد کاملاً طبیعی است. بودجه محدود است، تعداد مشتریان هنوز زیاد نیست و شاید استخدام نیروی جدید از نظر مالی منطقی نباشد.
اما یک اشتباه زمانی اتفاق میافتد که این روش به یک عادت دائمی تبدیل شود.
بعضی صاحبان کسبوکار تصور میکنند اگر خودشان همه کارها را انجام دهند، هزینهها کمتر و کنترل بیشتر خواهد بود. در حالی که با رشد کسبوکار، انجام دادن همه کارها توسط یک نفر میتواند خودش به یک مانع برای رشد تبدیل شود.
وقتی صاحب کسبوکار تبدیل به کارمند خودش میشود
فرض کنید فردی یک فروشگاه اینترنتی دارد.
او خودش:
- سفارشها را ثبت میکند.
- به پیامهای مشتریان پاسخ میدهد.
- بستهها را آماده میکند.
- محتوا تولید میکند.
- تبلیغات را مدیریت میکند.
- حسابها را بررسی میکند.
- با تأمینکنندگان تماس میگیرد.
- مشکلات سایت را برطرف میکند.
- خرید کالا را انجام میدهد.
در ظاهر، او در حال صرفهجویی در هزینه استخدام است.
اما سؤال مهم این است:
آیا این فرد در حال انجام کارهای ارزشمند برای رشد کسبوکار است یا فقط مشغول نگه داشتن کسبوکار؟
این دو موضوع با یکدیگر تفاوت دارند.
صاحب کسبوکار باید فقط کار اجرایی انجام دهد؟
خیر.
بعضی کارها در ابتدا بهتر است توسط خود صاحب کسبوکار انجام شوند؛ مخصوصاً کارهایی که به شناخت مشتری، محصول و مدل کسبوکار مربوط هستند.
اما با رشد مجموعه، بخشی از فعالیتهای تکراری میتوانند به افراد دیگر یا ابزارهای مناسب سپرده شوند.
در این حالت صاحب کسبوکار فرصت بیشتری برای کارهایی پیدا میکند که مستقیماً به آینده کسبوکار مربوط هستند.
مثلاً:
- پیدا کردن بازارهای جدید
- طراحی محصولات جدید
- ایجاد همکاریهای تجاری
- بررسی عملکرد فروش
- تصمیمگیریهای مهم
- توسعه برند
- بهبود تجربه مشتری
چرا انجام همه کارها خطرناک است؟
۱. زمان برای رشد باقی نمیماند
وقتی تمام روز صرف کارهای اجرایی شود، زمانی برای فکر کردن به آینده باقی نمیماند.
ممکن است کسبوکار هر روز فعالیت کند، اما ماهها بدون پیشرفت جدی بگذرد.
۲. وابستگی به صاحب کسبوکار ایجاد میشود
اگر تمام اطلاعات و مهارتها فقط در ذهن یک نفر باشند، نبود او میتواند فعالیت مجموعه را مختل کند.
ممکن است حتی برای یک روز مرخصی، کسبوکار با مشکل مواجه شود.
این نشانه خوبی نیست.
یک کسبوکار سالم باید تا حد ممکن بتواند بدون حضور دائمی صاحب آن نیز فعالیت کند.
۳. احتمال فرسودگی افزایش پیدا میکند
وقتی یک نفر مجبور باشد دائماً چندین نقش مختلف را همزمان انجام دهد، فشار کاری افزایش پیدا میکند.
در نتیجه ممکن است کیفیت تصمیمگیری، ارتباط با مشتری و حتی کیفیت محصول کاهش پیدا کند.
۴. هزینه فرصت ایجاد میشود
این شاید مهمترین بخش ماجرا باشد.
فرض کنید صاحب کسبوکار میتواند با اختصاص دو ساعت به مذاکره با یک مشتری بزرگ، قرارداد قابلتوجهی ایجاد کند.
اما همان دو ساعت را صرف ثبت سفارشها میکند؛ کاری که شخص دیگری میتواند با هزینه بسیار کمتر انجام دهد.
در این حالت، صرفهجویی در هزینه استخدام ممکن است باعث از دست رفتن یک فرصت بزرگتر شود.
همه کارها ارزش یکسانی ندارند
یکی از روشهای ساده برای اصلاح این اشتباه، دستهبندی فعالیتهاست.
کارهای روزانه خود را در چهار گروه قرار دهید:
کارهایی که فقط خود شما باید انجام دهید
مثل تصمیمهای استراتژیک، مذاکرات مهم یا فعالیتهایی که به تخصص و تجربه شخصی شما نیاز دارند.
کارهایی که شخص دیگری میتواند انجام دهد
مثل ورود اطلاعات، بستهبندی، پاسخهای تکراری یا برخی فعالیتهای اداری.
