مدیری که بدون مشورت با کارکنان، همهچیز را تغییر داد
شرکت «پیشگامان تجارت» سالها بود که با یک روش مشخص کار میکرد. سفارشها از طریق یک سامانه ثبت میشدند، هر […]
داستانهای کوتاه و آموزنده از مدیریت، رهبری و تصمیمگیری در کسبوکار
شرکت «پیشگامان تجارت» سالها بود که با یک روش مشخص کار میکرد. سفارشها از طریق یک سامانه ثبت میشدند، هر […]
شرکت «راهکار هوشمند» در چند سال گذشته رشد قابلتوجهی داشت. تعداد مشتریان افزایش یافته بود، پروژههای بزرگتری به شرکت سپرده
شرکت «پارسنگار» در آستانه یکی از مهمترین قراردادهای سال خود قرار داشت. یک مشتری بزرگ انتخاب کرده بود که بخش
شرکت «بازارگستر» در زمینه فروش اینترنتی لوازم خانه فعالیت میکرد. این شرکت در چند سال نخست رشد خوبی داشت و
شرکت «اندیشهپردازان» هر سال در پایان اسفندماه، عملکرد کارکنان خود را ارزیابی میکرد. در این شرکت، مدیران فرمهایی را پر
شرکت «توسعهگران فردا» به مدیریت «بهرام» سالها بود که بدون دردسر خاصی فعالیت میکرد. مشتریان ثابتی داشت، کارکنانش وظایف خود
شرکت «آتیهسازان» حدود سی کارمند داشت. «حمید»، مدیرعامل شرکت، خودش را مدیری عادل میدانست. او همیشه میگفت: «من بین کارمندها
«نوآوران فردا» شرکت کوچکی بود که در زمینه فروش تجهیزات اداری فعالیت میکرد. «مسعود»، مدیرعامل شرکت، برخلاف بسیاری از مدیران
شرکت «راهکاران شرق» یکی از بهترین سالهای فعالیتش را پشت سر میگذاشت. فروش افزایش پیدا کرده بود، مشتریان جدید وارد
شرکت «پیشروان دیجیتال» در حال طراحی یک محصول جدید بود. «کامران»، مدیرعامل شرکت، هر هفته جلسهای با مدیران ارشد برگزار
در شرکت «نگینکار»، یک قانون نانوشته وجود داشت: هر چیزی که مدیرعامل میخواست، باید «همین الان» انجام میشد. «فرهاد»، مدیرعامل
شرکت «راهکار نو» در سه سال گذشته رشد خوبی کرده بود. تعداد مشتریان بیشتر شده بود، تیم بزرگتر شده بود