مدیری که فروش را زیاد کرد اما سود شرکت را کم کرد
مدیر یک شرکت بازرگانی از گزارش ماهانه فروش بسیار خوشحال بود. عدد فروش از ماه قبل بیشتر شده بود. حتی […]
داستانهای کوتاه و آموزنده از مدیریت، رهبری و تصمیمگیری در کسبوکار
مدیر یک شرکت بازرگانی از گزارش ماهانه فروش بسیار خوشحال بود. عدد فروش از ماه قبل بیشتر شده بود. حتی […]
مدیر یک شرکت تبلیغاتی همیشه یک جمله تکراری داشت: «اگر آدمهای بااستعداد پیدا کنیم، شرکت رشد میکند.» به همین دلیل،
در یک شرکت فناوری، تقویم مدیرعامل تقریباً همیشه پر بود. جلسه ساعت ۸:۳۰ صبح شروع میشد و گاهی تا عصر
صبح دوشنبه، یکی از کارکنان شرکت متوجه شد که در یک سفارش مهم، عددی اشتباه وارد شده است. اشتباه کوچک
در یک شرکت کوچک، همه میدانستند چه کسی مهمترین کارها را انجام میدهد. «امیر» نزدیک به شش سال در شرکت
در یک شرکت خدماتی، مدیر همیشه به کارکنانش میگفت: «مشتری ناراضی، فقط یک مشکل نیست؛ یک فرصت برای پیدا کردن
مدیر یک شرکت تولیدی قرار بود درباره عرضه یک محصول جدید تصمیم بگیرد. محصول آماده بود و تیم بازاریابی معتقد
در یک شرکت خدماتی، مدیر همیشه از یکی از کارکنانش ناراضی بود. «سارا» کارمند بخش پشتیبانی بود و تقریباً هر
در یک شرکت کوچک، مدیرعامل عادت داشت همهچیز را خودش بررسی کند. اگر یکی از مشتریان درخواست تغییر کوچکی در