کارهایی که میتوان آنها را خودکار کرد
مثل ارسال برخی پیامها، صدور فاکتور، گزارشگیری یا یادآوریها.
کارهایی که اصلاً ضروری نیستند
بعضی فعالیتها فقط به دلیل عادت انجام میشوند و ارزش قابلتوجهی برای کسبوکار ایجاد نمیکنند.
حذف این دسته میتواند حتی از استخدام نیروی جدید هم مؤثرتر باشد.
تفویض کار به معنای از دست دادن کنترل نیست
برخی صاحبان کسبوکار از واگذاری کارها میترسند.
آنها تصور میکنند اگر خودشان همه چیز را انجام ندهند، کیفیت کاهش پیدا میکند.
راهحل این مشکل، انجام دادن همه کارها نیست؛ بلکه ایجاد فرایند مشخص است.
برای مثال، به جای اینکه هر بار خودتان نحوه بستهبندی سفارش را توضیح دهید، میتوانید یک دستورالعمل ساده تهیه کنید.
به جای پاسخ دادن به تمام سؤالات تکراری، میتوانید پاسخهای استاندارد آماده کنید.
به این ترتیب، کار قابل انتقال و کنترل میشود.
چه زمانی باید بخشی از کارها را واگذار کرد؟
هیچ عدد ثابتی برای همه کسبوکارها وجود ندارد.
اما چند نشانه میتواند هشداردهنده باشد:
- بیشتر وقت شما صرف کارهای تکراری میشود.
- فرصت کافی برای توسعه کسبوکار ندارید.
- به دلیل مشغله زیاد، پاسخ مشتریان با تأخیر انجام میشود.
- کارهای مهم دائماً به تعویق میافتند.
- حتی در زمان استراحت مجبورید کار کنید.
- نبود چندروزه شما باعث توقف فعالیتها میشود.
- درآمد افزایش یافته اما زمان آزاد شما کمتر شده است.
این موارد میتوانند نشان دهند که ساختار کاری نیاز به تغییر دارد.
یک اشتباه دیگر: استخدام نیروی زیاد برای فرار از مدیریت
البته نقطه مقابل این اشتباه هم وجود دارد.
نباید تصور کرد هر کاری را باید فوراً به نیروی جدید سپرد.
استخدام بدون نیاز واقعی میتواند هزینههای ثابت کسبوکار را افزایش دهد.
بهتر است ابتدا مشخص شود:
کدام کار واقعاً باید واگذار شود و واگذاری آن چه ارزشی ایجاد میکند؟
گاهی یک ابزار ساده یا یک فرایند بهتر میتواند جای چند ساعت کار دستی را بگیرد.
هدف نهایی چیست؟
هدف این نیست که صاحب کسبوکار هیچ کاری انجام ندهد.
هدف این است که زمان صاحب کسبوکار صرف کارهایی شود که بیشترین ارزش را برای کسبوکار ایجاد میکنند.
اگر یک کار را شخص دیگری با کیفیت مناسب و هزینه منطقی میتواند انجام دهد، لزوماً دلیلی ندارد که صاحب کسبوکار هر روز خودش آن را انجام دهد.
جمعبندی
یکی از اشتباهات کسبوکارها این است که صاحب کسبوکار برای کاهش هزینهها تلاش میکند همه کارها را خودش انجام دهد.
این روش شاید در ابتدای مسیر قابلقبول باشد، اما با رشد کسبوکار میتواند باعث اتلاف زمان، فرسودگی، وابستگی بیش از حد مجموعه به یک نفر و از دست رفتن فرصتهای رشد شود.
صاحب کسبوکار قرار نیست بهترین انجامدهنده تمام کارها باشد؛ قرار است بهترین تصمیمها را برای کسبوکار بگیرد.
رشد واقعی زمانی اتفاق میافتد که کسبوکار از یک مجموعه کارهایی که فقط یک نفر انجام میدهد، به سیستمی تبدیل شود که افراد، فرایندها و ابزارها در کنار یکدیگر آن را پیش میبرند.
مطالب بیشتر از این دسته
- اشتباه بیستودوم: نداشتن سیستم کنترل کیفیت در کسبوکار
- اشتباه ششم: نادیده گرفتن مشتریان ناراضی
- اشتباه بیستوپنجم: نادیده گرفتن فرسودگی شغلی در کسبوکار
- اشتباه سیوچهارم: نداشتن برنامه برای حفاظت از اطلاعات و فایلهای کسبوکار
- اشتباه شانزدهم: نداشتن برنامه برای بازگشت مشتریان قبلی
- اشتباه بیستوسوم: شروع کسبوکار بدون بررسی مجوزها و الزامات قانونی